شاهزاده پسرم:

عکاس و‌ منتقد فیلم و عکس

✍ رضا معتمدی

سید علی حسینی فر عکاس برجسته خراسانی، وی در بهار  ۱۳۶۱ در شهرستان سبزوار، استان خراسان رضوی چشم به جهان گشود.

او فارغ التحصیل مهندسی کشاورزی گرایش مهندسی ژنتیک و اصلاح نژاد از دانشگاه فردوسی مشهد است

وی دریک گفتگوی اختصاصی با نشریه خیام نامه نیشابور درباره گرایش و زمان علاقه به هنر عکاسی چنین می‌گوید؛ من سال ۸۲ در رشته‌ی کشاورزی دانشگاه گرگان قبول شدم و همان زمان در کلاس های فوق برنامه دانشگاه شرکت می کردم، این کلاس ها توسط انجمن سینمای جوانان ایران دفتر گرگان برگزار می شد که در همان سال ها استاد داریوش اورانوس بخت کلاس های عکاسی را تدریس می کرد .

حسینی فر می‌گوید؛ من اولین حلقه فیلم را خریدم و با یک دوربین کنون آنالوگ شروع به عکاسی کردم بعد از ظهور و چاپ این حلقه فیلم بلافاصله عکس ها را به استاد داریوش اورانوس بخت نشان دادم او نیز با یک نگاه متعجب پرسید تو قبلا عکاس بودی؟! گفتم خیر ، گفت؛ اگر غیر این باشد شما استعداد خوبی در این زمینه داری من هم تحت تاثیر همین گفته‌ی استاد اورانوس قرار گرفتم و بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی در مشهد نزد استادانی چون گیلانی‌ فر و ابراهیم بهرامی آموزش دیدم. این قصه‌ی زندگی من بود که باعث شد چشم به دنیای تصویرها بگشایم و از بهمن ۱۳۸۲ تا به امروز عکاسی مستند اجتماعی را به عنوان هنر دنبال می‌کنم.

آثار حسینی فر تا به امروز زینت بخش بسیاری از گالری‌های معتبر ایران وجهان بوده است .

وی چندین نمایشگاه ملی وبین المللی به صورت انفرادی و گروهی را در کارنامه هنری خود ثبت کرده است .

این عکاس مستند اجتماعی چندین ورکشاپ و کارگاه عکس در چندین استان وشهرستان های کشور برگزار کرده است و تعداد زیادی از عکاسان وهنرجویان عکاسی از تجارب این عکاس برجسته ومستعد بهره برده‌اند .

نکته قابل توجه این است حسینی فر از معدود عکاسان خراسان رضوی می‌باشد که در بیش از ۸۰ فستیوال داخلی وبین المللی صاحب مقام شده است .

او همچنین موفق به کسب سه مدال طلا و دو نشان طلا از مسابقات جهانی عکاسی شده است .

حسینی فر اکنون به عنوان معلم فرهنگی در رشته عکاسی تدریس می‌کند این عکاس به دلیل تدریس عکاسی، همزمان در چند گرایش عکاسی می‌کند از جمله مهم ترین آن ها می‌توان به عکاسی مستند اجتماعی سیاه وسفید، مستند اجتماعی رنگی، عکاسی از حیات وحش و عکاسی از نجوم اشاره کرد .

اثری که مشاهده می‌کنیم یکی از آثار شاخص حسینی فر می‌باشد در کادر عمودی وسیاه وسفید عکاس تعدادی آدم را می‌بینیم که به یقین دور یک قبر حلقه زده‌اند از شواهد موجود پیداست که فرد مرده‌ای را با آئین های مذهبی اسلامی به خاک می‌سپارند، دلایل این امر را می‌توان از روحانی ای که کتابچه‌ای در دست دارد ودر حال خواندن آیه و یا همان آئین های دینی که جزئی از باورهای دینی و مذهبی مسلمانان می‌باشد دانست .

اکثر آثار مسند اجتماعی را نمی‌توان در قالب واقعیت تعریف کرد بیشتر به عینیت نزدیک است تا واقعیت اما‌ با جرأت می‌توان گفت که این اثر حسینی فر عاری از هر گونه چیدمان در اتمسفر فضا و یا کنترل صحنه است، به همین دلایل موجود این اثر حسینی فر را می‌توان یک واقعیت  ویک لحظه‌ی قطعی دانست .

عکاس با یک کادر بندی وفوکوس هوشمندانه توانسته مخاطب را درگیر فلسفه‌ی مرگ کند مقوله‌ای لاینکف که از نظر علمی وفلسفی بر چرایی آمدن و رفتن، سوالی که هنوز در بین خودِ بشر بی پاسخ مانده است .

اما چیزی که در این اثر مخاطب را بهت وحیرت زده می کند عکاس با یک فوکوس هوشمندانه بر روی صورت آدم ها توانسته بهت وحیرت را در چهره‌ی آنها نیز برای مخاطب تداعی کند واین نیز می‌تواند یک مثلث ذهنی بین عکاس مخاطب وکاراکترهای اثر باشد .

وتکنیک دیگری که در این اثر حسینی فر قابل تحسین است ونمی توان به سادگی از آن گذشت عکاس از رنگی کردن اثر امتناع کرده چرا که عکاسان حرفه ای معتقدند سیاه سفید کردن اثر بهتر می تواند حس رنج غم را به مخاطب گوش زد کند و این می تواند حس همزاد پنداری بین مخاطب وسوژه مستحکم تر شودحسینی فر با توجه به جامعه شناسی در هنر عکاسی در بهترین زمان ومکان شاتر را هوشمندانه چکانده زمان را می توان همان لحظه‌ی سوکت آدم‌هایی دانست که در این لحظه‌ی هولناک به پیکره‌ی انسان مرده‌ی داخل قبر چشم دوخته‌اند دانست، گویا به این باور قطعی رسیده‌اند که آنها هم از این پدیده طبیعت یعنی همان مرگ مستثنی نیستند به طوری که تا همین لحظه نمی‌توان با قاطعیت گفت تعدادی از همین آدم‌های زنده‌ای که در این اثر حسینی فر به صورت عمود ایستاده به دور قبر حلقه زده‌اند زنده باشند و به سرنوشت همین انسان مرده گرفتار نشده باشند، ومکان را نیز به کادر لو انگل یعنی نگاه عکاس از پایین به بالا این تکنیک سینمایی که باعث اقتدار و قدرت اثر می‌شود و معمولا در این آثار آسمان بکگراند سوژه به شمار می‌آید این هم یکی از حقه‌هایی است

در هنر سینما  وعکاسی که حسینی فر آن را با توجه به جامعه شناسی در فلسفه‌ی مرگ که به خوبی لازمه این اثر بود استفاده کرده است اثر از خط دیدگانی وفوکوس هوشمندانه‌ای برخوردار است خط دیدگانی همان خطی است که چشم مخاطب با یک حرکت دورانی از انسانی که در سمت راست تصویر دست‌هایش را به روی هم گره کرده است شروع وبه انسانی که در سمت چپ که او هم به ظاهر دست هایش روی هم گره کرده است ختم می‌شود.

گویا همه در برابر این پدیده دست بسته سر تعظیم فرود آورده اند و تسلیم‌اند.

عکاس: سید علی حسینی فر