محسن غرويان:

رهبران سياسي گروه هاي اصولگرا نبايد استبداد راي داشته باشند

اصولگرايان از گذشته درس عبرت بگيرند

رهبران سياسي گروه هاي اصولگرا نبايد استبداد راي داشته باشند. يعني احترامي براي راي و نظر ديگران قائل باشند. بر اساس مبنا بايد مشاوره و شور و گفتگو و نظرجمعي را قبول کرده و از استبداد راي بپرهيزند. با اين شرايط است که وحدت اصولگرايان آسان خواهد شد.

به نظر من اصولگرايان براي رسيدن به وحدت بايد مطالبه حقيقي و واقعي اکثريت مردم مسلمان و انقلابي ايران را دريافت کنند، بشناسند و باور کنند. چون همه اين تشکل ها و احزاب و فعاليت هاي سياسي براي مردم است و بايد در جهت اهداف ملت استفاده شود. بنابراين بهترين محور براي وحدت اصولگرايان اين است که مطالبه مردمي به خوبي شناخته شود و به باور برسد. رهبران و فعالان سياسي نيز به اين نکته بايد دست يابند که مطالبه مردم چيست. بر اين اساس که مي توانند احزاب و گروه ها با يکديگر اشتراک يافته و به وحدت برسند.

غرويان خاطر نشان ساخت: بعد از شناخت مطالبه اصلي مردم بايد انگيزه و باور واقعي در رهبران و فعالان سياسي براي همراهي با مردم وجود داشته باشد. يعني يک اراده اي در ليدرهاي سياسي به وجود آيد که انگيزه براي خدمت به مردم داشته باشند. همان مسئله اي که رهبر معظم انقلاب به عنوان حق الناس آن را مطرح کردند و بايد اين حق الناس به آنها داده شود. کساني بايد در صحنه فعاليت هاي سياسي براي رسيدن به وحدت حضور داشته باشند که اولا راي مردم را حق الناس بدانند. نه فقط در لفظ و ظاهر بلکه در باطن قبول داشته باشند که راي مردم مشروعيت ساز است و انگيزه و اراده جدي براي اعطاي اين حق و مطالبه مردمي ايجاد شود

وي همچنين به وظايف رهبران سياسي اصولگرا اشاره کرد و افزود: رهبران سياسي گروه هاي اصولگرا نبايد استبداد راي داشته باشند. يعني احترامي براي راي و نظر ديگران قائل باشند. بر اساس مبنا بايد مشاوره و شور و گفتگو و نظرجمعي را قبول کرده و از استبداد راي بپرهيزند. با اين شرايط است که وحدت اصولگرايان آسان خواهد شد.

وي با اشاره به اينکه اصولگرايان بايد از گذشته درس بگيرند، اظهار داشت: تاريخ گذشته آيينه عبرت براي آينده است. درک مطالبه مردم کشور، اراده قوي براي خدمت به مردم و دوري جستن رهبران سياسي اصولگرا از استبداد راي، 3 عاملي است که بايد اصولگرايان آن را سرلوحه کار خود قرار دهند. بايد اصولگرايان در مباني فکري خود در مسائل سياسي و اجتماعي از جمله در نقش مردم و راي مردم در مشروعيت حاکميت تجديد نظرهايي صورت بدهند. به خصوص با توجه به فرمايشات امام(ره) و مقام معظم رهبري که در مناسبت هاي مختلف ايشان خطوط مبنايي را مطرح کردند. به عنوان مثال رهبر انقلاب در مراسم سالگرد رحلت امام(ره) در حرم ايشان فرمودند که قدرت برآمده از راي مردم محترم است و هرکس با اين قدرت مخالفت کند حرام است. اين يک مبنا است. برخي از اصولگرايان اين را قبول ندارند و گفتار و رفتار آنها طوري نشان مي دهد که به اين حد از درک سياسي نرسيده اند. يعني معرفت سياسي آنها به گفتار رهبر انقلاب نزديک نيست و کارهايي انجام مي دهند که بر خلاف ديدگاه ها و نظرات رهبري است. يا مثلا امام(ره) فرمودند که ميزان راي ملت است. اين يک مبناست و اصولگرايان بايد به تاريخ گذشته نگاه کنند، هرکجا که از فرمايشات امام(ره) و مقام معظم رهبري فاصله گرفتند شکست خوردند.

غرويان تصريح کرد: از اين شکست ها بايد تجربه لازم پيدا شود و بر اساس آن در مباني فکر سياسي خود تجديد نظر کنند. ما هيچ کدام معصوم نيستيم و در طول زمان انديشه هايمان هم تعديل مي شود. هيچ اشکالي هم ندارد که مبناي ما نسبت به 10 سال قبل رشد پيدا کند و مباني جديدي را با استفاده از تجربيات و حوادث تاريخي در پيش بگيريم. معناي معصوم نبودن همين است که بايد فکر و انديشه ما تکامل پيدا کند. اين مسائلي است که ما اصولگرايان بايد از گذشته خود درس بگيريم.

غرويان وحدت عملي را لازمه فعاليت اصولگرايان دانست و گفت: وحدت گفتماني که هزينه و خرجي ندارد و سال هاست شعار درباره آن داده مي شود. آنچه در شرايط فعلي جامعه ما نياز دارد وحدت عملي و رفتاري است. وحدت گفتماني خيلي ظاهري و سطحي است اما عمق آن در وحدت عملي ديده مي شود. آنچه ملاک است عمل و رفتار است و نمي شود کسي صحبت از وحدت کند ولي در عمل اقدامات تفرقه انگيز داشته باشم يا در مقابل راي ملت و منتخب ملت بايستم. اين مسائل وحدت را بر هم مي ريزد.

توصيه من اين است که بين خود و خدا قضاوت کنيم. در طول تاريخ مگر روحانيت ما چقدر فرصت پيدا مي کند که در سازمان ملل و در مجامع جهاني يک شخصيت روحاني بايستد و براي روساي جمهور تمام کشورها سخنراني کند. شايد اين فرصت به عدد انگشتان دو دست هم نرسد و الان اين فرصت را داريم که رئيس جمهور انديشمند با لباس روحانيت در سازمان ملل براي سران کشورهاي جهان به ارائه نظر مي پردازد. حالا ما چرا بايد اين موقعيت را خراب کنيم و مقابل چنين شخصيتي مواضع تند اتخاذ کرده و فرصت را بسوزانيم. من بين خود و خدا که نگاه مي کنم مي بينم بايد دولت منتخب را ياري دهيم و در سخنان و رفتار حمايت داشته باشيم. بدون شک اگر اشکالاتي هم در کار مشاهده شود بايد تذکر دهيم و انتقاد منطقي لازم است. اما تندروي و تخريب و هجمه نبايد کرد. اين کار اساس دولت که راي ملت و تنفيذ مقام معظم رهبري پشتوانه اوست را مي کوبد. انصاف، وجدان و عدالت انساني نيز اين تندروي ها را برنمي تابد.