سعید حجاریان:
دموکراسی آمریکایی پیشتر دچار فرسایش شده بود، اما در دوره ترامپ این روند به گسست رسیده است
ترامپ در عرصه خارجی با پیمانشکنی و تضعیف نهادهای بینالمللی، و در داخل با تعمیق نابرابری طبقاتی، بهنوعی «رژیمچنج» کرده است
سعید حجاریان میگوید جنبش «No Kings» در امریکا نشانه اعتراض بخشی از جامعه به برآمدن نوعی سلطانیسم در قالب ریاستجمهوری است. او یادآوری میکند که پیشتر نیز درباره ویژگیهای سلطانی در رفتار دانلد ترامپ هشدار داده بود؛ الگویی مبتنی بر شخصمحوری، تقرّبگرایی و سبک حکمرانی دربارگونه که در تعارض با جامعه مدنی امریکا قرار میگیرد.
حجاریان با ارجاع به تحولات اخیر و نقش افرادی مانند کوشنر و ویتکاف مینویسد گرایش سلطانی اکنون تقویت شده است. وی تأکید میکند تناقضگوییهای ترامپ درباره سیاست خارجی، از جمله ایران، را نباید صرفاً مقولهای روانشناختی دید یا برای مصرف داخلی دانست، بلکه باید آن را نشانه تغییری عمیقتر در ماهیت نظام سیاسی امریکا تلقی کرد.
این تحلیلگر سیاسی با ارجاع به سنت فکری شکلگرفته از توکویل تا رابرت دال، تأکید میکند دموکراسی امریکایی پیشتر نیز دچار فرسایش شده بود، اما در دوره ترامپ این روند به گسست رسیده است. بهزعم او، اگر توکویل امروز زنده بود، ناچار به بازنگری اساسی در تحلیل خود از دموکراسی امریکا میشد.
نویسنده میگوید ترامپ در عرصه خارجی با پیمانشکنی و تضعیف نهادهای بینالمللی، و در داخل با تعمیق نابرابری طبقاتی، بهنوعی «رژیمچنج» کرده است. او تأکید میکند برچسبزنی گسترده به مخالفان، تضعیف استقلال قوا و تمرکز قدرت در ریاستجمهوری، نشانههای آشکار این دگرگونی هستند.
در پایان، حجاریان با اشاره به ویژگیهایی چون نارسیسیسم، نهادستیزی و تمایل به بسطمحوری، نتیجه میگیرد ترامپ بسیاری از سنتهای تاریخی امریکا را گسسته است. با این حال، او مینویسد هرچند تحقق کامل سلطانیسم در امریکا ممکن نیست، اما خطر بازآرایی قدرت در قالبی شبهامارتی وجود دارد که الهامگیری از آن میتواند الگویی خطرناک برای سایر کشورها باشد/ مشق نو
