گفت وگوی خیام نامه با استاد حسن مشایخی:

بدون هنر، زندگی بی معناست

✍ سیدهاشم مداح

نقاشی دیرینه ترین هنر بشر و یکی از شاخه های هنرهای تجسمی است که درآن هنرمند با رنگ ، خط ،فرم ، بافت و ترکیب بندی احساس ، ایده یا یک صحنه را روی بوم ، کاغذ ، دیوار یا هر سطح دیگری روایت  می کند. در این هنر خط برای ساخت فرم و جهت، رنگ برای ایجاد حس ، فضا و معنا، نور و سایه بر ای حجم دادن و واقعی نمایی، ترکیب بندی برای چیدمان عناصر در تصویر و بالاخره بافت برای ایجاد حس و جنس استفاده می شوند.

سبک های معروف نقاشی عبارت اند از: رئالیسم شبیه واقعیت – امپرسیونیسم سبک حس لحظه – اکسپرسیانیسم بیان احساسات شدید – انتزاعی غیر واقع گرا و مفهومی و سوررئالیسم خیال پردازانه و شبه رویا می باشد .

سیر تکامل نقاشی در ایران را به چهار دوره ی کهن- دوران میانه – دوران جدید و دوران معاصر تقسیم بندی می کند .

نقاشی دوران معاصر در ادامه ی هنر دوره ی صفوی ادامه یافته است . این دوره زمانی است که ایرانیان شاهد الگو پردازی از نقاشی طبیعت گرای اروپایی هستند که از آن به عنوان فرهنگی سازی یاد می شود.

هنگامی که صحبت از نقاشی ایرانی می شود اولین چیزی که به نظر می رسد مینیاتور است که مشهورترین نمونه ی هنر تصویری ایرانیان می باشد . نقاشی ایرانی فقط محدود به نگارگری نمی باشد بلکه از آن در عرصه های مختلف مانند صخره نگاری – نفش برجسته – نقوش روی سفالینه ، مفرغ و مهرها استفاده می شود.

فرصتی پیشآمد تا به دیدار یکی از پیشکسوتان هنر نقاشی در شهرمان برویم و از تجربیات ایشان استفاده نماییم .استاد حسن مشایخی متولد ۱۳۱۳ شمسی در گناباد می باشد که  عمری را در کسوت معلمی و همچنین آموزش هنر نقاشی به فرزندان این مرز و بوم خدمت شایانی کرده است .اینک خلاصه این دیدار و گفت و شنود تقدیم شما دوستداران هنر نقاشی می گردد .

جناب مشایخی ضمن تشکر از حضور شما در این گفت وگو بفرمایید  فعالیت هنری شما از چه زمانی و چگونه آغاز شد؟

در ابتدا لازم می دانم خدمت شما و خوانندگان خیام نامه عرض سلام و ادب داشته باشم. بنده از سال ۱۳۵۰ شمسی که به استخدام اداره آموزش و پرورش درآمدم در کسوت معلم جغرافیا درس می دادم و ضمنا به دلیل نقاش بودن در اوقات فراغت و ساعات هنر در دبیرستان های تهران تدریس می کردم .درآن سال ها من با استاد جعفر پتگر که از بزرگترین نقاشان رئالیست ایران بودند، آشنا شدم که این دوستی سال ها ادامه یافت و تا زمان حیات ایشان من از محضر نامبرده استفاده فراوان بردم .تاثیر ایشان بر هنر و زندگی من غیر قابل انکار است . البته ایشان علاوه بر هنرمند بودن، دانشمند مطلعی بود که در تمامی رشته های هنری  اطلاعات کافی داشت . دانش ایشان برای من غنیمت بزرگی بود . پس از چند سال خدمت در تهران به شهر مشهد منتقل شدم .

در مشهد فعالیت هنری را چگونه ادامه دادید ؟

 در دهه ی ۳۰ که به مشهد برگشتم در دبیرستان های آن شهر از جمله دبیرستان شاه رضا به آموزش مشغول شدم. ضمنا آشنایی با استادان مدی -مژده -خالقیان -پیراسته و صادق پور به غنای هنری من افزوده شد و تجربیاتم بسیار افزون تر گشت .

از چه زمانی به دنیای هنر و نقاشی علاقه مند شدید ؟

من از دوران تحصیلی ابتدایی به نقاشی علاقه مند بودم و در آن زمان با مداد انواع کلاه های ارتشی را نقاشی می کردم که مورد تشویق دوستان قرار می گرفتم . دوران ابتدایی را در شهر گناباد طی کردم و در سال ۱۳۲۸ شمسی در دبیرستان شاه رضای مشهد تحصیل در دوره دبیرستان را در رشته علوم انسانی و ادبیات شروع کردم. در آن دوره در مشهد سه دبیرستان  شاه رضا – فیوضات و ابن یمین وجود داشت من پس ازاتمام دوران دبیرستان به استخدام آموزش و پرورش در آمدم و به تربت حیدریه منتقل شدم و پس از آن هم برای ادامه تحصیل به دانشسرای عالی تهران در رشته ی جغرافیا به تهران منتقل شدم و در سال ۱۳۵۶ به نیشابور آمدم و دردبیرستان کمال الملک به تدریس درس جغرافیا مشغول شدم .

برگردیم به هنر نقاشی و اینکه سبک کار شما در نقاشی چه بوده است ؟

 از ابتدا واقع گرایی و سبک رئالیسم را دوست داشتم و آنچه را که در اطراف می دیدم نقاشی می کردم اما در طول حدود ۶۰ سال کار هنری همیشه انگیزه ی اصلی من تعلیم هنر بوده است نه کشیدن تابلوهای مختلف و نکته دیگر این است که من در طول سالهاهیچ گاه  انگیزه مالی نداشتم .

مهمترین نقاشی های شما حول چه زمینه هایی بوده است ؟

معروف ترین تابلو من تصویر زکریای رازی است و  تابلوهای دیگر من عبارتند از : پرتره ی چهره های شاخص کشور همچون تصویر شهید رجایی – شهید باهنر -شهید مفتح -شهید مطهری و همچنین تصاویر زیادی از رهبر انقلاب نیز کشیده ام .ضمنا دردوران دفاع مقدس پرتره های زیادی از شهیدان والا مقام  را نقاشی کرده ام که معروف ترین آنها تابلو شهدای غرویان (حمید و مجید) می باشند که خوشبختانه این تصاویرهم اکنون موجود می باشد.

 بفرمایید هنر و نقاشی چه تاثیری بر زنذگی روزمره ی شما داشته است ؟

در بعد از انقلاب من و استاد دانشجو و بعد ها شادروان یغما جلسات شعر خوانی را راه اندازی کردیم و که در این جلسات زنده یاد گرایلی هم حضور داشتند .به یاد دارم که خانم نوشین گنجی زمانی به من گفت بدون وجود هنر زندگی بی معناست و من به این گفته سخت پایبند هستم  و لذا زندگی من با هنر و نقاشی سخت گره خورده است .

شما در طول دوران آموزش و معلمی چه شاگردانی را تربیت کرده اید ؟

من در طول سال های متمادی آموزش نقاشی که هزاران نفر را آموزش داده ام چند نفر را به یاد دارم که به مدارج عالی هنری رسیده اند از جمله استاد الله خانی – خانم ذوالفقاری و …

 و یک خاطره ی خوش هنری برایمان بازگو کنید

من چندی پیش که از خیابان فردوسی شمالی عبور می کردم به کانون فرهنگی هنر ی با هنر رسیدم از دور تابلوی نقاشی را مشاهده کردم داخل ساختمان  و مشغول نظاره ی این نقاشی که ضمنا امضا نداشت شدم. مسئول کانون از من پرسید اینجا چه کار دارید و من از ایشان پرسیدم این نقاشی را چه کسی کشیده است و نامبرده اظهار بی اطلاعی کرد من که تابلوی خودم را می شناختم ضمن معرفی توضیحاتی به ایشان ارائه دادم و این مسئول بسیار از این برخورد اظهار خوشحالی نمود. من ضمن تعجب خوشحال بودم که هنوز اثر هنری من موجود است و مردم از دیدن ان لذت می برند .

دغدغه های هنری شما در این روزها چیست ؟

من از زمانی که بعد از دوری از نیشابور، به وطن برگشته ام همیشه با دوستان هنری ارتباط داشته و تبادل فکر و اندیشه داریم  این استادان عبارت اند از فضلی -امیرگان- زنده دلان – سیدانی – روکی – فلاح و …..ما امیدواریم که در این گردهمایی ها بتوانیم حرکت مثبت و مفیدی را در سطح شهر انجام داده و نسل جوان را با رشته های مختلف هنری آشنا کنیم .

از گذشته  هنر نقاشی در شهرمان بیشتر بگویید؟

زمانی که من وارد نیشابور شدم مشهورترین نقاش شهرمان استاد اخباری بود و آموزش را فقط ما دو نفر دنبال می کردیم. اما خوشبختانه در حال حاضر آموزشگاه های زیادی در سطح شهر به آموزش مشغول هستند .باید گفت اشتغال به هنر و مخصوصا نقاشی جوانان را از سردرگمی و اشتغالات بیهوده نجات داده و آنان را به سوی اهداف عالی و انسانی رهنمون و از آلودگی ها دور می کند.

و سخن پایانی

در خاتمه از تمامی هنرمندان و هنرجویانی که نتوانسته ام ازآنها نام ببرم عذر خواهم و برای آنها آرزوی موفقیت و بهروزی دارم. امید من این است که جامعه به درجه ای از رشد برسد که هنر و هنرمند درآن جایگاه واقعی خود را پیدا کنند.