واکاوی تصمیمی آسیب‌زا در زیستگاه حفاظت شده رییسی

 

برنامه‌ریزی و اجرای زنده‌گیری، تکثیر و انتقال در سازمان محیط زیست دولت سیزدهم کلید خورد ولی سال قبل اهالی و کنش‌گران با ممانعت از اجرای آن طرح، موقتا مسأله را معلق کردند؛ اما امسال دوباره زمزمه انتقال این ۵۰ راس به گوش می رسد.

 

 

 

سازمان محیط زیست و اداره کل محیط زیست خراسان رضوی از سال ۱۴۰۲ با ارائه طرحی پرابهام قصد دارند یوزهای مناطق حاشیه‌ای پارک ملی توران را با طعمه زنده مواجه کرده، و غریزه حیات را در این گونه در خطر انقراض، تقویت کنند.

از اجرای این طرح در سال گذشته با مخالفت سازمان‌های مردم‌نهاد و ورود به موقع دادستانی میان‌جلگه، پیشگیری شد اما امسال، دوباره زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد که اداره کل خراسان رضوی موضوع را در دستور کار اداره محیط زیست شهرستان قرار داده است. طرحی که به ظاهر با تامین طعمه زنده برای یوزپلنگان، خیلی هم خوب به‌نظر می رسد، از جایی مشکل‌ساز می‌شود که منطقه هدف تامین این طعمه‌ها، فقط و فقط جمعیت آهوان منطقه حفاظت شده رییسی درنظر گرفته شده است.

بر اساس این طرح قرار است فقط از منطقه رییسی ۵۰ راس آهو بصورت رندوم زنده گیری و منتقل شود.

در گفتگوی خیام نامه با شاهین شفیعی، مدیرعامل انجمن آوای طبیعت نیشابور، چرایی این تصمیم، چگونگی اجرای احتمالی طرح و تبعات آن به بحث و تبادل نظر گذاشته شد؛ از دید شفیعی مهمترین مساله، اساس تصمیمی است که سال قبل قرار بود اجرا شود و با تلاش مردم و دادستانی میان‌جلگه، انجام شد؛ او می‌گوید:

کندن جمعیت ۵۰ راس آهو از جمعیت پایه این گونه کمیاب، کار ناصوابی است؛ جمعیت آهوان منطقه حفاظت شده رییسی به باور کنش‌گران محیط زیست و افراد محلی، یعنی کسانیکه طی سالها علوفه و تغذیه این آهوهای زیبا را تامین کرده‌اند، نهایتا ۳۰۰ یا ۴۰۰ راس است و حذف ۵۰ راس از این شمار، آسیب جدی به جمعیت این گونه ارزشمند و کمیاب وارد می‌کند.

مدیرعامل انجمن آوای طبیعت نیشابور افزود: زنده گیری این ۵۰ راس، خود ماجرای دیگری است. گفته شده که بصورت اتفاقی(رندوم) ۵۰ راس آهو زنده گیری خواهد شد؛ یعنی تعادل ترکیب جمعیتی نر و ماده؛ آهوهای بارور و غیربارور را بر هم می زند.

از سویی زنده‌گیری و انتقال، به شیوه معمول و مرسوم، خود می تواند موجب تلف شدن شماری از این حیوانات شود.

از شفیعی پرسیدیم که چرا گفته شده این ۵۰ راس زنده گیری، به سایت تکثیر منتقل و سپس به منطقه هدف، پارک ملی توران، منتقل می‌شوند؟ مسأله تکثیر و زیستگاه میانی را چه نهاد یا سازمانی به عهده گرفته است؟

 

مقصد میانی و سکونتگاه موقت این حیوانات   ناشناخته است و تنها گفته شده یک «معدن‌دار»(!)، تقبل کرده است که این ۵۰ راس را برای تکثیر ببرد و سپس در منطقه مورد نظر رهاسازی کند و ما اطلاعات بیشتری در این زمینه نداریم!

اجازه بدهید برویم به سراغ سر آغاز ماجرا؛ یعنی طرحی که فرمانش از سازمان آمده و در نهایت شگفتی، تایید استان را هم دارد؛ حالا استان پاسخ کارشناسی و میدانی مناسب به این طرح نداده و فقط آن را لازم الاجرا دانسته است؛ دلیل یا دلایل بیشتری برای مخالفت کنش‌گران زیست محیطی با این طرح وجود دارد؟

بهانه این انتقال، هرچه باشد؛ ازجمله تامین طعمه زنده برای یوزهایی که همه مردم ایران برای حفظ و بقای گونه‌شان نگرانند، اما دلیل نمی‌شود آن را به بهای آسیب به گونه‌ای دیگر روا بدانند. در حالی‌که همین یوزها به دلیل عبور جاده میان‌گذر عباس‌آباد از وسط زیستگاه حفاظت شده‌شان، در معرض تصادف، آسیب و مرگ هستند، حالا قرار است یک زیستگاه دیگر، یعنی منطقه حفاظت شده رییسی هم مورد آسیب واقع و با ناترازی گونه‌های زیستی مواجه شود.

دلیل دستور حذف این ۵۰ راس هم، می‌تواند این باشد که سازمان حفاظت محیط زیست برای سرشماری‌ها اصلاً از سازمان‌های مردم نهاد و گروه‌های مردمی دعوت نکرده است و تنها تکیه‌اش بر آمار رسمی و گزارش‌هایی است که از طریق اداری دریافت می‌کند. این در حالی است که مشاهدات میدانی محیط‌بانان، اهالی منطقه و سازمان های مردم‌نهاد غیر از آمار رسمی است.

نکته جایی اهمیت بیشتری می‌یابد که اگر نرهای قالب منطقه را حذف کنند و ببرند یا اگر ماده‌های باروری که در طول این سال‌ها در سن باروری و زادآوری هستند، فقط زنده‌گیری شوند، یا بره‌ها گرفتار شوند؛ چطور می‌شود روی بقای طبیعی باقیمانده جمعیت امیدوار بود؟! بنابراین حذف این ۵۰ راس به‌نظر ما شدت آسیب‌زا است.

اصلا خود نحوه زنده گیری جای سوال دارد؛ در سال‌های اخیر متاسفانه تعداد زیادی از حیوانات در حین زنده‌گیری و انتقال تلف شدند‌…

راستش با توجه به حساسیت بسیار بالایی که این گونه آهو دارد؛ همچنین ارزشمندی این گونه بیم آن می‌رود که حین زنده‌گیری و همینطور انتقال این تعداد شمار زیادی از این تعداد تلف شوند.

مجموعه این عوامل موجب مخالفت فعالان محیط زیستی شده است.

در خلال گفتگو بارها به حضور فعال مردم منطقه برای نگهداری و تامین خوراک آهوهای رییسی اشاره کردید؛ در بحث سرشماری هم تاکیدتان بر مردم و سمن‌هاست؛ شرایط منطقه رییسی چطور است که بیشتر کارها به دست مردم و سازمان‌های مردمی انجام می‌شود؟

منطقه رییسی منطقه بسیار محرومی است و هیچگونه امکاناتی به آن نمی‌دهند؛ هنگامی که بحث تقسیم امکانات است به مناطق دیگری مانند «شیر احمد سبزوار» می‌دهند- که اتفاقا جمعیت آهوی چشمگیری دارد- و هنگامی که بحث بردن و انتقال تعدادی از گونه ارزشمند آهو به میان می‌آید, از منطقه رئیسی نام می‌برند! همانطور که در گفتگویی دیگر بیان کردم، تامین علوفه و خوراک این گونه آهو در سالیان اخیر، به دست مردم محلی بوده است؛

ما مخالف تامین طعمه برای یوزپلنگان منطقه توران نیستیم اما شیوه انجام کار مورد مناقشه است و گوییم قرار نیست برای اینکه می‌خواهند طعمه زنده برای یوزپلنگان یک منطقه تهیه کنند به جمعیت زیستی و گونه‌های منطقه دیگر آسیب بزنند.

در پایان ضمن سپاس از فرصت گفتگو جناب شفیعی؛ اعتراض و دل‌نگرانی مردم و کنش‌گران محیط زیست قابل درک است؛ اما در کنار انتقاد می شود راهکار پیشنهاد داد؛ راهکارتان برای تغییر در گزینه روی میز محیط زیست چیست؟

خوب است این ۴۰ یا ۵۰ راس آهوی مد نظر را تقسیم کنند بین مناطق مختلف و از مناطقی که در که زیستگاه آهو است، این تعداد ظرف چند سال تامین شود. بین چند زیستگاه موجود، می توانند  تعدادی را منطقه رییسی، تعدادی آهو از شیرآباد و تعدادی را از پناهگاه میان‌دشت جاجرم- که هم مرز با توران است و جمعیت بسیار زیادی آهو دارد- بردارند.

و باید به این سوال پاسخ دهند که «چرا دیگر مناطق مشارکتی در تامین طرح مورد نظر ندارند»؟

مسأله بعدی این است که همه آهوها در یک سال برداشت نشود. برای مثال اگر قرار است که ۱۵ راس آهو از رئیسی حذف شود، این تعداد ظرف ۳ سال زنده‌گیری شود تا به جمعیت پایه آهوها آسیبی وارد نشود.

نکته بعدی، مشخص شدن زیستگاه میانجی است؛ چه شخص یا سازمانی با چه شرایطی این‌ وظیفه را برعهده میگیرد و الباقی مسائل هم شفاف باشد.

اما در نهایت، خیام نامه دغدغه‌های زیست‌محیطی کنش‌گران و مردم را با طرح چند پرسش که مخاطب آن، مقام‌های بالادستی این سازمان در اداره کل و مرکز هستند، طرح می‌کند:

۱) چرا همه ۵۰ راس آهوی مورد نیاز باید از منطقه کوچک کم برخوردار از بودجه‌های محیط زیستی رییسی تامین شود؟

۲) انتخاب پیمانکار ناشناخته و غیرحرفه‌ای  با چه معیاری بوده  است؟ مگر یک معدن‌کار چه تخصصی در خصوص پرورش و تکثیر این گونه ‌ها دارد؟

۳) چرا همین تعداد آهو از چند منطقه مختلف، با برنامه مشخص و انتخاب بر پایه جنسیت و تشخیص باروری، زنده‌گیری نمی‌شوند؟

۴) چرا کارشناسان سازمان محیط زیست بدون تکیه بر آمار سازمانهای مردم‌نهاد، بدون پایش محیطی و تنها با تکیه بر آمار «اداری» دست به تصمیم و اقدام می‌زنند؟

۵ ) با تغییر در مدیریت و نوع نگاه سازمان محیط زیست، چرا طرح‌های قبلی بصورت ضرب‌الاجلی در حال انجام هستند؟