از کسادی بازار تا قطعی اینترنت و قحطی امید

 

✍ وحید سجادی‌نیا

نیشابور در روزهای جنگ چهره‌ی متفاوتی به خود گرفته بود. گرچه مانند تهران و تبریز و همدان و شهرهای دیگر مستقیما جز مواردی معدودی ضرب جنگ را بر تن خود لمس نکرد، اما بُهت و گِرهِ جنگ گلوی شهر ما را هم فشرد. اقتصاد و کسب‌وکار، بخش جدایی ناپذیر زیست امروز ما یکی از جنبه هایی بود که تیرگیِ جنگ، روشنی را از چهره‌اش ربود. فروشگاه‌هایی که هرساله در آستانه نو شدن سال و جشن نوروز، بازار شب عید خون تازه‌ای به رگ های کسب‌وکارشان می دواند، بی رونقی عجیبی را تجربه می‌کردند. در این روزها گپ‌وگفت بسیاری از مردم و جوانان این بود که امسال در شهر به هیچ وجه حال و هوای عید نیست. به قول برخی از آن‌ها اصلا حسش نیست؛ نه حس عید و نه خرید!

کسبه و فعالان اقتصادی در حالی سال 1404 را به پایان می رساندند که سایه سنگین اتفاقات دیگری در این سال بر پیکر کسب و کارشان سنگینی می‌کرد؛ قطعی مکرر اینترنت، جنگ و حوادث تلخ دی ماه و تورم و رکود.

بُعدِ دیگر جنگ این بود که بسیاری از شاغلین نیشابوری در شهرهای درگیر جنگ به نیشابور آمده بودند. حتی غیربومی‌هایی که کس و کاری اینجا داشتند باکشان را پر کرده بودند و خودشان را به نیشابور رسانده بودند. این را میشد از پلاک خودرو ها، لهجه‌های افراد در کافه ها و روایت های مردم فهمید.

در این بخش به سراغ کسب و کارها ‌می‌رویم تا روایت آن‌ها را بشنویم. شاید بهترین جا برای شنیدن از این موضوع، «گفتگوی تخصصی کسب و کار؛ بحران‌ها، راهکارها و امیدها» بود که به ابتکار گروه دیجیتال مارکتینگ و توسعه برند وصف و خیام نامه در هفته دوم فروردین در کافه پازل با حضور فعالین کسب و کار نیشابوری در نیشابور اعم از تولید کنندگان، صادرکنندگان و شاغلین در کسب و کارهای موفق تهران و حتی چند نفر از فعالین اقتصادی در شهر تهران که میهمان نیشابور بودند برگزار شد. در ابتدای جلسه الیاس تاراش، امین اکبری و احسان یکتا به ارائه موضوعات منتخب خود پرداختند.

امین اکبری مدیر فرهنگ و توسعه سازمانی صرافی بیت پین کتاب «درس‌هایی از یک منطقه جنگی»، نوشته الرمانی را به عنوان محور بحثش انتخاب کرده بود. این کتاب روایت شخصی نویسنده از شیوه مواجهه با واقعیت‌های روزمره رهبری یک سازمان در شرایط جنگ سوریه است. داستانی که نشان می‌دهد الرمانی چگونه توانسته از بعیدترین مکان‌ها (از خرد جاودانه بازرگانان در بازارهای باستانی گرفته تا الگوهای در حال تغییر ایست‌های بازرسی نظامی) الهام بگیرد و بتواند کسب‌وکار تحت مدیریت خود را نه تنها نجات که آن را رونق بخشد.

 الیاس تاراش مدیر تحقیق و توسعه شرکت توسعه سرمایه رفاه نیز بر اساس تجارب خود از اهمیتِ نگاه دقیق به صرف بودجه در تبلیغات و بازاریابی گفت. برای این منظور تکنیک SMCR را معرفی کرد که برای هرچه دقیق‌تر کردن ارسال پیام به جامعه هدف درکسب و کارها به کار می‌رود. این عبارت که مخفف ارسال کننده(Sender)، پیام(Message)، کانال(channel) و دریافت‌کننده(Receiver) است؛ تمرکزمان را متوجه آن می‌کند که چه پیامی را چگونه و به چه کسانی برسانیم. مفهومی سهل و ممتنع که اجرای دقیق آن می‌تواند فرآیندهای مرتبط با توسعه برند و بازار را ارتقا و به تبع آن هزینه‌های سازمان را بهینه کند.

احسان یکتا مدیر صادرات تولیدی و بازرگانی ترقی نیز به مرور چالش هایی پرداخت که این مجموعه در عرصه صادرات کالا با آن دست در گریبان است و از مهمترین آنها می توان به تامین و انتقال منابع مالی اشاره کرد.

دکتر هادی ترقی مدیرعامل تولیدی و بازرگانی بین‌المللی ترقی از نگاه مدیریت در شرایط ریسک و بحران و توانایی مدیر در پیش‌بینی شرایط دشوار و ریسک‌های سیستمی گفت. او با بیان تجربه خود در مواجهه با شرایط جنگی گفت گرچه نمی‌توان از تحمیل زیان در شرایط خاص و دشوار گریخت اما مدیر کسب و کار بایستی همیشه پیش بینی هایی برای جایگزین کردن منابع و تحصیل درآمد در شرایط دشوار را در دستور کار خود داشته باشد. هادی ترقی به عنوان فردی که سال ها در نوک پیکان تجارت کشور فعالیت می‌کند؛ به چالش هایی که تغییر و ازدیاد قوانین برای کسب و کارها به وجود می آورند اشاره کرد. موضوعی که در نهایت به زیانِ ثبات و سودآوری کسب و کارهای کشور ختم می‌شود.

بخش بعدی «گفتگوی تخصصی کسب و کار؛ بحران‌ها، راهکارها و امیدها» معرفی و گفتگوی شرکت کنندگان در این جلسه بود که به طرح تجارب، دیدگاه ها و چالش های خود و ایجاد مسیرهای ارتباطی برای همکاری‌های آینده با یکدیگر پرداختند.