روایت خیام نامه از حمام های قدیمی نیشابور بزرگ (بخش 4)
حمام مرمر؛ وقتی یک سند هویت تاریخی، فروشگاه سیسمونی میشود
✍ آسیه امینی
در شمارهی 594 خیام نامه، از سلسله گزارش های گوهرهای تاریخی نیشابور بزرگ، دو حمام تاریخی گرینه و کابلی؛ دو گوهر نیمه جان، که هر کدام در حافظهی تاریخی نیشابور نهان و به یادگار مانده اند و هنوز هرم گرمای ایام گذشته در جان دیوارهایشان جاریست، به تفصیل به روایت آن ها پرداختیم. همسفر آخرین سفر ما به دل حمام های تاریخی باشید تا در خُنکای دالانها و زیر سقفهای گنبدین، ردّ پای زمان را بگیریم و دگر مرتبه، اصالت، هنر و تمدنی را تجربه کنیم که در تار و پود این بناهای خاموش، همچنان زنده و جاری است.
حمام مرمر
حمام مرمر نیشابور، با دیوارهایی پوشیده از سنگهای صیقلی و نگار اصیل تاریخی، فضایی را رنگ زده که گویی زمان در آن آهستهتر میگذرد. نور لطیف و بی جان صبحگاهی از روزنه های کوچک سقف بر بخار گرم نشسته در فضا میتابد و انعکاس آن روی مرمرهای سفید و خوابزده، هالهای روحنواز را نقش می زند. همان طور که قدم می زدم و فضای و رایحه رطوبت آمیخته با قدمت را نفس می کشیدم متوجه شدم که اینجا نه فقط یک بنا، که مکانی برای لمس پیوند دیرینه مردم با آب، پاکی و آرامش است. با توجه به اینکه حمام در قلب بازار سرپوشیده جای دارد، بخشی از بافت تجاری و زندگی روزمره شهر بوده است.
قدمت: حمام مرمر، این گل سرسبد فرهنگ اصیل و معماری نیشابور، نه فقط سنگ و آجر که پل زمانی است. گواهی زنده از دوران صفویه که هنوز نفس میکشد. این گرمابه با گنبدهای گِرد و طاقهای جناغیاش، در روز ۱۰ مهر ۱۳۸۰ به شماره ثبت ۳۹۶۰ به فهرست آثار ملی ایران افزوده شد و از آن پس زیر سایه قانون و مراقبت میراث فرهنگی جای گرفت. طبق اسناد موجود، این بنا موقوفه است، بخشهایی از حمام در سالهای مختلف به افراد یا خیرین وقف شده است. دو دانگ آن در سال ۱۲۷۰ قمری (حبیبقلیخان مختاری)، و دو دانگ دیگر در سال ۱۲۸۲ قمری و همین طور دو دانگ دیگر توسط «حاج میرزا ابوالقاسم مجتهد» در سال ۱۳۴۸ قمری وقف شدهاند. تا اوایل انقلاب اسلامی، حمام مرمر کاربری گرمابه داشته است.
معماری: سقف های منقش، بخشهای متعدد حمام (سربینه، گرمخانه، خزینه)، ورودیهای جداگانه برای مردان و زنان، ارتباط با بازار، ویژگی هایی هستند که حمام مرمر را نمونهای از حمام-بازار ساختار شهری در ایران سنتی تبدیل کرده است. این حمام خشتی دارای سه بخش اصلی شامل: «سربینه» (رختکن/ فضای تعویض لباس)، «بینه» یا «گرمخانه» (محل شستوشو و گرما) و «خزینه» (استخر یا حوض آب) بوده است. هم چنین این حمام دارای دو ورودی بوده است؛ ورودی مردانه و زنانه. ورودی زنانه از کوچه مجاور بازار بوده و ورودی مردانه در ضلع غربی درون بازار واقع شده است.
و اما ویژگی منحصر به فردی که همچنان دلنواز است وجود نقش و نگارهای ملون رنگ روغنی سقف ها درضلع شمالی گنبدخانه است؛ گفته میشود این نقاشی تصویری از جنگ سربازان نادر شاه است. همچنین در بخش های زیرین این نقاشی، قطعه های نقاشیهای قدیمیتر (احتمالاً مربوط به دوره صفوی) به چشم می آید. در دل گرمخانه، جایی که بخار لطیف مانند پردهای مهآلود در هوا پخش شده، هندسۀ ایرانی با تمام شکوهش جلوه گری می کند. گنبد مرکزی بر چهارپایههای تنومند استوار است و کاربندیها، همچون بالهایی ظریف، وزن سنگین سقف را بر دوش می کشند. بخشی که راز معماری ایرانی را بازگو می کند، مسیرهای باریک و پیچیدهای که سربینه را به گرمخانه وصل می کنند؛ همان مسیری که تغییر دما در آن حسابشده و دقیق است تا بدن آهسته از سردی به گرمی برسد. خزینه و حوضچهها با مهارتی بیصدا در قلب معماری جا گرفتهاند؛ آبِ گرم، زمانی در میان این تاقها می جوشیده و خستگی روزگار را از تن مردمان بازار میزدوده است. هر پله، هر حاشیه، هر فرورفتگی در سنگها، نشانی از حضور انسانهایی است که طی قرنها پناهگاشان بوده است.
اثر تاريخي و ملي كه به فروشگاه لوازم سیسمونی تیدیل شده!
در طول زمان، به ویژه در دوران قاجار و دوره پهلوی، حمام مرمر دستخوش تغییرات، الحاقات یا بازسازیهایی شده است. حمام مرمر تا اوایل انقلاب فعال بوده است؛ سال ها پیش مکان تجمع افراد ناهنجار و معتادها بوده است که طی چنین اتفاق ناخوشایندی، ضمن بررسی تغییرات، مسئولان ذی ربط مجوز اجاره بنا را می دهند و پس از آن کاربریاش مورد تغییر قرار گرفته و به عبارت بهتر سالها مورد بیمهری قرار گرفته است. بنا به گزارشها و بازدید میدانی خبرنگار، این بنا مدتی تبدیل به مغازه شده است؛ فروشگاه لوازم سیسمونی.
چالش مدیریت شهری؛ اقتصاد در برابر میراث
حمامهای سنتی ایران صرفاً دارای ماهیت فضاهای خدماتی نبودند؛ بلکه ساختاری اجتماعی–فرهنگی داشتند که بر اساس تجربه تدریجی فضا، سکون، آرامش و تعامل انسانی شکل گرفته بود و لذا، این دو کارکرد ( تاریخی و تجاری) در ذات خود با یکدیگر همخوانی ندارند و همین موضوع، هویت فضایی بنا را دچار چالش میکند. یکی از مهمترین چالشها در اینگونه تغییر کاربریها، «تخریب خاموش» است؛ یعنی بنایی که ظاهراً پابرجاست اما بهتدریج هویت خود را از دست میدهد؛ این تغییرات ممکن است در ظاهر کوچک باشند، اما در بلندمدت، معماری را از «اثر تاریخی» به «فضای مصرفی با ظاهر قدیمی» تبدیل میکنند. یکی از توجیهات رایج در چنین مواردی، التزام «زنده نگه داشتن بنا» از کانال فعالیت اقتصادی است ،اما در حوزه میراث فرهنگی، این پرسش اساسی مطرح میشود: آیا زنده ماندن اثری تاریخی باید به قیمت تغییر هویت آن تمام شود؟ تجربههای موفق جهانی نشان میدهد که بهترین الگوی احیا، تعریف کاربریهای فرهنگی، آموزشی یا گردشگری متناسب با ماهیت بناست؛ نه کاربریهایی که صرفاً بر مصرف و فروش کالا استوارند. از سویی دیگر، تبدیل بناهای تاریخی به فضاهای تجاری، تنها تغییری فیزیکی نیست؛ بلکه تغییر در «حافظه جمعی شهر» است؛ شاید این جمله، تنها چند واژه هستند کنار یکدیگر نشسته اند اما صدای پیامدهای آن از جمله کاهش درک عمومی از ارزش تاریخی بناها، تضعیف نقش آموزشی میراث فرهنگی، عادیسازی استفاده تجاری از آثار تاریخی و کمرنگ شدن هویت تاریخی بافت شهری است که تا فرسنگ ها فرسنگ، دل یک تمدن را به درد می آورد. برای یافتن پاسخ حرفه ای به این سوالات به سراغ رییس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری رفتیم. حسن گیاهی در پاسخ به این سوالات گفت اهمیت حفظ میراث فرهنگی و هویت تمدنی-تاریخی بر کسی پوشیده نیست. اداره میراث فرهنگی هم با نگاه حفظ کلیه آثار تاریخی،از جمله حمام مرمر تمام تلاش خودش را انجام داده است و در راستای ساماندهی حمام با کاربری مناسب چند جلسه با متولیان حمام و اداره اوقاف انجام داده است؛ با این حال، به نظر می رسد که مشکل اصلی در عدم تغییر کاربری از فضای تجاری به فضای فرهنگی اختلاف متولیان حمام است. اداره میراث فرهنگی به هیچ عنوان موافق وضعیت موجود نیست . در حال حاضر بحث حفظ بنا در الویت کاری هست ولی باهر گونه تغییر کاربری به فضا های گردشگری همخوان با بنا و محیط بازار از جمله رستوران و سفرخانه سنتی،چایخانه سنتی و … موافق و آماده است تا مجوزهای لازم را هم از اداره کل متبوع اخذ کند.
وضعیت مرمت
مرمت این میراث کهن از سال 1377 اغاز شده است و طی سالیان گذشته تا کنون، مرمت اساسی و جامع بر روی آن انجام نشده است. اقدامات انجامشده بیشتر در حد پاکسازی، جلوگیری از تخریب بیشتر و مستندسازی اولیه بوده است.
و اما پیشنهادهای کاربری
در سالیان اخیر پیشنهاد شده است بخشی از حمام مرمر به «موزه وقف و مردمشناسی» یا مکانی با کاربری فرهنگی ـ گردشگری تبدیل شود. اما به گفته برخی مسئولان، پیشرفت جدی در مرمت و تبدیل آن نیفتاده است؛ یکی از مشکلات، مالکیت بنا (با اداره اوقاف و امور خیریه) است؛ اجاره بلندمدت با بخش خصوصی باعث شده نهاد میراث فرهنگی نتواند آزادانه مرمت را آغاز کند. نظر این مقام مسیول دراین خصوص را جویا شدیم، گیاهی افزود حمام مرمر تا کنون در چند مرحله مرمت های جزیی شده است و هدف اداره میراث فرهنگی در الویت اول حفظ کاربری بنا بوده است و یا کاربری هایی که مرتبط با هویت و ساختار اجتماعی و با همان نگاهی که بتواند سکون و ارامش را در این فضا دوباره احیا کند. لذا به همین منظور در سال 1402،اداره میراث فرهنگی با مشارکت بخش خصوصی و با تایید اداره کل متبوع اقدام به مرمت اصولی و ساماندهی فضای داخلی با عنوان کاربری رستوران سنتی با توجه به موقعیت قرار گیری حمام در راسته بازار نموده است.که متاسفانه علی رغم پیشرفت خوبی که در مرمت و ساماندهی انجام شد به دلیل اختلافات پیش آمده بین متولیان حمام ،کار نیمه کاره رها شده است.
سخن پایانی
حمام مرمر مکانی است که انسان، آب، آتش و سنگ در کنار هم به توافقی از جنس ارامش به نام زندگی رسیدهاند. اگر روزی این بنا دوباره احیا شود، نیشابور تنها اثری را مرمت نکرده؛ بلکه بخشی از روح خود را از زیر گرد و غبار زمان بیرون کشیده است و شاید آن روز، بخار دوباره بالا برود، و تاریخ، دگرمرتبه در آینه آب و اصالت نظاره گر خودش باشد. امید که در سایه شناخت و حفاظت از چنین بناهای کهن و تاریخی، بتوانیم میان گذشته پرافتخار و آینده ای فروزان را استوارتر از گذشته حفظ کنیم. در شماره های آتی خیام نامه همراه باشید تا تجربه سفری از جنس اصالت، فرهنگ و تمدن به دل تاریخ نیشابور فیروزه فام را رقم بزنیم.
