به بهانه هشتاد و پنجمین سالروز (25 شهریور1320) برکناری و تبعید رضاشاه
بفرمایید، معطلش نکنید، من دیگر شاه نیستم
با ورود ارتش متفقین به ایران در شهریور 1320، ارتش رضاشاهی با آن همه دبدبه و کبکبه آب شد و ایران به راحتی به اشغال وکنترل ارتش های متفقین درآمد و رضاشاه مستاصل و درمانده برای بقای سلطنت در خاندانش متوسل به فروغی گردید.
صبح روز 25 شهریور 1320،رضاشاه محمد علی فروغی را که اولین نخست وزیر وی بود و این اواخر به مدت چند سال مغضوب وی قرار گرفته وخانه نشین شده بود به حضور طلبید تا چاره ی کار کند. اشرف پهلوی دختر شاه وخواهر دوقلوی محمد رضا در خاطرات خود دراین باره می نویسد:
“…پدرم چند نفر را نزد فروغی فرستادوشخصا هم به فروغی تلفن زد که برای نجات کشور فداکاری کند ونخست وزیر شود. پدرم برخلاف همیشه که تحکم می کرد ودستور می داد، ولی آن شب اصرار او به فروغی به خواهش کشیده شد. وقتی سرانجام فروغی را حاضر به قبول نخست وزیری کرد چنان خوشحال بود که گویی همه چیز را نجات داده است…»(1)
فروغی پس از ورود به کاخ وملاقات با رضاشاه ،متن استعفانامه وی را چنین نوشت:
متن استعفانامه:
نظر به اینکه من همه قوای خود را در این چند ساله مصروف امور کشور کرده و ناتوان شده ام حس میکنم که اینک وقت آن رسیده است که یک قوه و بنیه ی جوانتری به کارهای کشور که مراقبت دائم لازم دارد بپردازد و اسباب سعادت ورزی ملت را فراهم آورد بنابراین امر سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کرده و از کار کناره نمودم از امروز که ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ است عموم ملت از کشوری و لشکری ولیعهد و جانشین قانونی مرا باید به سلطنت بشناسند و آنچه از سوی مصالح نسبت به من میکردند نسبت به ایشان منظور دارند.
کاخ مرمر تهران،25شهریور 1320
رضاشاه بادقت کلمات را سبک وسنگین کرد وگفت خیلی خوب حالا شما پشت میز من بنشینید وآن را با خط خوب برای من بنویسید.فروغی در نشستن روی صندلی مخصوص رضاشاه تردید داشت ولی رضاشاه گفت:بفرمایید، معطلش نکنید، من دیگر شاه نیستم.(2)
سر رید بولارد سفیر وقت انگلیس درایران در مورد علت استعفای رضاشاه می گوید، چیزی که رضاشاه را مصمم ساخت استعفا دهد حرکت نیروهای روسی به سوی تهران بود.انگلیسی ها این طرح برکناری را به گونه ای اجرا کردند که هیچ جای پایی از آنها باقی نماند وهمگان تصور کنند که رضاشاه به میل خود از سلطنت استعفا داده است. طرح انگلیسی ها برای برکناری رضاشاه به صورت بهره برداری از وحشت رضاشاه ازشوروی انجام شد وآنها با پراکندن این شایعه که ستون ارتش شوروی به سمت تهران درحرکت است تا حساب شوروی را با رضاشاه یکسره کند، اورا چنان وحشت زده کرد که برای حفظ جان خود از سلطنت استعفاداد تا ازکشور خارج شود وبه چنگ ارتش شوروی نیفتد.(3)
رضاشاه پس از امضای استعفانامه وسپردن آن به فروغی برای آخرین بار با پسرش محمد رضاگفتگو گرد وبه اوگفت:من در حفظ تاج وتخت کوتاهی نکرده ام ولی نیروهایی قوی تر از من، مرا شکست داند. پسرم تو مواظب باش، مقاومت نکن، ما وهمه دنیا با طوفانی روبرو شده ایم که عظیم تر از همه ماست، سرت را خم کن وبگذار طوفان بگذرد.
رضاشاه در روز بیست وپنجم شهریور 1320پس از استعفا وبرکناری به نفع پسرش، کاخ مرمر را به مقصد اصفهان با عجله ترک کرد تا درمنطقه اشغالی انگلیسی ها باشد که حد اقل از خطر اعدام به دست ارتش روس نجات یافته باشد.وی در اصفهان کلیه اموال منقول وغیر منقول خود را به محمد رضا در ازای یک سیر نبات طی سند ی رسمی هبه کرد.موجودی رضاشاه در حساب بانکی اش 680میلیون ریال تعداد املاک او 5200پارچه آبادی بود. شاه همین که کار تشریفات اداری را دراصفهان به انجام رساند به مصداق آنکه دو پادشاه در یک اقلیم نمی گنجند پیشنهاد انگلیسی ها دائر به سفر به هندوستان را پذیرفت وبه خیال این که پس از پایان جنگ وآرام شدن اوضاع، شانس بازگشت به ایران را خواهد داشت، با خانواده اش که شامل ملکه عصمت،شمس،علی رضا، عبدالرضا ،غلامرضا،محمود رضا،حمید رضا وفاطمه پهلوی وفریدون جم (داماد شاه)بودند از بندر عباس با یک کشتی نیمه باری ومسافری انگلیسی به نام “بندرا” ایران را به مقصد هندوستان ترک کرد.پس از رسیدن خاندان سلطنتی به سواحل بمبئی، سر کلارمونت اسکراین افسر سیاسی انگلیسی در هندوستان وارد میدان شد وبا تمهیداتی از پیاده شدن آنها از کشتی بندرا و ورود به خاک هند جلوگیری نمود وفقط اجازه دادتاسفارش خرید های خود را به وی بدهند تا درمورد تهیه آن اقدام شود. اسکراین پس از تهیه مایحتاج فراوان وگوناگون افرادخاندان سلطنتی ایران ومعطلی چند روزه در کشتی پهلوگرفته در ساحل بمبئی آنها را با وجود مخالفت های بسیار،با یک کشتی دیگربه نام (برمه)، یکسره به جزیره موریس واقع در جنوب افریقا تبعید نمود.(4)
كشتي «برمه» پس از 9 روز دريانوردي به «پورت لوئي»ـ پايتخت جزيره موريس ـ رسيد. در موريس با تقاضاي رضاخان براي سفر به كانادا مخالفت شد. وي و همراهانش را به اقامتگاهشان انتقال دادند. ارسال نامه و يا دريافت نامه براي آنان ممنوع شد و تنها شنيدن اخبار و گزارشهاي راديو لندن آزاد بود. اين محدوديتها پس از امضاي پيمان سه جانبه ميان ايران و انگليس و شوروي (9 بهمن 1320) برداشته شد.
اینکه چرا به رضاخان اجازه پیاده شدن در سواحل بمبئی واقامت در هند را ندادند،سر کلارمونت اسکراین مامور تبعید رضاشاه در کتاب جنگ جهانی در ایران، چنین بیان می دارد:امپراطوری بریتانیا در دریا وخشکی به مخمصه افتاده بود.نهضت ناسیونالیست های مسلمان در اوج خود بود.چنانچه شاه بزرگترین وقدیمی ترین کشور اسلامی جهان که در نظر مسلمانان از سوی بریتانیا بازور اسلحه از سلطنت خلع وتبعید شده بود در بمبئی، کلکته یا دیگر شهرهای بزرگ آفتابی می شد تقریبا به طور اطمینان می توان گفت تظاهرات خشونت آمیزی رخ می داد. ازهند که بگذریم نمی توانستیم با این خطر مواجه شویم که شاه را به عنوان محوری از خداخواسته برای توطئه دربقیه مدت جنگ به دولت خصم تقدیم کنیم.(5)
(منابع در دفتر نشریه موجود است)
