زخمهایی که هنوز حرف میزنند
مجتبی باقریان، روانشناس بالینی، هیپنوتراپیست، درمانگر طرحواره
✍ حجت حسن ناظر
کتاب اینگونه می آغازد:
تقدیم به پیامبران عشق و مهربانی، و به راستی که عشق ومهر ستیغ نشین زندگی از برای آنان که از دنیا چیزی نمیخواهند واز کسی انتظاری ندارند.
فهرست مطالب ۸ فصل پژوهشی را نشانگر است. دیباچه نویسنده آگاهانه ومشفقانه وهم دلسوزانه طرح موضوع می نماید و با نثری صمیمی وخودمانی وبه دور از ابراز وجود بیان حال مینماید نه قال. سالهاست که پای صحبت انسانها نشسته وزندگی هاشان را که شبیه کتابی نانوشته است مرور نموده ،کتابهایی پراز درد ،سکوت ،امید ،تکاپو وشور زندگی.
نگارنده در دیباچهی اثرش بیان میدارد که میخواستم همراهی باشم برای مسیرهایی که گاهی بسیار تنها وسخت طی میشوند و در بارهی موضوعاتی بنویسم که معمولا کسی در باره شان سخنی ساز نمی کنند و ترسهای بازگشت وصداهای درونی وسایه های قدیمی وضعف هایی که گاهی از انسان ،انسان دیگری می سازد . این کتاب در اصل کتابی بالینی است از دل مواجه با واقعیت های سخت اما درنهایت به امید پیوسته نگاشته شده است که تلاش می ورزد خواننده را باخود مهربانتر سازد وتکاپومندتر وهم نیز سعی شده هر سطر کتاب پلی راتعریف نماید بین تجربه وانسان در راه . بنا بر نظریه وگفتهی روان پژوهان هرگونه وابستگی آفت خیز خود گونه ای« فالوس» است که فرد احساس می کند کامل شده واز نقصان به دور است درصورتی که توهمی بیش نیست و آدمی گاه سوژه ای شکست خورده است چراکه نقص در وجود آدمی بوده وجرئی از کمال اواست. «صادق هدایت» در یادداشتی برآغاز «بوف کور» چنین بیان میدارد که: «در زندگی زخم هایی است که مثل خوره روح را در انزوا می خورد و می خراشد و می کاهداین زخم ها را عموما نمی شود به کسی اظهار داشت…»
و مسعود کیمیایی کارگردان،رمان نویس وسناریست نامی برای کتاب شعری از خود عنوان «زخم عقل» انتخاب مینماید، میتوان برداشت نمود که گاهی زخم عقل ترک برمی دارد وگاهی از ورای زخم ها نوری می تابد ونویدی رخ می نماند وامیدی سر می کشد وپرتو افشانی می آغازد.آدمی در برابر آلام ومصایب وتراژدی ها ودرام ها وزخم آجین شدن هاصبوری نموده و می کوشد از پای درنیاید وخود را روئین تن نماید وضربه ناپذیر شود وباهر بادی برباد نشود.آنان که از اعماق طوفانهای مهیب و ویرانگرجان سالم بدر برده اند و امیدوار می زیند ودرس آموز والهام بخش وراهگشا اینان چراغ های هدایت اند وچهلچراغ هایی در هزار توهای خوفناک.
هرچه که هست بهتر ان است که قدردان زخم هایمان باشیم ،زخمهایی که سخنگویند وبرنامه ومانیفست وپروگرام دارند وهادی اند .به راستی که چه ارزشمندند وباشکوه زخمهایی که هنوز حرف می زنند.
