روابط ایران و روسیه از ابتدا تا پایان قاجار
(تهیه وتنظیم:جواد حسینی – دانشجوی دکتری تاریخ)
خیانتهای روسیه به ایران درسایه ی وام ها
سلطه اجباری و خیانت های پنهان در سایه ی وام ها
در سالهای پایانی سلطنت مظفرالدینشاه (۱۲۷۷ تا ۱۲۸۵ خورشیدی)، ایران بیش از آنکه کشوری مستقل باشد، قلمرویی بود که دو قدرت بزرگ بر سر آن رقابت میکردند. روسیه تزاری، به دلیل همسایگی و دستیابی به امتیازات حیاتی، نقش مخربتری در تضعیف ساختارهای ملی ایران ایفا کرد.
تله ی بدهی و وابستگی مالی: “امتیاز در برابر بقا”
مهمترین ابزار روسیه برای سلطه، وام های کلان و متوالی بود. مظفرالدینشاه برای حفظ تاج و تخت و پوشش مخارج دربار، از سال ۱۲۷۸ به بعد به شدت به بانک استقراضی روسیه وابسته شد.
خیانت آشکار روسیه در امتیازات و قراردادها:
در مقابل این وامها، روسیه امتیازاتی را به دست آورد که مستقیماً استقلال اقتصادی ایران را هدف قرار میداد. مهمترین این امتیازات، اعطای حق نظارت بر مالیه و گمرکات شمال ایران بود. این بدان معنا بود که درآمد سرشار مرزهای شمالی، به جای تقویت دولت مرکزی ایران، به حفظ قدرت نفوذ روسیه کمک میکرد.
سیاست “استقلال در مقابل استقراض”:
روسیه عمداً کمکهای خود را به گونهای تنظیم میکرد که ایران هرگز نتواند بدهیهایش را تسویه کند و همواره نیازمند وام جدیدی بماند؛ تلهای کلاسیک برای حفظ وابستگی.
قبضه کردن قوای قهریه و کنترل نیروی نظامی
نفوذ روسیه در بریگاد قزاقخانه، که در آن زمان تنها نیروی نظامی نسبتاً منسجم ایران بود، بزرگترین خیانت استراتژیک به حاکمیت ملی تلقی میشود.
فرماندهی روسی:فرماندهی این نیرو همواره در دست افسران روسی بود (مانند کلنل کاساکوفسکی، سرهنگ چرکاسکی، کلنل نیکلای دوآمل و فرماندهان بعدی). این افسران تحت تعلیمات نظامی روسیه بودند و وفاداری نخستین آنها به تزار بود، نه به شاه ایران.
سرکوب جنبش های مردمی:این نیرو، به جای آنکه حافظ امنیت داخلی باشد، در مواقعی به ابزاری برای سرکوب اعتراضات مردمی تبدیل شد که مغایر با منافع ملی ایران بود. حضور این نیروی مسلح تحت فرماندهی خارجی، نماد عریان سلطه بود.
انحصار تجاری و نابودی صنایع محلی:
بر خلاف تبلیغات ظاهری مبنی بر توسعه تجارت، روسیه از موضع قدرت خود برای ایجاد انحصاری تجاری در شمال استفاده کرد:
سیاست تعرفه ای:روسیه با اعمال نفوذ، تعرفههای گمرکی را به گونهای تنظیم میکرد که کالاهای روسی به راحتی وارد ایران میشدند، اما صادرات ایران به روسیه با موانع روبهرو بود. این امر منجر به ورشکستگی صنایع دستی و کشاورزی محلی در آذربایجان و گیلان شد.
کنترل راه های ارتباطی:
انحصار در دست شرکتهای روسی بر بنادر دریای کاسپین (بویژه بندر انزلی) عملاً تجارت داخلی ایران را منوط به ارادهی تجار روس میکرد.
روسیه همچنین با تقویت نفوذ خود در شهرهای تبریز، رشت، انزلی و مشهد، درپی گسترش حضور تجاری و نظامی در شمال کشور بود.
رقابت ها در مسئله راهآهن
در حالی که بریتانیاییها به دنبال اتصال جنوب ایران به مسیرهای تجاری خلیج فارس بودند، روسها طرحهایی برای احداث خط آهن شمال ایران تا تهران مطرح کردند؛ اما به دلیل فشارهای متقابل و ضعف مالی دولت قاجار، هیچیک از این پروژهها عملی نشدند. با این حال، امتیازهای تجاری متعددی به اتباع روس داده شد که باعث رشد تجارت روسیه در بندر انزلی، باکو و آستارا گردید
بی تفاوتی روسیه در برابر تهدیدهای بریتانیا
در حالی که ایران همزمان تحت فشار بریتانیا در جنوب بود، روسیه در بسیاری از موارد، برای کسب امتیازات خود، حاضر به چشمپوشی از منافع ایران در برابر بریتانیا بود. این دو قدرت، در قالب قراردادهای محرمانهای (نظیر قرارداد سنپترزبورگ ۱۸۹۹ و سپس ۱۹۰۷ در مناطق تبت، افعانستان و ایران)، به نوعی تقسیم حوزه های نفوذ غیر رسمی کرده بودند که ایران قربانی اصلی آن بود. روسیه به جای حمایت از استقلال ایران در برابر بریتانیا، از نفوذ خود برای تضمین سهم خود در تقسیم ایران استفاده میکرد.
اثرات جنگ روس و ژاپن (۱۲۸۲–۱۲۸۴ خورشیدی / ۱۹۰۴–۱۹۰۵ میلادی)
با آغاز جنگ روس و ژاپن، موقعیت روسها در ایران متزلزل شد. شکست نظامی روسیه در این جنگ و ناآرامیهای داخلی بعدی (انقلاب ۱۹۰۵ روسیه) موقتاً از قدرت و تمرکز سیاسی آن کشور در ایران کاست. این امر تا اندازهای دست ایران را برای تحرکات داخلی ـ از جمله زمینهسازیهای فکری برای جنبش مشروطه – بازتر نمود تا به سمت خواسته ها و مطالبات مردم ایران بهتر حرکت کند.
روابط فرهنگی و فکری
در کنار نفوذ سیاسی، برخی تماسهای فرهنگی میان ایران و روسیه نیز پدید آمد. دانشجویانی از ایران برای تحصیل به باکو و تفلیس میرفتند و اندیشههای سوسیالدموکراتیک و آزادیخواهانه از همان مسیر به ایران نفوذ کرد. این جریانات بعدها بر جریان روشنفکری ایران، بخصوص در آستانهی انقلاب مشروطه (۱۲۸۵ خورشیدی)، تأثیری چشمگیر گذاشتند
در آستانه فروپاشی
دوره ۱۲۷۷ تا ۱۲۸۴ خورشیدی، دورهای بود که دولت قاجار از نظر مالی و نظامی، تقریبا تحت قیمومیت غیررسمی روسها قرار گرفت. این وابستگی، زمینه را برای شورشهای فکری و سیاسی فراهم کرد، زیرا مردم و روشنفکران دریافتند که نجات کشور تنها از طریق تکیه بر قدرتهای خارجی، آن هم با این شرایط اسفناک، میسر نخواهد بود. این دوره، خود زمینهساز اصلی انقلاب مشروطه بود که در اعتراض به همین امتیازات و نفوذ خارجی شکل گرفت.
منابع:
ایران در دوره قاجار، علی اصغر شمیم.
جنگ های ایران و روسیه، مریم براتی.
تاریخ ایران مدرن، عباس امانت.
قبله عالم، عباس امانت
تاریخ ایران از مجموعه کمبریج، بخش تاریخ قاجار.
نخستین رویارویی های اندیشه گران ایران با دو رویه تمدن بورژوازی غرب، عبدالهادی حائری.
تاریخ روابط خارجی ایران از صفوی تا پایان سلطنت رضا شاه، دکتر روح الله رمضانی.
