نقدي بر انتخاب روساي مدارس توسط فرهنگيان

اگرچه مردم سالاري حتي در کشورهايي که خود را پرچم دار گسترش آن در سطح دنيا مي دانند با انتقادات فراواني روبه روست اما امروزه از بين راه هاي مختلف موجود براي اداره ي جوامع، عاقلانه ترين شيوه به حساب مي آيد چون شايسته سالاري و تاکيد بر تواناييهاي اکتسابي افراد جز از اين طريق ممکن نيست. وقتي جامعه با نظر و راي مردم اداره شود، حکومت در نيل به اهداف اجتماع و تامين منافع جمعي موفقيت بيشتري خواهد يافت. به عنوان مثال در کشور چين هزينه ي اجراي سياست هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي 30 درصد از کشور هند بيشتر است به اين علت که مردم چين برخلاف مردم هند از داشتن حق انتخاب، اعتراض و يا تشکيل اتحاديه هاي کارگري و … محروم هستند. اگر در هند هزينه ي اعتصابات و اعتراضاتي که اتحاديه هاي کارگري و اصناف بر اقتصاد و سياست تحميل مي کنند نبود، هزينه ي اجراي سياست ها نسبت به کشور چين، به نصف تقليل مي يافت.

با اين حال يکي از آسيب هاي مهم نظام هاي مردم سالاري بويژه نظام هاي نو پا ، نبود فرهنگ و تجربه مشارکت مردم در سطوح خرد مديريتي است. يعني در نهاد ها و سازمان هاي اجتماعي، مردم به طور ملموس نتوانسته اند با اعمال نظر خود و شرکت در انتصاب مديران، نتيجه ي انتخاب خود را به عينه مشاهده کنند. واقعيت اين است که انتخاب هاي مردم در عرصه هاي مختلف زندگي مبناي اصلي اش احساسات و عواطف آنهاست. در کشورهاي عربي مردم براي رسيدن به دموکراسي و آزادي قيام کردند ولي صرف نظر از عوامل خارجي، نبود بستر فرهنگي لازم باعث شد که همه ي آن هزينه هاي مالي و جاني هدر رفته و دوباره به سمت استبداد گام بردارند. در صورت وجود تجربه ي انتخاب در سطوح خرد مديريتي، افراد کم کم به اين واقعيت پي مي برند که بايد معيارهاي عاقلانه تري در انتخابات خود به کار ببرند. نبود همين تجربه در سطوح کلان آسيب هاي جبران ناپذيري به کشور وارد مي کند که شايد نسل هاي متمادي مجبور به پرداخت تاوان آن باشند.

انتخاب مديران مدارس توسط فرهنگيان نقطه ي عطفي در تمرين مردم سالاري در سطح جامعه است زيرا از اين طريق مقدمات انتخاباتي عقلاني از سمت قاعده ي هرم قدرت، يعني مردم به سوي انتخاب مديران لايق و کاردان در سطوح کلان جامعه فراهم خواهد شد. مديران نقش حياتي در مسير موفقيت مدارس و موفقيت نظام آموزشي و در نهايت جامعه ايفا مي کنند اما تا کنون شايسته سالاري که راه رسيدن به آن تن دادن به خرد جمعي و نظر اکثريت است مورد غفلت قرار گرفته و شناخت و دانش همگاني در مسيري که براي توسعه ي کمي و کيفي جامعه، آمادگي ايجاد کند بسيار کم است.

بنابراين مهمترين ره يافت انتخابي بودن مديران اين است که فرهنگيان به عنوان قشري پيشرو در تغييرات جامعه، با انتخاب مدير، به طور مستقيم با نتيجه ي انتخاب خود رابطه برقرار نموده و کم کم به سوي عقلانيت بيشتر در انتخاب هاي ديگر خود گام بر مي دارند. انتخاب نمايندگان مجلس و رياست جمهوري تا کنون بيشتر بر پايه ي احساس و نه عقلانيت صورت گرفته است چون مردم در سطوح خرد تر امکان انتخاب هايي را که مستقيما با منافع آنها مرتبط باشند را نداشته اند. انتخابي بودن مديران باعث حمايت فرهنگيان ازمديراني مي شود که مي توانند مدارس را به سمت اجتماعات آموزشي با طراوت هدايت نمايند.

در گذشته انتصاب مديران به وسيله ي مسئولين اداره و بيشتر اوقات با توصيه ي اکيد اربابان قدرت صورت مي گرفت و مديران که قدرت خود را در مدرسه بيشترمديون افرادي غير از اداره بودند، کمتر مي توانستند به اهداف آموزشي سازمان بپردازند. با انتخابي شدن مديران، به راي و نظر فرهيخته ترين قشر جامعه بها داده مي شود که افزايش رضايت شغلي آنان و نيل آسان به اهداف عالي سازمان را به دنبال دارد. به گفته ي مسئولين آموزش و پرورش اين طرح در ده درصد مدارس به صورت آزمايشي اجرا مي شود و قرار است که با رفع کاستي هاي آن در مناطق بيشتري اجرا شود.

هرچند نمي توان توانايي برخي از مديران منصوب به افرادي غير از سازمان را در نظام آموزشي ايران ناديده گرفت اما چنين عملي باعث شده که برخي سود جويان با بازي کوتاه مدت در زمين يک کانديداي خاص از ياران نزديک او محسوب شده و با دست يابي به پست و مقامي خاص، وظايف اصلي آن نقش را ناديده گرفته و بيشتر به فکر تامين منافع شخصي باشند که در رسيدن به اين پست ياري شان کرده است. انتخاب مديران توسط فرهنگيان اين فرصت را از «اربابان قدرت» مي گيرد که براي اهدافي کوتاه مدت و انتخاباتي، با نفوذ در جريان انتصاب مديران، اهداف بلند مدت نظام آموزشي را ناديده بگيرند.

درعين حال، اگر چه اين طرح داراي مزاياي بي شماري مي باشد که حتي بد اجرا شدنش بر نبودنش ترجيح داده مي شود ولي براي اجراي بهتر آن توجه به ديدگاه هاي صاحب نظران مختلف ضروري است. به گفته ي مديريت محترم اداره ي آموزش و پرورش نيشابور، در اين طرح که به طور آزمايشي صورت گرفته است اگر فردي بيشترين راي را هم آورده باشد، ممکن است از نظر اداره به عنوان مدير انتخاب نشود. اگر هم، پس از گذراندن مراحل مختلف مورد تاييد اداره قرار گيرد، حکم مديريت براي چهار سال صادر خواهد شد. پر رنگ بودن نظر مسئولين اداره در اين طرح ممکن است براي کوتاه مدت مفيد باشد و موجب شود مديران دست نشانده اي که براي خود کادري درست نموده و با انتصاب اين کادر در مسئوليت هاي مختلف مثلا امتحانات نهايي، براي آنان احساس دين ايجاد نموده باشند، بيشتر کنترل شوند، ولي در دراز مدت، روند دموکراتيک بودن و از همه مهمتر کارآمد بودن اين طرح را زير سوال خواهد برد. چرا که باز فرصت طلباني يافت مي شوند که به جاي بازي در زمين اهداف آموزشي و منافع همکاران، خود را ملزم به بازي در تيم مسئولين اداره مي بينند و با چاپلوسي به اهداف خود دست مي يازند.

براي حل اين معضل، راه کار بسيار موثر، خود دانش آموزان مدارس هستند زيرا دانش آموزان از منظري متفاوت و واقعي به اين نقش توجه مي کنند. يعني براي انتصاب مدير مدرسه در کنار ويژگي هاي داوطلب مديريت، سه عامل بايد نقش داشته باشد. فرهنگيان،مسئولين اداره و از همه مهمتر دانش آموزان. حتما لازم نيست از همه ي دانش آموزان نظر خواهي صورت گيرد و يا مراسم انتخاباتي خاصي انجام پذيرد. دانش آموزاني که در امتحانات نهايي يک آموزشگاه، شرکت نموده و قرار است با فارغ التحصيلي، به مقطعي بالاتر بروند مي توانند دلسوزانه ترين و درست ترين نظر را در ارتباط با فرد شايسته ي مديريت يک آموزشگاه داشته باشند. مثلث معلم، اداره، دانش آموز و تاثير هم وزن آنها بر انتخاب مدير مدرسه شرايط را براي تعديل نقاط منفي هريک از عوامل، مهيا مي نمايد.

نوشته شده توسط  : حبیب اله قربانی