خالق مشهورترین اثر ملی نیشابور قربانی شایعات

 ‌

✍ مسعود میرادی

انتشار تصاویری از حضور نوه سیحون در مراسم رونمایی از کتاب «یادداشت‌های هوشنگ سیحون»، معمار برجسته ایرانی و خالق آثاری همچون آرامگاه‌های حکیم عمر خیام، فردوسی، ابن سینا و ده‌ها اثر و بنای فاخر دیگر، که سر در معروف دانشگاه تهران یکی از آن‌هاست با جنجال‌آفرینی به بهانه‌ی حجاب یکی از حاضران در مراسم، دستمایه انتقاد از هوشنگ سیحون و عقاید او و البته حمله به غلامحسین مظفری، استاندار نیشابوری خراسان رضوی قرار گرفته است.

شنبه واپسین روز مرداد ۱۴۰۵، آیین رونمایی از کتاب «یادداشت‌های هوشنگ سیحون» در نیشابور و در جوار آرامگاه خیام برگزار شد؛ مراسمی که با حضور استاندار خراسان رضوی، مسئولان شهرستان، نادر سیحون، فرزند استاد سیحون و نیز دختر شادروان استاد ابوالحسن صدیقی (خالق مجسمه‌های خیام) و جمعی از اهالی فرهنگ و هنر برگزار شد.

محور این برنامه، معرفی و بررسی یادداشت‌ها و دیدگاه‌های سیحون درباره معماری و همچنین آثار ماندگار او، از جمله آرامگاه‌های خیام، کمال‌الملک، فردوسی، نادرشاه و ابن‌سینا بود.

استاندار خراسان رضوی در این مراسم در سخنان خود، سیحون را به عنوان یکی از چهره‌های اثرگذار معماری معاصر ایران مورد توجه قرار داد و از او در کنار ابوالحسن صدیقی به عنوان هنرمندانی یاد کرده که بخشی از حافظه فرهنگی ایران را با زبان هنر حفظ کرده‌اند.

برخی منتقدان، بی توجه به متن این رویداد، عکس یکی از شرکت‌کنندگان را بهانه قرار داده و با تحریف واقعیت، ابتدا عکس یکی از شرکت‌کنندگان را که با سربند موهایش را پوشانده بود به عنوان فردی بی‌حجاب در متن مراسم معرفی کرپه و بعدتر پا را فراتر گذاشته و گفتند مسئله اصلی نه حضور فرد بی حجاب در آیین رونمایی، بلکه «بهایی بودن سیحون» است و برگزاری چنین برنامه‌ای را به این موضوع مرتبط کرده‌اند.

معمار ایران، نه معمار یک جریان فکری و مذهبی

مرحوم هوشنگ سیحون متولد ۱۲۹۹ در تهران و از نام‌آورترین معماران معاصر ایران است. او علاوه بر معماری، در نقاشی، طراحی و مجسمه‌سازی نیز فعالیت داشته و سال‌ها در دانشگاه تهران تدریس کرده است.

نام سیحون برای ایرانیان بیش از هر چیز با بناهایی گره خورده که امروز بخشی از حافظه تاریخی مردم محسوب می‌شوند؛ آرامگاه ابن‌سینا در همدان، آرامگاه خیام و کمال‌الملک در نیشابور، آرامگاه نادرشاه در مشهد و بازسازی آرامگاه فردوسی در توس از جمله شناخته‌شده‌ترین آثار او هستند.

در مورد آرامگاه خیام نیز اتفاقاً اسناد و روایت‌های موجود، مسیر مشخصی را نشان می‌دهد. در مرداد ۱۳۳۵ انجمن آثار ملی طی نامه‌ای از سیحون خواست طرحی تازه و متناسب با جایگاه علمی و هنری خیام ارائه کند. سیحون پس از بازدید از محل، حتی پیشنهاد جابه‌جایی آرامگاه را مطرح کرد و طرح او در ادامه به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ارسال و از سوی محسن فروغی تأیید شد.

بنابراین آرامگاه خیام محصول یک روند رسمی معماری و تصمیم نهادهای فرهنگی وقت بوده است، نه پروژه‌ای که بر اساس تعلق مذهبی یا سیاسی طراح به او واگذار شده باشد.

اگر چه درباره باورهای مذهبی سیحون، منبع و روایت صریحی وجود ندارد؛ شاید از این رو که در مقایسه با کارنامه ماندگار و نوع خدمات او، این موضوع اهمیتی نداشته است،  اما برخی افراد در حال حاضر تلاش می‌کنند با پیش کشیدن شایعات یا ابهامات درباره عقاید افراد، تعلق احتمالی یک هنرمند به یک جریان فکری را ابزار تخریب تمام کارنامه هنری او کنند. کاری که اگر قرار باشد برای هر هنرمند و نویسنده ای اتفاق بیفتد، بخش بزرگی از تاریخ هنر و فرهنگ جهان باید بی اعتبار شود.

با این معیار، وقتی درباره خیام سخن می‌گوییم، لزوماً تمام برداشت‌های فلسفی و فکری او را تأیید کرده‌ایم؛ وقتی درباره فردوسی، حافظ، مولانا، ابن‌سینا یا حتی شخصیت‌های بحث‌برانگیز تاریخی برنامه برگزار می‌کنیم نیز الزاماً به معنای تأیید تمام ابعاد فکری و شخصی آنان است!!

آرامگاه خیام امروز بخشی از هویت معماری نیشابور است. میلیون‌ها گردشگر و علاقه‌مند به فرهنگ ایران، این بنا را نه به عنوان «بنای یک فرد با فلان عقیده»، بلکه به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای نیشابور و معماری معاصر ایران می‌شناسند.

حتی خود سیحون در توضیح ایده معماری آرامگاه خیام، عناصر هندسی، ستاره‌ها، آسمان، رباعیات خیام و ویژگی‌های علمی و ادبی او را در طراحی وارد کرده بود؛ یعنی بنا از ابتدا با هدف بازنمایی شخصیت چندوجهی خیام طراحی شده است.

این بی انصافی و اتهام‌سازی البته دامن نخستین استاندار نیشابوری تاریخ خراسان را بیش‌تر گرفته است تا معمار بنای ماندگار آرامگاه خیام؛ نقد عملکرد استاندار خراسان رضوی در حوزه مدیریت استان، اقتصاد، پروژه‌های عمرانی، مسائل اجتماعی، فرهنگی و مطالبات مردم حق هر شهروندی است اما تبدیل یک مراسم به اتهام‌سازی علیه استاندار، بدون بررسی صحت و‌اعتبار روایت‌ها، بیشتر شبیه تلاش برای ساختن یک حاشیه سیاسی از یک رویداد فرهنگی است.

جالب آنکه مظفری پیش از این نیز در ماجرای حواشی مربوط به آرامگاه خیام، موضعی روشن در دفاع از جایگاه فرهنگی این اثر گرفته بود. در آن ماجرا، او تأکید کرده بود که اختلافات قدیمی مربوط به زمین مجموعه نباید به مسئله‌ای تازه تبدیل شود و فرماندار نیشابور نیز بر ارزشمند بودن هم امامزاده محروق و هم آرامگاه خیام تأکید کرده بود.