زندگی، مثل یک رباعی کوتاه!
نگاهی به دو کتاب تازه درباره حکیم خیام نیشابوری
مهدی کاکولی: اسم نشریه، «خیامنامه» باشد و کتابی درباره «خیام» منتشر شود، جای درنگ نمیماند که به سراغش برویم. این هفته برای شما دوستداران کتاب، دو کتاب خیامی داریم یکی برای بزرگترها و یکی هم برای کوچولوها!
خیام و یاد ایران
کتاب نخست با عنوان «خیام و یاد ایران» به کوشش «شیرین بیانی»، همسر زندهیاد «دکتر اسلامی ندوشن» منتشر شده است. این کتاب، حاصل سه سخنرانی شیرین بیانی است. یکی در سال ۱۳۸۲ در دهلی و در دانشگاه جواهر لعل.نهرو، دیگری در نیشابور و در بنیاد خیامشناسی در سال ۱۳۸۷، (راستی این بنیاد هنوز هم وجود دارد آیا؟!)، و سومی در سال ۱۳۸۹ در دانشگاه فردوسی مشهد. البته برای انتشار به صورت کتاب، گویا مجموع سخنرانیها دوباره سر و شکل دیگری گرفته و چیزهایی هم به آنها افزوده شده است. کتاب چهار فصل دارد: زندگینامه، خیام در رویارویی با زمانه، اندیشههای علمی و فلسفی خیام و سرانجام، خیام و رباعیاتش.
در ادامه، بخشی از متن سخنرانی شیرین بیانی در سال ۱۳۸۹ در همایش “حکیمعمرخیام” در مشهد را با هم میخوانیم که خود ایشان، این سخنرانی را خلاصه همین کتاب نیز میدانند.
خیام از سویی از خرد، سود میجوید تا دانش را تحت قاعده درآورد و از سوی دیگر، میاندیشد چگونه این دانش را در اختیار مردم قرار دهد تا گرفتارش نسازند.
زمان زندگی خیام را باید رنسانس فرهنگی تمدن ایرانی پس از حمله اعراب به شمار آورد. پس از گذشت سه قرن از حمله اعراب، ایرانیان به خود آمده و به گردآوری سازههای فکری گذشته پرداخته بودند. از سوی دیگر، با در دسترس قرار گرفتن ترجمههای عربی متون علمی، فلسفی، پزشکی، یونانی، رومی، هندی و مصری، فرهنگ گذشته را بارورتر ساخته بودند. در آن زمان، زمینه مناسبی برای ابرمردان تاریخ اندیشه ایرانی مانند فردوسی، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی و… فراهم شده بود.
خیام تأثیرگرفته از ابنسینا و فردوسی است، هدف خیام شناخت کائنات و سازنده آن بود و از تمام وسایل برای رسیدن به آن سود میجست. مهمترین وسایل آن، دانش، فلسفه، عرفان و فقاهت بود که در همه این رشتههای معرفت، سرآمد زمان خود بود. خیام کمال را عقل میدانست و در نظرش هیچ چیز شریفتر از سخن و رقیقتر از کلام نبود؛ تا به وسیله خرد و با ابزار کلام، دانش را بر جایگاه خود نشاند. او در زمان اوج اهمیت فرقه معتزله میزیست که کلام را به شکل شایسته عرضه داشتند. آنها خردگرا بودند و در آنچه متناقض با شریعت بود، به خرد رجوع میکردند و اعتقاد داشتند: «عقل حاکم بر انسان است.»
«خیام و یاد ایران، شیرین بیانی، انتشارات سرو سخنگو، ۱۵۲صفحه، رقعی شومیز»
ستارهای در نیشابور
کتاب دیگری که این هفته به سراغش میرویم با عنوان «خیام، ستارهای در نیشابور» توسط «نشر برکه» راهی کتابفروشیها شده است. این انتشارات در مجموعهای با عنوان «نامداران»، برخی مشاهیر ایران را در کتابهایی کمحجم با زبانی ساده و شیرین و به شکل داستانی برای کودکان معرفی کرده است. گروه سنی این کتابها تقریبا مناسب دوره دوم دبستان است. در پشت جلد کتاب میخوانیم:
«روزی روزگاری، پسری در نیشابور زندگی میکرد که به جای شمشیر، عددها را دوست داشت و به جای جنگ، با سوالهای عجیبش دنیا را به چالش میکشید! این کتاب، قصهی زندگی خیام است؛ کتابی که با طنز و شعر و کمی اغراق به ما یاد میدهد پرسیدن ترسناک نیست، شک کردن جرم نیست و زندگی، مثل یک رباعی کوتاه، گاهی تلخ، گاهی خندهدار و همیشه پر از شگفتی است.»
«خیام، ستارهای در نیشابور»، ۶۴ صفحه دارد و گروه مولفان نشر برکه آبی با تصویرگری سحر حاتمی، این کتاب را با جلد سخت و قیمت ۲۳۸ هزارتومان در تابستان ۱۴۰۵ راهی کتابفروشیها کرده است. بخش کوتاهی از متن کتاب را میخوانیم:
سه یار دبستانی!
زیر سایهبان باغ مدرسه، سه دوست کنار حوض نشسته بودند.
نظامالملک گفت:«فکر میکنم اگر کسی در ادارهی کشور دانا باشد، میتواند عدالت را به صورت برابر برقرار کند، مثل آبی که در این حوض است»
حسن صباح گفت:
«من میگویم باید اول فکرها را اصلاح کرد. مردم باید بدانند که چرا به کشور حکومت میشود، نه فقط اینکه چه کسی حکومت میکند.»
خیام که آرام به سطح آب نگاه میکرد، لبخندی زد و گفت:
«من فکر میکنم اگر مردم عددها را بفهمند، نظم دنیا را هم میفهمند. چون همهچیز در این جهان، حتی حکومت، قانون و قاعده دارد.»
حسن و نظامالملک با هم گفتند:
«فقط تو میتوانی از وسط سیاست، سر از ریاضی درآوری!» و همه خندیدند. ص۲۲
