پاک کردن شیشه با دستمالِ آلوده

سعید  رضادوست

پژوهشگر و فعّال حقوق فرهنگی

در حاشیه یک همایش

یکی از مهم ترین بنیان هایی که برای وضع هنجارها در جامعه ی انسانی مورد توجّه هنجارگذاران و قانون نویسان بوده، ماهیّت سرشتِ انسان است. آیا ما با «سرشتِ تلخِ بشر» مواجه ایم یا مخلوقی که فرشته خوست؟ آیا «انسان، گرگِ انسان است» یا موجودی که در شرایط عادی رو به تعالی سیر می کند و پیش می رود؟ تحلیل دوگانه از ماهیّت بشر، دو نتیجه ی متفاوت را نیز به بار آورده است. گروهی که قائل به تلخ بودن سرشت آدمی بوده و طبیعتِ انسان را به گونه ای ارزیابی می کردند که اگر مهار نشود، در حالت عادی، دراننده است و باید همواره به بند کشیده شود تا آسیب نرساند، هنجارهایی سختگیرانه وضع کردند و صلاحِ کار را در آن دیدند تا زمام امور ولو به قهر و غلبه در دست افرادی باشد که شایسته تر از دیگران به شمار می روند تا ایشان، دیگران را حتّی شده با تازیانه به بهشتِ سعادت رهنمون شوند. امّا آنانی که قائل به فرشته خویی انسان بودند، آزاد و رها گذاشتنِ او را تجویز کردند زیرا معتقد بودند با توجّه به نیک خویی بشر، در حالتِ عادی، انسان ها به سمت سعادت می تازند و چنانچه شخصی خلاف این قاعده رفتار کرد باید محدود شود.

این مقدّمه را گفتم تا همین اوّل، موضع خویش را روشن کرده باشم. من قائل به فرشته خویی سرشتِ بشرم و گمان می کنم رفتارهای افراد با حسن نیّت انجام می شود مگر آن که خلافش به اثبات برسد. اصل بر آن است که انسان ها با حسن نیّت و به قصد افزودن سعادت و طعمِ خوشبختی به جامعه، می کوشند و از امکانات موجود بهره می برند. امّا چنان که روشن است، صرفِ داشتنِ حسن نیّت، سعادت و خوشبختی جامعه را تأمین و تضمین نکرده و نخواهد کرد. تجربه ی زیسته ی تاریخی، مثال های فراوانی دارد که انسان ها با حسن نیّت ولی به شیوه ای نادرست پیش رفته و نه تنها سعادت و خوشبختی به ارمغان نیاورده اند بلکه اسباب رنجورتر شدن را نیز مهیّا کرده اند. حال که اینگونه است و صرفِ حسن نیّتِ افراد  نمی تواند تأمین و تضمین کننده ی سعادت و خوشبختی جامعه باشد، چه باید کرد؟

تجربه ی زیسته ی مدرنیته به صورت مدوّن به ما آموزاند که برای بهره مند شدن از سعادت و خوشبختی، علاوه بر وجودِ افرادِ فضیلت مند (که ترکیبی از تعهّد و تخصّص و اخلاق اند) نیاز به سیستمی است که کارا بوده و چرخ دنده های آن به درستی حرکت کند. این تجربه به ما می گوید که اگر حتّی فضیلت مند ترین افراد در سیستمی معیوب به کار گرفته شوند، نتیجه بی تردید مطلوب نخواهد بود حال آن که اگر عادی ترین و گاه بی فضیلت ترین اشخاص نیز در سیستمی درست قرار داده شوند، به نتیجه ی مطلوب نزدیک تر می شویم. این درد و سخنِ مشترک عموم افرادِ جوامعِ در حالِ گذار است که در گفت و گوهای روزمرّه، درباره ی زمامداران شان می گویند : «همه شان مثل هم هستند» و «سگِ زرد برادرِ شغال است» و گاه ناامید می شوند از مشارکت در فرآیندهای تصمیم گیری جمعی زیرا آن تغییرِ مطلوب و بنیادین را به صورت مداوم و مستمر مشاهده نمی کنند. این آسیب، ناشی از ناکارآمدی یک سیستم است و با تغییرِ لوکوموتیو ران، خرابیِ موتور و چرخ بهبود نخواهد یافت.

اصلاحِ سیستمِ تصمیم سازی و تصمیم گیری است که می تواند به شکل گیری توسعه ی پایدار منجر شود. برگزاری همایشی موسوم به «پیوند علم و دین» که عنوان تفصیلی اش «بازتاب هفت هورمون هیپوفیز در هفت شهر عشق عطّار» است و گویا راهکاری است برای پاگشاییِ نامداران جهانی حوزه های مختلف به نیشابور و احتمالاً پیرو آن برقراریِ روابط سازمان مند و منسجم با دیگر کشورهای جهان.

فارغ از نقدهای پرشماری که به ماهیّت ایده ی مزبور و حواشی آن وارد است و در نوشته ای مبسوط به آن پرداخته ام و منتشرش خواهم ساخت (إنشاءالله) مصداقِ قرار گرفتنِ افرادِ فضیلت مند در سیستم و چرخه ای است که معیوب بوده و موتور و چرخش چندان به قاعده کار نمی کند. این تصوّر که صرفِ آوردنِ چهره ها به نیشابور ولو با ایده هایی معیوب و ناقص و از پیش باطل شده، توسعه را به ارمغان خواهد آورد، گمانی است سخت باطل. وقتی حتّی در طرّاحیِ پوستر و درج نوشته هایی کاملاً کلیشه، خطاها و نادرستی های متعدّد معنایی، املایی و ویراستاری و مفهومی به چشم خورده و هیچ گونه رد پایی از تخصص و تجربه در برگزاریِ چنین همایشی دیده نمی شود. به آسانی می توان پی برد که افرادی دلسوز و دارای حسن نیّت به کاری همّت گارده اند که به زیر و زبر سیستمِ تصمیم سازی و تصمیم گیری اش آگاه نبوده و از توانمندان این حوزه نیز بهره نگرفته اند. این وضعیّت شبیه به پاک کردن شیشه با دستمالی چرک آلود است که هر چه با آن بیشتر بر شیشه بکشند، آلوده ترش خواهند ساخت.

این روزها همدل تر از همیشه با استاد شفیعی کدکنی و تصنیف بی بدیلِ هنرمند ارجمند؛ آرش کامور هم آوایم که :

شهرِ خاموشِ من، آن روحِ بهارانت کو؟

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.