I can,t breathe

I can,t breathe!

بعضی وقت ها خبرهایی می شنوی که دود از کله ات بلند می شود و بعد تا که می خواهی چیزی در موردش بنویسی هی دچار خود سانسوری می شوی که الان است متهم ات کنند به تشویش اذهان عمومی! مثلا همین آمار بودجه ی سال ۹۴ را که در برخی خبر گزاری های رسمی منتشر شده می بینی و مطلع می شوی چه رقم های بزرگی خرج نهادهای خاص و «کشورهای هدف» می شود و بعد می بینی که با تمام این ولخرجی ها نه در داخل کشور و نه در روابط خارجی موفق نیستیم. خب به عنوان یک ایرانی که این بودجه سهم توست حق اعتراض داری اما یا جرات اعتراض نداری و یا از مشکلات پس از اعتراض می ترسی! قرار است سیاست های کلی کشورمان که بر چارچوب های اسلامی بنا شده نتیجه اش چه باشد؟ آیا جز این است که وضع اقتصادی و فرهنگی مردم بهبود یابد و نام ایران عزیزمان در جهان به عنوان یک کشور با فرهنگ، دوست داشتنی و صلح طلب مطرح شود ؟ چرا این همه بریز و بپاش هایی که در بودجه می بینیم و این همه خرجی که صرف آموزش های مذهبی در جامعه شده نتوانسته موفق عمل کند؟ به راستی اشکال کار کجاست؟ مگر قرار نیست در یک جامعه ی مذهبی، مردم اخلاقی رفتار کنند و اخلاقی زندگی کنند پس چرا این قدر دروغ و بی اعتمادی و فریب و فساد رواج دارد؟ چرا این همه آمار فقر و طلاق داریم؟ چرا این همه اختلاس داریم؟ آیا مردم حق ندارند بپرسند این همه نهادهای مذهبی که از بودجه عمومی کشور تغذیه می شوند و هدفشان گسترش نماز و قرآن و آداب مذهبی در جامعه است چرا نتوانسته اند موفق عمل کنند؟ در هر مدرسه ای که پای بگذاری داشتن نمازخانه و برگزاری نماز جماعت از مهم ترین شاخصه های ارزشیابی آن جا محسوب می شود. سهم زیادی از بودجه آموزش و پرورش و حجم زیادی از کتاب های درسی، هدفشان آموزش های مذهبی است اما چرا دانش آموزانی که از این مدارس بیرون می آیند بعد باید به ضرب و زور گشت ارشاد و اجرای فیزیکی نهی از منکر، کنترل شوند؟ کجای کار اشتباه است چرا هیچ کدام از نمایندگان مجلس، اعتراض نمی کنند؟ چرا بدنبال پیدا کردن علت و یا علت ها نیستیم؟ چرا من با اسم مستعار مطلب می نویسم؟

ما خوبیم بقیه بد

«ما خوبیم و غرب بد است. ما رفتارمان اخلاقی است و آن ها فاسد و فلک زده و بدبختند.» صدا و سیما سال هاست که با پخش گزینشی خبرها دارد این گزاره ها را به مردم القا می کند اما امروزه با گسترش روز به روز راه های خبررسانی دیگر حنایش رنگ سابق را ندارد اما جالب است که هنوز بر همان روش ها پای می فشارد. در آمریکا یک دستفروش توسط پلیس کشته می شود. یک هفته ی تمام، لحظه ی مرگ و فریاد «نمی توانم نفس بکشم» ِ او در بخش های مختلف خبری پخش می شود .افشا شدن خبر شکنجه های سیا در آمریکا عنوان اصلی خبرها در ایران می شود اما گفته می شود در اینجا به زندانیان آب پرتقال می دهند تا ویتامین های بدنشان کم نشود و حتی آن ها را به سونا و جکوزی هم می برند! یک هفت تیر کشی در فلان مدرسه ی آمریکا با عنوان بحران زندگی اخلاقی در غرب، بارها و بارها بررسی و تحلیل می شود اما از چاقو خوردن معلم ایرانی در کلاس درس و توسط دانش آموزش هیچ خبر و تحلیلی در رسانه های رسمی ایران نیست.

امنیت با منت!

تا یک انتقاد می کنی متهم می شوی به سیاه نمایی و وطن فروشی. آقایان مسئول باور کنید ما وطن فروش نیستیم! چون مملکتمان را دوست داریم انتقاد می کنیم . باور کنید این زخم ها سر باز می کند. این سکوت مردم ترسناک است. چرا اعتنا نمی کنید. می گویند «خدا را شکر کنید کشور ما امنیت دارد. ببینید در کشورهای همسایه چه خبر است.» البته درست است اما یکی نیست بگوید چرا باید خودمان را با عراق و سوریه و یمن و پاکستان مقایسه کنیم؟ مگر در همین دور و اطراف ما کشورهای آذربایجان و ارمنستان و ترکمنستان و ترکیه در آرامش زندگی نمی کنند؟ چرا امنیت سرمایه گذاری در ایران پایین است و حجم عظیمی از سرمایه های ایران موجب پیشرفت و آبادانی دوبی و قطر شده است؟ چرا ایرانیان رتبه ی اول توریست های آنتالیا و ایروان را کسب کرده اند؟!

نیشابور و بودجه ای که نیست

در همین نیشابور خودمان ببینید وضع بهداشت و درمان را… آمار کمبود تخت های بیمارستانی را… اوضاع آسفالت کوچه پس کوچه های حاشیه شهر را… وضعیت بیکاری و اعتیاد جوانان را… جنگ و دعواهای هر روزه در خیابان ها را… وضعیت فرهنگی و هنری شهر را… سفره ی غذای مردم را… اوج گیری نگران کننده سکته و سرطان را… . این ها سیاه نمایی نیست. واقعیت هایی است که همه به چشم می بینیم. این مشکلات با موعظه و نصیحت و …. حل نمی شود. شکم گرسنه ایمان ندارد.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.