مدیریت آشفته شهر و تلاش میرفانی برای بقا

تلاش شهردارِ شاهرودی نیشابور برای مهندسی انتخابات شورای شهر

مسعود میرادی

مدیریت شهری، هنرِ مدیریتِ منابع برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است؛ اما وقتی مدیریت، از مسیر «خدمات‌رسانی» منحرف شده و به سمت «بقای شخصی» و «بازی‌های قدرت» متمایل می‌شود، شهر دچار فرسایش می‌شود. وضعیت فعلی نیشابور تحت مدیریت  شهرداری بی برنامه و بدون استراتژی مدیریتی ، گویای بحرانی ساختاری در نظام تصمیم‌گیری‌ ، تصمیم سازی و شورایی است که هزینه های آن را شهروندان و شهر می پردازد.

اگر نگاهی به وضعیت مبلمان شهری و زیرساختی شهر بیندازیم، شاهد شکستی آشکار در بسیاری از حوزه ها از جمله جذب سرمایه گذار و اجرای پروژه های زیر ساختی و نیز حوزه خدمات شهری هستیم.

از دل شورای ششم نیشابور که برخاسته از قهر شهروندان با صندوق رای و البته سازمان رایی غیر شفاف و هدایت شده با سازوکارهای مختلف تحت لوای انقلابیون بود؛ شهرداری زاییده شد که به جرات می توان وی را از  ضعیف ترین و بی برنامه ترین شهردارانِ نظام شورایی در نیشابور دانست . هم او که توان مدیریت برای  تنظیم به موقع  سند بودجه و تصویب آن در شورا را در سالیان اخیر نداشته و عملکرد پر حرف و حدیث اش صدای اکثریت نسبی شورائیان انقلابی را چندین بار درآورد و اگر نبود حمایت های پیدا و پنهان بخشی از امنیتی ها و تفرقه و دعواهای سر لحاف ملای اعضای شورا ، دوره مدیریت او نه تنها به دو سال نمی رسید که به واسطه برخی تخلفات فاحش از جمله تبدیل «باغ» به «خیابان» باید دادگاهی می شد .

مدیریت شهری که قادر به انعقاد یک قرارداد مشارکت نیست یا حتی از تدوین یک دفترچه پیمان قابل قبول درمانده است و نمی تواند نظافت عمومی شهر را تضمین کند، چگونه می‌تواند ادعای مدیریت بحران یا توسعه شهری داشته باشد؟ اما ریشه‌ی این ضعف، نه در کمبود منابع، بلکه در مدیریتِ قراردادها نهفته است.

بسیاری از شهروندان نیشابور با حیرت شاهد بودند که فرآیند مناقصات و قراردادهای حیاتی خدمات شهری، بیش از یک سال به طول انجامید. این تأخیر غیرقابل توجیه در امضای قراردادها، مستقیماً منجر به بی سامانی خدمات شهری  و تاثیر بر  کیفیت زندگی شهروندان شد.

این نوع مدیریتِ « بی سامان»، نشان می‌دهد که شهرداری نه تنها در برنامه‌ریزی ابتدایی  ناتوان است، بلکه در مدیریتِ زمانی و اداری نیز دچار آشفتگی است. این آشفتگی، در مواردی چون «شهرک مشاغل» بیشتر خود را نشان داد؛ قراردادی که با نقص‌های ساختاری و ناشی از تصمیمات نادرست، به یک چالش بزرگ برای شهر و فعالان اقتصادی تبدیل شد و جایگاه شهرک را از یک فرصت توسعه به یک نقطه بحرانی تغییر داد.

در این میان، ما شاهد بودیم که مدیریت شهری حتی در تعامل با نهاد نظارتی (شورای شهر) نیز با بن‌بست مواجه بوده است. دو بار تلاش برای استیضاح شهردار، که به دلیل مشکلات تیمی و عدم انسجام در شورا با شکست مواجه شد، نباید به معنای تایید عملکرد شهردار تلقی شود؛ بلکه این شکست، نشان‌دهنده یک شکاف عمیق میان قوه مجریه شهری و نهاد نظارتی است که در نهایت، هزینه‌اش را شهروند نیشابوری پرداخت می‌کند.

اما در آستانه انتخابات کم رمق شورا   ورود شهردار ضعیفِ غیرِ بومی به عرصه سیاست و تلاش برای تاثیر مستقیم بر روند انتخابات شورای شهر است. وقتی شهردار، به جای تمرکز بر جبران کارنامه‌ی مصیبت بارش با جمعی از مدیران ستادی و غیر ستادی اش در صدد انتخاب افراد خاص در انتخابات شوراست  یعنی او از جایگاه اداری خود برای اهداف سیاسی شخصی استفاده می‌کند.

استفاده از فضای مذهبی، یعنی برگزاری جلسات شبانه در یک مسجد و دعوت از کاندیداها برای قرار دادن آن‌ها زیر چتر یک ائتلافِ تحت کنترلِ شهرداری، رفتاری است که فراتر از تخلف اداری، مصداق «سوءاستفاده از جایگاه مدیریتی و امکانات و فضاهای  مذهبی » است. هدف از این اقدامات، مشخص است: ایجاد یک شبکه از «منتخبینِ تحت کنترل» برای اینکه پس از انتخابات شهردار بتواند با تکیه بر  آن ها کرسی خود را حفظ کند. این یعنی تبدیل شدن شهرداری به یک «باند سیاسی» که هدفش نه خدمت به مردم، بلکه تضمینِ بقای یک  گروه محدود است.

این رفتار، نوعی «تخریب دموکراسی شهری» است. وقتی کاندیداها به جای رقابت بر سر برنامه‌های توسعه، مجبور به بازی در زمینِ ائتلاف‌های پنهانی  تحت حمایت باندی از  شهرداری باشند، انتخاب واقعی  شهروندان سلب می‌شود. این نوع رفتارها می تواند مدیریت شهری را در آینده بیشتر دچار تضاد نماید که هزینه آن را شهروندان باید پرداخت کنند. علاوه بر آن  باعث می‌شود افراد توانمند و متخصص، از ورود به عرصه مدیریت شهری بترسند یا در دام این بازی‌های باندهای پیدا و پنهان شوند .

وظیفه  مسئولان و نهادهای نظارتی و انتخاباتی  این است که اجازه ندهند نیشابور، شهر علم و ادب، قربانی بازی‌های «بقاء به هر قیمت» شود و ناتوانان  در مدیریت  شهر  در انتخابات بر خلاف قانون و اخلاق دخالت کنند . نهادهای نظارتی باید به سرعت وارد عمل شوند تا مانع از تبدیل شدن شهرداری به یک «باند سیاسی» شوند.