فوت و فن انتقاد زير تيغ سانسور ( کلبه کتاب )
فوت و فن انتقاد زير تيغ سانسور ( کلبه کتاب )

  ريحانه مهرباني با سلام و وقت بخير به شما همراهان گرامي. در کلبه‌ي کتاب اين هفته نخست نگاهي کوتاه مي کنيم به حرف هايي که در نشست «طرح مطالبات از رييس‌جمهور» هفته ي گذشته در تهران مطرح شد و بعد هم  با معرفي دو کتاب در خدمت شما خواهيم بود. در اين نشست «محمود […]

 

ريحانه مهرباني

با سلام و وقت بخير به شما همراهان گرامي. در کلبه‌ي کتاب اين هفته نخست نگاهي کوتاه مي کنيم به حرف هايي که در نشست «طرح مطالبات از رييس‌جمهور» هفته ي گذشته در تهران مطرح شد و بعد هم  با معرفي دو کتاب در خدمت شما خواهيم بود. در اين نشست «محمود دولت آبادي» در پيامي ويدئويي خطاب به رييس جمهور گفت: «اکنون که شاهد هستم اصل اعتدال در وجود شما نمود يافته است نبايد خُرسندي خود را پنهان نگه بدارم، نيز فراموش نمي‌کنم که نظام سياسي «قسط!» که شما هم عضو هميشه برجسته و کاردانِ آن بوده‌ايد، با من و ما به گناه انديشيدن و نوشتن چه‌ها که نکرده است!» او هم چنين دولتمردان را به خواندن گلستان سعدي فراخواند و آرزو کرد در اين ملک، قانون قانوني شمرده شده و اجرا شود. «رضا کيانيان» هم گفت: «ما اگر فقط به مردم نان برسانيم و فرهنگ را حذف کنيم، خطر بزرگي جامعه را تهديد مي‌کند.» هنرمند ديگر اين جلسه، «صديق تعريف» به خاطره اش از برهم زدن کنسرت ها در سال 1358 اشاره کرد و اين که اين ماجرا پس از 38 سال هنوز هم ادامه دارد. «سلمان امين»، داستان نويس هم گفت: «ما ناخودآگاه همه را مانند خودمان مي‌بينيم، به عنوان مثال کتابمان فروش نمي‌رود مردم را به جهل متهم مي‌کنيم. ما فکر مي‌کنيم با پخش صداي محمدرضا شجريان همه جانشان براي او درمي‌رود؛ اما نمي‌بينيم يک خواننده (امير تتلو) بغ بغو مي‌کند و به دنبال آن يک ميليون نفر بغ‌بغو مي‌کنند. ما بايد بپذيريم چه در وجه بيمارگونه و چه در وجه طبيعي جامعه دچار تکثر شده و ما گوناگونيم.»

***توقيف توفيق

«چرا توفيق را توقيف کردند؟» کتابي‌ست که به تازگي نشر هرمس منتشر کرده است. اين کتاب درباره‌ي نشريه ي توفيق است که يکي از جالبترين پديده‌هاي اجتماعي ايران قبل از انقلاب بوده و در يکي از پرتلاطم‌ترين دوره‌هاي تاريخ ايران – با همه‌ي سانسورها و توقيف‌ها – ناگفتني‌ها و حقايق را مي‌نويسد، روشنگري مي‌کند، زبان مردم مي‌شود و از درد و غم آنها سخن مي‌گويد.

نويسنده‌ي اين کتاب دکتر عباس توفيق، شرح مبارزه‌ي طولاني، شرافتمندانه و شجاعانه‌ي توفيق عليه توقيف غيرقانوني آن به همراه تندترين و شيرين‌ترين کاريکاتورها، اشعار و مقالات طنزآميز سانسور شده و سانسورنشده‌ي توفيق را آورده و فوت و فن «انتقاد در زير تيغ سانسور» را ياد مي دهد!

با هم قسمتي از کتاب را مي‌خوانيم:

«هويدا حتي به مغزش هم خطور نمي‌کرد که در اين دوران ماديات، صاحبان يک موسسه‌ي بزرگ مطبوعاتي کهنسال، داراي بيش از يکصد شاعر و نويسنده و کاريکاتوريست و يک چاپخانه‌ي بزرگ چندميليوني و ناشر يک هفته‌نامه، يک ماهنامه، يک سالنامه، چندين کتاب، و همه هم از پرفروش‌ترين‌ها، حاضر شوند تمام اين دارايي هاي بسيار باارزش خود را از دست بدهند اما خلاف حق و حقيقت و ايمان و اعتقاد خود عمل نکنند. هويدا در آن اعتقادش که «همه خريدني‌اند» تنها اشتباهش اين بود که فکر نکرده بود گاه ممکن است استثنايي هم وجود داشته باشد.

ما اگر مي‌ساختيم درِ «بهشت شدّاد» به رويمان باز مي‌شد و اگر هم نمي‌ساختيم به قعر جهنم غضب رژيم مي‌رفتيم. ما اگر مي‌ساختيم نه تنها موسسه‌ي مطبوعاتي بزرگ خود را از دست نميداديم، بلکه ميليون‌ها هم مي‌گرفتيم و اگر نمي‌ساختيم همه چيزمان را از دست مي‌داديم… چنانکه داديم.»

شعري از توفيق:

درس بدذاتي و پرروئي و پيمان شکني

هر که زآغاز نياموخت، نگرديد غني

کس قبولت نکند هرگز اگر رد شده‌اي

در سر درس چپاولگري و جيب کني

آنکه بر سينه زند سنگ طرفداري غير

به يقين برده بسي اجر از اين سينه‌زني

هي مکن شکوه ز سگ دو زدن و جان کندن

شکر حق کن که تو را داده قواي بدني

حق مگوي و سخن تلخ مياور به زبان

تا شوي در همه جا شهره به شيرين سخني

هرکه امروز وجودش ثمر از بيخ نداشت

قد برافراشت در اين باغ چو سرو چمني

مرده شوئي دو سه شب پيش ز حالم پرسيد

گفتم او را: به علي زنده‌ام از بي‌کفني

جر اثقال حقيقي تن پر طاقت ماست

که شود حامل بار صد و پنجاه مني

 

 

 ***جنسيت و فلسفهي سياسي انتخابات

دومين کتابي که به معرفي آن خواهم پرداخت، کتاب «جنسيت و فلسفه‌ي سياسي انتخابات» تاليف دکتر عباس محمدي اصل است که انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر کرده و در آن ضمن اشاره به لزوم حضور برابر زنان در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي، حضور آنان را در انتخابات سياسي چه در قالب انتخاب‌کنندگان و چه در قالب انتخاب‌شوندگان ملت ضروري مي‌داند. چرا که بدون حضور نيمي از جامعه در مبادي قانون‌گذاري به جهت همراهي در امور اجرايي مشترک با مردان و حتي قضاوت در اين خصوص، تحقق توسعه‌ي پايدار با شاخصي مانند عدالت اجتماعي ناممکن خواهد بود. در اين کتاب استدلال‌هاي معطوف به هم ‌برابري زنان و مردان در عرصه‌ي انتخابات سياسي از منظر فلسفه‌ي سياسي بررسي شده و اقتضاي اخلاقي آن براي تحقق توسعه پايدار نيز مرور مي‌گردد.

در بخشي از اين کتاب مي‌خوانيم:

«زنان همچون مردان از آنجا که انسانند، براي عمل و دخل و تصرف در اموال آزادند و براي اين امور نيازمند کسب اجازه از کسي نبوده و تابع اراده‌ي شخص ديگري نيستند. اگر حاکميت نيز منادي برابري و شرايطي است که در آن قدرت و تسلط همه مردمان يکسان است، هيچکس چيزي بيش از ديگري ندارد و همه انسان‌ها صرف نظر از تبار و طبقه و جنس و قوميت و مليت و ديانت به تساوي از مواهب برخوردارند و به يک ميزان از عقل بهره مي‌برند و کسي تابع ديگري نتواند بود. تصريح قانون اساسي بر انتخاب مثلا رئيس جمهور از ميان رجال، صوابديد خواستن از پيران قوم در تعيين نامزدهاي سياسي، مهندسي انتخابات و انفعال شکاف جنسي به تبع خواست مردان بنا به تلقي آنان از سوي زنان به منزله منبع قدرت هم از موارد سرکوب مطالبات زنان براي حضور در عرصه‌ي مالکيت و قانونگذاري است. در همه اين احوال بي‌شک به زنان رنجي مي‌رسد که به اندازه رنج خود مردان به هنگام برآورده نشدن آرزوهايشان اليم است.»

***

در کانال تلگرام کليدر به نشاني @klidar هر روز با معرفي و خواندن بخشي از تازه ترين کتاب ها همراه ما باشيد. بدرود