یک شات برای کودکان کار

✍ رضا معتمدی (عکاس و‌ منتقد عکس و فیلم)

سید محسن مُهری متولد 1355 در شهرستان سبزوار است. رشته تحصیلی وی بر خلاف هنر عکاسی، کارشناسی ارشد آموزش- بهداشت و ارتقاء سلامت است. ایشان معاون فنی معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار می‌باشند.

مهری عضو چندین هیئت مدیره و انجمن عکاسان خراسان و ایران می‌باشد. این عکاس برجسته در گفتگوی اختصاصی با خیام نامه درباره علت و چگونگی علاقه مندی به هنر عکاسی گفت: «عکاسی را از برادرم، سید رضا مهری یاد گرفتم و از دوران نوجوانی با تماشای جهان از دریچه دوربین آنالوگ برادرم به عکاسی علاقه‌مند شدم».‌

با کمک او اصول اولیه کار با دوربین آنالوگ را آموختم، با چاپ عکس‌هایم، اشتیاقم به این هنر شعله‌ورتر شد. از سال ۱۳۷۳ به صورت حرفه‌ای زندگی من به هنر عکاسی گره خورد و چشم به دنیای تصویرها از دریچه‌ی دوربین گشودم.

این عکاس برجسته در چندین جشنواره وفستیوال های داخلی وبین المللی صاحب مقام شده است. مهری از معدود عکاسان خراسانی است که در بیش از ۵۰ نمایشگاه گروهی شرکت نموده و آثارش تا به امروز زينت بخش بسیاری از گالری‌های معتبر ایران وجهان بوده است. علاوه بر این چندین جشنواره ومسابقات ملی و استانی را به عنوان داور قضاوت کرده است، او همچنین در اکثر نقاط ایران واستان بخصوص شهرستان سبزوار کارگاه ورکشاپ عکاسی برگزار کرده و عکاسان وهنرجویان زیادی از تجارب این عکاس برجسته و مستعد بهره برده‌اند.

اثری که مشاهده می‌کنیم یکی از آثار شاخص سید محسن مهری است. در کادر افقی و سیاه وسفید عکاس کودکی را می‌بینیم که در دایره‌ نوری به صورت چهار زانو نشسته است. ظواهر اثر و ترازویی که در جلوی کودک دیده می‌شود گواه بر این است که این کودک در کنار خیابان مشغول سنجش وزن عابران است، اما چیزی که در این اثر دل مخاطب را به درد می‌آورد کودکی که روزانه وزن تعدادی از آدم ها را می‌سنجد، کسی نیست وزن وحجم مشکلات بغرنج وآشفته‌ی کودکان کار را با ترازوی ذهن بسنجند.

عکاس با یک کادر(های انگل) یعنی نگاه عکاس از بالا به پایین چهار دایره را در کادر دوربینش در کثری از ثانیه ثبت کرده است،معمولا عکاسان حرفه‌ای زمانی از این کادر سینمایی استفاده می‌کنند که بخواهند کاراکتر اصلی را خوار وذلیل جلوه دهند، اما با توجه به این کادر بندی هوشمندانه و شواهد موجود، نمی‌توان گفت که عکاس فقط با نگاه از بالا به پایین خواسته هدف و منظورش را برای مخاطب رمزگشایی کند. گویا عکاس با یک تیر،دونشان را هدف قرار داده است چرا که وجود دایره‌ها هم در این اثر خالی از لطف نیست. دایره هایی که کمک کرده عکاس با این دو نشان بهتر و رساتر اثر را برای مخاطب رمزگشایی کند دایره هایی که در نگاه اول چشم وذهن مخاطب را درگیر می‌کند. اگر با کمی دقت وتمرکز به اثر خیره شویم تعداد چهار دایره در اثر به خوبی دیده می‌شود:

دایره اول را می‌توان به کره‌ی زمین تشبیه کرد که از نظر علمی بشر بر این باور است که زمین گرد است و بشر در روی زمین زیست می‌کند.

دایره دوم همان نوری که مانند کره‌ی ماه کودک در مرکز آن مؤدبانه به صورت چهار زانو نشسته است.

دایره سوم را می‌توان به دایره‌ای که در چهارچوب امتحان وزن کودک دیده می‌شود.

ودایره چهارم سر کودک که مرکز فرماندهی بشر محسوب می‌شود؛ دانست.

به جرات می‌توان گفت که تمام فلسفه ومحتوای این اثر درگرو دایره وکادر بندی هوشمندانه است به طوری که اگر مخاطب بخواهد در جستجوی گفته ها وناگفته های اثر باشد بدون چون وچرا باید دایره های اثر را هم کالبد شکافی کند که به یک نتیجه‌ی منطقی وقابل قبولی برای محتوا و رساندن پیام عکاس برسد.

‌به یقین این اثر را می‌توان یک لحظه‌ی قطعی دانست چرا که اگر دقیقه‌ای ویا ثانیه‌ای دیر تر و یا زودتر عکاس این لحظه را شات می‌زد، عدم حرکت های نوری باعث می‌شد این اثر به صورت دایره وار خلق نشود به همین دلیل می‌توان این اثر را یک لحظه‌ی قطعی دانست اما نمی‌توان در این اثر عکاس، سياه بختی کودک را نادیده گرفت چرا که این کودک را می‌توان به دانه‌ی گندمی تشبیه کرد که در بین کره‌ی ماه و زمین در زیر سنگ زیرین آسیاب، در حال خرد شدن است.

نشانه‌‌ی دیگری که سیاه بختی این کودک را برای مخاطب آشکار می‌کند کادری که تمامی چهار ضلع آن را سیاهی احاطه کرده است مانند قاب عکس مرده‌ای که نماد یادگاری است وهیچ حضور فیزیکی در دنیای هستی ندارد. اثری که می‌توان در وصفش شعر درد سرود اما برخلاف شعری که شاعر می‌گوید:«مرد آن است که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیاب باشد» نه این کودکی که هنوز تا مرد شدنش شاید روزها وسال ها مانده است.

خلق این اثر می‌تواند گوش زدی باشد برای رجال سیاسی و یا سازمان یونیسف برای دفاع از حقوق کودکان چرا که امروزه نادیده گرفتن حقوق کودکان کار بزرگترین معضل اجتماعی است که در دنیا به وفور مشاهده می‌شود.