درباره ي تلويزيون، نمايندگان نيشابور و هندوانه!

ميانگين سن دختران فراري در تهران، 9 تا 17 سال است، يک سوم زنان قليان مي کشند، روزي 9 نفر معتاد در کشور مي ميرند، 40درصد مردم زير خط فقرند. چيه؟ چرا اينجوري نگاه مي کنين؟ خب چند تا آمار بود از روزنامه هاي رسمي کشور براي تان آوردم تا ببينيد در چه کشور گل و بلبلي زندگي مي کنيم. آن وقت 240 نماينده ي مجلس در نامه ي فدايت شوم به صدا و سيماي ضرغامي از ايشان تشکر مي کنند که در مدت جنگ غزه اخبار آن جا را خوب پوشش داده. ما با پوشش آن جا هيچ مشکلي نداريم اما با پوشش اين جا مشکل داريم. – جان؟ – ساپورت؟ نه آقا! منظورم اون پوشش نيست شما هم که مثل آقاي علي مطهري ذهنت همه ش در جاهاي ديگري سير مي کند. منظورمان اين است که اين صدا و سيماي ما آيا خبرهاي فقر و بدبختي و اعتياد و بيکاري و تورم و رکود و اين هاي خودمان را هم پوشش مي دهد يا حواسش فقط به پخش پيام هاي بازرگاني و بدبختي هاي کشورهاي ديگر است؟ در اين رسانه، مدام، زندگي مدرن و مرفه تبليغ مي شود بدون توجه به آموزه هاي اسلامي و ساده زيستي مورد تاکيد آقايان در سخنراني هاي مذهبي که در لابلاي آگهي هاي بازرگاني پخش مي شود…. البته هيچ خبري هم از فرهنگ نيست. هفته ي گذشته همکار کتاب بازِ ما، در همين نشريه گلايه کرده بود که چرا تلويزيون از سيمين بهبهاني هيچي نگفت؟!! خب حالا ايشان عکس بي حجاب در اينترنت دارد، از جنبش حقوق زنان حمايت مي کرده، ترانه اش را داده داريوش بخواند و به قول آقايان اهل فتنه هم بوده! همه ي اين ها قبول. کسي هست بگويد چرا تلويزيون، همشهري ِ آرام و سربزير و دور از هياهوي ما، محمدرضا شفيعي کدکني عزيز را نشان نمي دهد؟! ايشان که نه بي حجاب بوده و نه فمينيست! مشکل جاي ديگري است. صدا و سيما فقط چارپاي خودش را مي راند و هيچ کاري هم به کار نقدهاي مردم و نخبگان جامعه ندارد. بعد که مي بيني نمايندگان مردم و لابد همين دوتا نماينده ي نيشابوري خودمان پاي نامه ي فدايت شدم ضرغامي را امضا کرده اند هيچ چاره اي نداري مگر به فرموده ي پرزيدنت سابق، آب را بريزي يک جايي.

4 (2)

هر دو نماينده ي نيشابور راي
به استيضاح دادند

همکار ديگرمان، آقاي رضادوست در همين نشريه، نوشتند که در پي آن هستند تا ببينند آقايان سبحاني نيا و مروي در جلسه ي استيضاح دکتر فرجي دانا کدام وري بوده اند، موافق يا مخالف. آقاي رضادوست يک متن طولاني حقوقي درباره ي وکيل الرعايا بودن نمايندگان و اين که بايد پاسخگو باشند و در برابر موکلين خود، رو راست باشند نوشته بودند و يک جورايي نمايندگان را تهديد کرده بودند که خلاصه به زبان خوش بگوييد که اعتماد داده ايد يا بي اعتمادي! البته ايشان زيادي سخت گرفته اند. بنده همين الان از زير زبان آقايان سبحاني نيا و مروي مي کشم که چه رايي داده اند! طبق اخبار موثقي که نيم ساعت پيش از يک منبع آگاه به دست بنده رسيد هر دو نماينده ي نيشابور، مخالف آقاي فرجي دانا و موافق استيضاح بوده اند و راي به برکناري ايشان داده اند. هه هه! خوشتان آمد! حالا اگر غير از اين است آقايان نماينده به دفتر نشريه، نامه بنويسند و تکذيب کنند.

4 (1)

 

ماجراي هندوانه

يک کم از دنياي سياست فاصله بگيريم! جاي شما خالي پريروز رفتم از ميدان باغات چارتا هندوانه خريدم. مغازه دو تا فروشنده داشت. يکي گفت آقاي مهندس ماشين نداري؟ گفتم نه. گفت پس واستا کمکتون کنم و با اصرار زياد هندوانه ها را برايم تا سر خيابان آورد. اين ها تحليل هايي است که بعدا به ذهنم رسيد:

4 (3)-لوطي گري اش گل کرده.

-کلا براي همه همين کار را مي کند.

-از من خوشش آمده چون خيلي خوش تيپم.

-مرا با يک آقاي مهندس ديگر اشتباه گرفته.

-نيم ساعت قبل براي يک ضعيفه با کمالات، هندوانه برده حالا براي اين که همسايگان شک نکنند هندوانه هاي مرا هم مي برد.

-فهميده من در خيام نامه مطلب مي نويسم خواسته تحويل بگيرد!!

-مي خواسته بره سرخيابون سيگار بگيره گفته حالا اين چارتا هندوونه رو هم مي بريم.

-انتظار داشته سرخيابون جوگير بشم بهش 5هزار تومن انعام بدم.

-هندوانه هاش مالي نبوده خواسته رويم نشود بعد برگردم اعتراض کنم.

-(…) عجب ذهن منحرفي داري شما!