قطعی اینترنت، تن رنجور کسب و کارها و از بین رفتن اعتماد!

✍ وحید سجادی

پیش از نوشتن این مطلب از هوش مصنوعی جمنای (Gemini) کمک خواستم تا بتوانم نگاه جامع‌تری داشته‌باشم؛ اما راستش آن چه را ما به سر کردیم خارج از تصور او بود!

مواردی که پیشنهاد داد محدود می‌شد به قطعی کارت‌خوان و صف مشتریان و استهلاک ذهن پرسنل و مواردی از این دست. و خب این موارد تنها پیش‌درآمد 19 روز خاموشی اینترنت ما بود.

از آن‌جا که من و شما خوب می‌دانیم چه بر ما گذشت و می‌گذرد و مسئولینمان هم که دنیایشان با ما فرق دارد؛ با خود گفتم با همان جمنای سخن بگویم که کاراتر از گفتن با مدیران طبیعی است؛ احتمالا برایش شگفت انگیز هم باشد.

می‌دانی جمنای؟ ارتباطات، مراودات مالی، صنعت و شاید مهمتر از همه کسب و کار مردم به اینترنت گره خورده؛ از آنجا که نفَسِ تو هم به اینترنت بند است تا اینجا را خوب می‌فهمی.

راستش ما از اول هم از چشمه اینترنت آب زلالی نخورده بودیم جمنای جان. باورت می‌شود  2025 سال بعد از اینکه مسیح‌تان به دنیا آمد مردمی که قرار بود دانش اگر در ثریا باشد به آن دست یابند برای دیدن یک فیلم، تماس تصویری یا دانلود یک نرم افزار مدت ها صبر و فحش خرج می کنند؟

اینترنتی که در روزگار جولان شما هوش مصنوعی‌ها کسب.وکارها را از همیشه چابک‌تر کرده بود و البته رقابت را سنگین‌تر برای ما ایرانی‌ها در قعرِ جدولِ کیفیت اینترنت کالایی دست نیافتنی شده.

باور نمی‌کنی اگر بگویمت که دیگر قطع شدن اینترنت برای ما و کسب وکارهامان ریسک نیست و تبدیل به رویه شده است!

همین خرداد ماه، اسرائیل حمله کرد و سران ما تصمیم گرفتند اینترنت ما را قطع کنند! دلیلش را نپرس ما هم عادت کردیم که نمی‌پرسیم؛ اینطوری کمتر اذیت می‌شوی.

بعد از جنگ، کلی تلاش کردند تا بتوانند چیزی(اینترنت) که خودشان بستند را باز کنند و مدام می گفتند نمی شود. الان هم که دارم با تو حرف می زنم اینترنتمان مثل آدم نیست. البته این دفعه با اون دفعه فرق می‌کند. این بار به دلیل دیگری اینترنت را قطع کردند.

یادت هست وقتی از تو پرسیدم درباره زیان‌های قطعی اینترنت بگویی حتی درک درستی نداشتی که چه می‌شود بدون نت؟

ببین اول از همه باید بگویم که نباید تنها از زاویه خسارت اقتصادی به ماجرا نگاه کنی؛ چرا که هم‌زمان پیامدهای روانی، اجتماعی، آموزشی و انسانی و حتی امنیتی زیادی وجود دارد. که البته چون تو روح و روان نداری شاید نتوانی درک کنی. اشکالی ندارد مسئولین ما هم فکر می‌کنند ما مردم هم نداریم.

از نگاه ما، اینترنت یک حق اساسی است(البته از نگاه ما و تو)؛ حقی همگانی که نمی‌توان آن را سهمیه‌بندی، لوکس یا به امتیازی خاص برای گروهی محدود تبدیل کرد؛ که البته کردند. مثلا «اینترنت خبرنگاری»، «اینترنت کسب‌وکار» یا «اینترنت اضطراری».  فکرش را بکن برخی استحقاق اینترنت را دارند و برخی نه!

چی؟ متوجه نمی‌شوی؟ بگذار برایت مثالی بزنم. فرض کن تو نباید اینترنت داشته باشی ولی به چت جی‌پی‌تی و کوپایلوت و پرپکسیلیتی و نوت بوک‌ال‌ام و گراک و حتی آن رقیب چینی‌ات دیپ سیک هم می‌دهند. تو باید در کنار آن ها زندگی کنی، رقابت هم بکنی، از تو مالیات هم می گیرند، بیمه هم باید بریزی،‌ چک و اجاره و قسط هایت هم  سر جایش.

باید بیشتر برایت باز کنم چون تو کسب و کارهای بزرگی در دنیا می شناسی که شرایطشان خیلی آنتالیا است. ولی در کشور ما با شوک های تورمی سالی دو سه بار به بالا کسب و کارها توان توسعه که ندارند؛ پایداریشان هم حدود 20 روز است و گلویشان را که قطعی 20 روزه اینترنت اخیر بست بیش از ۱۰۰ هزار فروشگاهِ فعال متوقف شدند. (گزارش پادرو)

از آنجا که تو همیشه باید راه حل داشته باشی شاید الان هم دنبال راهکاری هستی تا بدون اینترنت بتوانی زنده بمانی ولی بگذار بگویم تنها اینترنت نیست که نبودش پا بر گلوی کسب و کارها گذاشته بود. قطعی مکرر برق، جنگ، تعطیلی های تابستان و زمستان ادارات، تورم و از بین رفتن انگیزه را هم که در نظر بگیری هنوز چیزهایی هست که آن ها را دیگر، هیچ جوره متوجه نخواهی شد؛ چون نه آدمی نه ایرانی.

اگر برگردیم به اینترنت و حجم خسارت مستقیمی که به کسب و کارها وارد شد آمار دقیقی ندارم همانطور که تو گاهی بی منبع چیزهایی به خودمان می‌دهی اما از میان خبرها چیزهایی یافتم. به گفته وزیر ارتباطات قطع اینترنت روزانه ۵۰۰ میلیارد تومان به هسته اقتصاد دیجیتال و حدود ۵ هزار میلیارد تومان به کل اقتصاد کشور خسارت وارد کرد. این یعنی حدود ۱۰ میلیون نفری که در حوزه اقتصاد دیجیتال فعالند مستقیما تحت تاثیر قرار گرفتند و کسب و کارشان تا آستانه ورشکستگی رفت. در نظر بگیر  730 میلیارد خسارت تنها به پست وارد شده چرا که 60% کاهش مرسولات اتفاق افتاد.

حال این ضرر را برای کسب و کار کوچکی که پشتوانه حمایتی و مالی دولتی ندارد و صرفا بر اساس خلاقیت و توان فردی چند نفر ایجاد شده در نظر بگیری تا ته سرورهایت به سوز می‌آید.

زیان های مستقیم تنها بخشی از زیان هایی بود که کسب و کارهایمان را خمید. در این قطعی اینترنت ارتباط با تامین کنندگان مواد اولیه نیز از بین رفته بود. طوری که از یک بازرگان همشهریمان شنیدم که در روزهای قطعی اینترنت عملا هیچ کاری نمی توانسته انجام دهد چرا که تماما ارتباطشان با مشتریان از طریق واتساپ و ایمیل بوده.

در کنار این ها کسی را تصور کن که راننده تاکسی اینترنتی یا پیک موتوری است. حتی اگر  قادر باشد سرویسی انتخاب کندحداقل نیاز دارد بتواند مسیریابی کند اما اینترنت نیست!

راستی یکی از دوست هایم هم فریلنسر بود و از سایت های خارجی پروژه طراحی می گرفت که می‌گفت با قطعی اینترنت نه تنها امکان ارتباطی ندارد بلکه پروژه هایی هم که گرفته نمی تواند تحویل دهد و امتیازش به کلی افت می‌کند.

موضوع فقط بحث مالی نیست؛ اعتمادی که نباشد سرمایه و داد و ستدی نیست. شکل گیری داد و ستد در بستری که اساسا از اعتماد تهی است خواسته ای است محال.

منابع انسانی از مهمترین ستون‌های هر کسب و کار است. کسانی که خودشان درگیر سرخوردگی و محدودیت شدید اینترنت بودند و به قول نامداری مدیرعامل کارنامه؛ آسیب‌های قطع اینترنت فراتر از آثار اقتصادی موجب تنش، خشم و اضطراب شدیدی است که سیاست‌گذار اینترنت در کشور لزوما آن را درک نمی‌کند. تصور کن جمنای این آدمها نیرو و قوی محرک کسب و کارها هستند.

نیک‌پی  مدیر پلتفرم اندرز می‌گوید در چنین شرایطی، تیم‌ها به جای طراحی راه‌حل‌های پیشرو و جسورانه، به سمت تولید محصولات حداقلی و ساده خواهند رفت؛ چرا که هزینه و ریسک ارائه یک خدمت سطح‌بالا در محیطی لرزان، توجیه اقتصادی ندارد.

باورت می‌شود جمنای؟ در دوران قطعی اخیر اینترنت(19 دی تا 12 بهمن) مردم برای دسترسی به اینترنت به مرزها می‌رفتند، سیم‌کارت عراقی می‌خریدند که در بوشهر به  ۳۰  میلیون تومان هم رسید.  تقاضا برای فیلترشکن 7 برابر شد و پراکسی های تلگرام 8 برابر بیشتر شدند.

این تغییرات نشان داد که تلگرام برای ایرانی‌ها دیگر فقط پیام‌رسان نیست؛ زیرساخت اصلی دسترسی به اینترنت جهانی است.

جمنای اگر ماجرا را فراتر از اعداد ببینیم فاجعه اصلی از بین رفتن اعتماد است. قطع و وصل‌های مداوم اینترنت این پیام را به کارآفرینان و متخصصان می‌دهد که اینجا دیگر جای ساختن آینده نیست. و گزینه مهاجرت را تنها گزینه  پیش رویشان جلوه می‌دهد.این خاموشی‌ها ایران را نه چند هفته، بلکه چند نسل از جهان دیجیتال عقب‌تر می‌اندازد؛ فاصله‌ای که به‌سادگی  قابل جبران نخواهد بود.

آری این چنین است جمینای…