چگونه در روابط با ديگران موفق باشيم؟
چگونه در روابط با ديگران موفق باشيم؟

چگونه در روابط با ديگران موفق باشيم؟ امروزه ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه ناگزير از ارتباط و برخورد با ديگران هستيم آنچه مسلم است كه هيچ كس قادر نيست بدون كمك ومساعدت وارتباط با ديگران، نيازهاي معمولي خود را برطرف سازد .حال سئوالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه چگونه بايد […]

چگونه در روابط با ديگران موفق باشيم؟

امروزه ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه ناگزير از ارتباط و برخورد با ديگران هستيم آنچه مسلم است كه هيچ كس قادر نيست بدون كمك ومساعدت وارتباط با ديگران، نيازهاي معمولي خود را برطرف سازد .حال سئوالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه چگونه بايد با ديگران ارتباط موفق برقرار كنيم وجهت افزايش اين ارتباط چه كارهايي بايد انجام دهيم يا اينكه چه كارهايي نبايد انجام دهيم.بعضي گمان مي كنند كه ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ويا بحث كردن است ، اينها از عناصر مهم ارتباطي هستند ولي در واقع ارتباط را رفتاري است كه پيامي در خود دارد و توسط طرف مقابل ما درك مي شود، خواه شفاهي باشد يا غير شفاهي ،آگاهانه يا ناآگاهانه ، عمدي و…. . ارتباطات عامل ومنشا بسياري از شادي ها و غصه ها و رنج ها زندگي است، زندگي شاد، زندگي سرشار از دوستي است. روشن است كه با افراد متفاوت، رفتارهاي متفاوتي خواهيم داشت تاكيد بر خصوصيات مشترك ارتباط را موثر مي كند، ما انسانها با يكديگر مشتركات فراوان داريم، با كمي تمرين مي توان خود را همراه ديگران بيابيم و با آنها دوست وهم راي شويم.براي دست يابي به يک ارتباط خوب راهکارهاي ذيل مي تواند مفيد باشد.

شيوه هاي مديريت روابط با ديگران

1- صريح وصادق بودن: سعي كنيم در روابط خود با ديگران صريح وصادق باشيم ، در گفته هاي خود صريح و صميمي باشيم و از هر نوع ابهامي اجتناب كنيم، چون اگر منظور خود را با صراحت بيان نكنيم طرف مقابل ما به اشتباه مي افتد و به حدس وگمان متوسل مي شود و از واقعيت دور مي گردد.

2- احساسات خود را بيان كردن: با احساس خود روراست باشيم، سعي كنيم مشكلات زندگي و احساساتي كه داريم، با همسر و شريك و با طرف مقابل خود در ميان بگذاريم. حتي اگر گمان كنيم كه باعث ناراحتي آن ها مي شود اگر مي خواهيم با طرف مقابل خود ارتباطي معقول و منطقي بر پايه تفاهم داشته باشيم، بهترين روش روراست بودن است و احساس خود را باوي در ميان گذاشتن است .اگر مشكلي را حل نشده باقي بگذاريم و يا موضوعي را كه مداقه وگفتگو در باره آن الزامي است به ميان نكشيم، مثل اين است كه دمل چركين و دردناكي را سرجايش گذاشته و به حال خود رها كرده باشيم .

3- زمينه مشترك و نكات مشابه را يافتن: درجست وجوي زمينه هاي مشترك باشيم، سعي كنيم در ارتباطمان بيشتر نكات مشترك ومشابه را بيابيم . اهداف ونيازها ونگرانيها را از نظر او نگاه كنيم و براي اينكه شرايط طرف مقابل را درك كنيم بايد امور او را از ديد و نظر او ببينيم و با پرس وجو، از اموري كه نگراني او باعث شده، متوجه گرديم، همين نكات مشترك زمينه هاي مساعدي هستند كه شالوده همدلي ووحدت وتفاهم را برروي آن مي توان بنا كرد ، عبارتي مثل: ((من و تو هر دو همين را مي خواهيم ))را مي توان بيان نمود.

4- همدلي و همدردي كردن: سعي كنيم با شخص احساس مشترك داشته باشيم . شادي و غم خود به حساب آوريم و موقعي كه او احساس غم مي كند ما نيز با او همدرد وهم غم شويم و بالعكس. سعي ما اين باشد كه با سيستم حسي فرد ارتباط برقرار كنيم .

5- شنونده خوبي بودن: شنونده خوبي باشيم وگوش كردن را ياد بگيريم.گوش كردن به سخن وكلام ديگري موجب مي شود تا او در نهايت آرامش خيال، به طور واقع، منويات قلبي و احساسات خود را با ما در ميان بگذارد و برايمان احترام قائل شود وآماده شنيدن نظرات ما شود.

6- سيستم روحي افراد را شناختن و تقليد از آن ها: براي اين كار بايد به دقت به افراد چشم بدوزيم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهيم و ببينيم غالبا» از چه نوع كلماتي استفاده مي كنند آنگاه با استفاده از همان نوع كلمات، تقليد از لحن صدا، حالات و حركات چشم ها به گونه اي با آنها نحوه فكر وعملكرد ذهني شان مطابق باشد.

7- شخصيت افراد در نظر گرفتن: بايد ببينيم طرف مقابل ما چه شخصيتي دارد، برون گراست يا درون گرا، براي صميميت با درون گرايان بايد ببينيم چه ايده ها وارزشهاي براي آنها اهميت دارد و آنگاه بكوشيم تا با توجه به چارچوبهاي ذهني شان با آنها رفتار كنيم وصحبت كنيم و بالعكس، براي همدلي با برون گرايان به آنها نشان دهيم كه آنچه مي گويند وعمل مي كنند با انديشه ورفتار مردم هماهنگ است.

8- تقويت نمودن عزت نفس: مسلما افراد قوي ارتباط بهتري با ديگران برقرارمي کنند. براي تقويت عزت نفس خودبايد با تعمق در ژرفاي وجود از دنياي پيچيده درون خود آگاه شويم، به كاستي هايمان پي ببريم ، جهت گيري هايمان را در قبال رويدادهاي مردم و شرايط گوناگون بشناسيم وبه فكر اصلاحشان باشيم و با كمك حرمت نفس و ارزشي كه براي خودمان قائل هستيم حق انتخابمان چندبرابرمي شود و ارتباطمان با ديگران به نحو چشمگيري بهبود مي يابد .

9- محترم شمردن احساس طرف مقابل: همواره رفتاري احترام آميزداشته باشيم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماريم،كوچك كردن همديگر، به خصوص درحضور ديگران درمناسبات وروابط ،اثرتخريبي دارد، رفتار توام با ظرافت و ملايمت نه فقط شامل رفتار مودبانه مي شود، بلكه صفا و صداقت واقعي و اعتماد كامل نيز در بردارد.

10- سكوت نمودن: معمولا مردم در حضور افراد پرحرف خيلي احساس راحتي نمي کنند. سكوت پيامي اعجاز گر در امر ارتباط است و يكي از جنبه هاي مهم ارتباط است ، مشروط بر اينكه حاوي پيامي باشد، سكوت مي تواند در مناسبات انسان عشق ورضايت وخشنودي وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.

11- عدم افراط در موعظه: منظورمان را به صورت سخنراني و نصيحت خشك تو خالي بيان نكنيم. موعظه مي تواند جنبه افراطي و مخرب در روابط داشته باشد و ما بايد سعي كنيم حداعتدال را نگاه داريم و براي سخنانمان ارزش قائل شويم و جايي كه از ما نظر مي خواهند، نظر بدهيم .

12- وقت و موفقيت شناس بودن: ياد بگيريم كه چه وقت شوخي وچه وقت جدي باشيم، هيچگاه طرف مقابلمان را دست نيدازيم، از گفتن جملات و كلماتي كه بار اخلاقي و فرهنگي مناسبي ندارند در بيان منظورمان، خوداري نماييم. شوخي كردن بايد با توجه به موقعيت و زمان خاصي باشد.

13- مخالفت نمودن به شيوه مناسب: ياد بگيريم كه چگونه بدون بحث و جدل هاي مخرب، مخالفت خود را نشان دهيم، جرو بحثها غالبا» بابلند كردن صدا، دادوفرياد، خشم وغضب، همراه است. بحث و جدل ها تا حدود زيادي تحت تاثير گرايشات و خلق وخوي افراد درگير مباحثه قرار مي گيرد .

14)يكي بودن قول وعمل: سعي كنيم قول و عملمان يكي باشد. هنگامي كه خودمان براي گفته هاي خود ارزش قايل نيستيم، چه انتظاري مي توان داشت كه ديگران قولها و سخنان ما را محترم بشمارند. هنگامي كه ما قول مي دهيم كاري را انجام دهيم سعي كنيم آن را به مرحله عمل برسانيم و اگر ناتوان در انجام آن هستيم هرگز خود مكلف به وعده اي كه از عهده آن بر نمي آييم، نكنيم روراست و صادقانه بگوييم نمي توانيم .

برخورد همدلانه: زندگي يك مسابقه صرف نيست، مي توانيد با اشخاص به گونه اي رفتار كنيد كه هركس خود را يك برنده در نظر بگيرد و احساس پيروزي كند. شرايط پيروز شدن يكي و باختن ديگري هرگز به نفع كل نيست. همگام شدن نه تنها روي ديگران، بلكه روي ما نيز تاثير قابل ملاحظه اي بر جاي مي گذارد. وقتي با ديگران همگام مي شويم در واقع به دورن آنها مي رويم و در ذهن آن ها جا مي گيريم و در ارتباطمان بايد سعي مان در افزايش وارتفاء بيش از بيش اين رفتارها باشد و در نتيجه تجربه اي از آن ها پيدا كنيم. همگام شدن موثر به ما امكان مي دهد با ديگران برخورد همدلانه و به ياد ماندني داشته باشيم .

علیرضا حدادی