مجمعی کردند مرغان جهان

برداشتی نمایشی از منطق الطیر عطار نیشابوری،ژان کلود کری یر،ترجمه داریوش مودبیان

مجمعی کردند مرغان جهان                آنچ بودند آشکارا ونهان

تو این داستان را بر شاخه ای خشک حکایت کن، آن شاخ و برگ برآورد و ریشه بدواند ومیوه بدهد.

این اثرنمایشی برای نخستین بار در سی و چهارمین فستیوال تئاترآوینیون فرانسه 1979به کارگردانی پیتربروک به نمایش درآمد دراین اجرا چهارده بازی آفرین برجسته ی مرکزجهانی آفرینش های تئاتری شرکت فعال داشتند و پنج نوازنده ی توانای سازهای گوناگون خصوصا شرقی آنان را همراهی می‌نمودند. دراین اجرا و ادامه ی آن در پاریس و دیگر شهرهای اروپا پیتربروک آشکارا از صورتک ها و عروسک های نمایشی سنتی شرق به ویژه( بالی) سود جسته بود.آخرین اجرای این اثردرساعت 5 صبح ودرتاریکی آغازشد وبا برآمدن آفتاب وآغاز روزبه پایان رسید. این نمایش همسُرایی بود و سرودها بدیهه سرایی می‌شد.

 لاجرم این جا سخن کوتاه شد                  رهرو و ره برنماند و راه شد

ژان کلود کری یر نمایشنامه نویس، فیلمنامه نویس، نظریه پرداز و استاد مسلم تئاتروسینما با بسیاری از بزرگان سینمای جهان همکاری نزدیک داشته است ازجمله لوئیس بونوئل وژان لوک گدارومیلوش فورمن واندره وایدا وپیتربروک که در1973 همیاری آنان با هم آغاز شد.

ازجمله آثار ژان کلود کری یر: تیمون آتنی 1974- مکافات عمل 1978- باغ آلبالو 1980- تراژدی کارمن 1981- مها بهاراتا 1985

اساسا ادبیات کهن تمامیت آن رویدادی است که ازمتون کهن درادبیات غیرنمایشی ومردمی وعارفانه دراین سو یا آن سوی جهان شناخته شده است. هنر نمایش بازنمایی واقعیت است به واسطه ی ابزارنمایشی واین نمایش (مجمعی کردند مرغان جهان)در5 بخش به پیش می‌تازد.

نخست آغاز گرد آمدن مرغان، دربخش دوعذر آوردن مرغان، دربخش سوم آغاز سفر و راه پرهول ومنزل ناپدید،در قسمت چهارم گذراز 7 وادی ودرپنجمین پرده سی مرغ درپیشگاه سیمرغ. منظومه ی وزین منطق الطیر برای اولین بار در سال 1863 در فرانسه به زیورطبع آراسته شد، این ترجمه به همت گارسن دوتاسی شرق شناس شناخته شده به انجام و چاپ رسید.

منطق الطیر را زبان پرندگان، گرد همایی پرندگان، انجمن یا اجلاس یا همایش یا تجمع پرندگان می‌توان ترجمه نمود و یا مجمع پرندگان یاد کرد. این اثر یک منظومه ی طولانی با چهار هزار و ششصد وچهل وهفت بیت شعر یکی ازمضامین آشنای ادبیات عرفانی و تمثیلی است. این اثرادبی ناب بیان احوال پرنده ای است که ازدام ها و وسوسه ها ی گران سنگ وارهیده و دنیای خود را ساخته است، این سفر سیر و سلوک است ودراین اثرشگرف ما برای دیدن سفرنمی کنیم، برای ندیدن طی طریق می‌نماییم، عطار آن پیراسرار وآن که سخنش تازیانه ی اهل سلوک است معتقد است که : در راه بسیاری ازرفتن بازمی مانند جزیک مرغ که سیمرغ است و سی مرغ که یک مرغ است.

در کوی قلندری چو سیمرغ                 می‌باش بنام و بی نشان باش

عطار زمدعی بپرهیز                       روگوشه گزین ودرمیان باش