اندر احوالات روزنامه نگاری تحقیقی در جهان سوم

رضا مهرداد/

کارشناس ارشد علوم سیاسی و روزنامه نگار/

 2-1نمی دانم باید با کدام منطق؛ حرفه ی روزنامه نگاری را؛ آن هم از نوع تحقیقی اش در جهان توسعه نیافته باید سنجید. چرا که بیشتر روزهای هفته را باید در چند جبهه تلاش کنی تا نیازمند صاحبان زر و زور نباشی؛ آن گاه زمان های استراحت و حق خانواده را؛ وقت و بی وقت به این پیشه ی پر استرس، پر هزینه و دشمن زا! بپردازی و علاوه بر روزها؛ شب تا سحر هزار مایع و جامدِ جور واجور(محققین و پرونده سازان فکر بد نکنند) از قهوه و نسکافه ی تلخ گرفته  تا شکلات و چای داغ؛ را بی توجه به گرفتاری های معده و اضافه وزن؛ باید بنوشی تا خوابت نبرد!. تازه این اول هزار راه رفته و نرفته است! چرا که وقتی سیاهه ات به زیور طبع آراسته شد، بعضی ها که مشت شان باز شده، طاقت از کف می ربایند و نفرینت  و گاه تهدیدت می کنند؛«کثیف»ات می خوانند یا به قاضی شکایت می برند  و آن گاه که در محکمه با علامت «ترازو» حاضر می شوی «قاضی» پرونده قبل از اثبات «تقصیرت» و تشکیل «دادگاه» به خود اجازه می دهد آن گونه بر سرت «فریاد» بزند که پدر «بی سواد» عزیزت نزده یا من معلم سرپا تقصیر در کلاس  درس هیچ گاه بر سر دانش آموزم  چنان نعره نزدم!

بگذریم! بقیه اش باشد برای وقتی دیگر که شاید هم نرسد! و«اوقات» شما خوبان را در این روزها«تلخ» نکنم و برویم سر اصل مطلب:

لطفا با دقت بخوانید:

یکم: مهر ماه ۱۳۹۴؛ افشاگری خیام نامه از تخلفات عدیده ی شهردار اصولگرا (دریافت حقوق غیر قانونی ۲۰میلیونی، بلوکه شدن ۳۵۰ میلیون پول مردم به خاطر بدهی شخصی شهردار، قراردادهای کاری مشکل دار و ….) افکار عمومی اعضای شورا را به شدت برای پایان بخشیدن به این نابسامانی ها تحت فشار قرار می دهد اما حمایت برخی صاحبان قدرت حاشیه ی امنی برای او بوجود آورده که مانع از برخورد جدی با وی می شود.

دوم: شهردار نیشابور که موقعیت خود را در خطر می بیند سعی می کند با انجام برخی اقدامات نظر اعضای شورا را جلب نماید. انعقاد قرارداد با واسطه و بی واسطه با برخی منسوبین و آقازاده ها؛ انجام طرح های عمرانی در برخی مناطق رای آور برای برخی ازاعضا، انجام طرح های عمرانی بدون اولویت در مناطقی که برخی از اعضا معجزه وار صاحب ملک و زمین شده اند از جمله طرح تعریض خیابان … (جاده ی ده …) که گفته می شود سبب افزایش شدید قیمت املاک، آن منطقه شده است، ارتقای موقعیت شغلی و اداری برخی آقازاده ها؛ تقسیم پست های اداری شهرداری بین نزدیکان اعضای شورا، متوسل شدن به آقای خاص برای جلب حمایت مریدان او در شورا، به کارگیری و انعقاد قرارداد کاری با افراد جدید توصیه شده علی رغم شعار مکرر تعدیل نیرو و پرداخت مبالغ متعدد به رسانه های هم سو به بهانه ی انجام مصاحبه های متعدد با هدف اثر گذاری بر افکار عمومی؛ از جمله ی این اقدامات است.

سوم: دهم اسفند ۱۳۹۴؛ یازده نفر از اعضای شورای شهر(به استثنای شاملی و هوشمند به عنوان حامیان جدی حسینی) با امضای نامه ای خواستار استیضاح شهردار می شوند.

چهارم: اسفند۱۳۹۴؛ رییس شورای شهر با افشای تخلفات گسترده ی شهردار؛ ماندن وی به عنوان شهردار را چیزی در حد«سم مهلک»برای شهر می داند. به دنبال آن چند تن از اعضا سوالات خود را مطرح می نمایند.

پنجم: اولین جلسه ی طرح سوال برگزار شد. برخی از اعضا به بهانه های مختلف با هدف خرید زمان برای شهردار، از انجام استیضاح در موعد مقرر و قانونی جلوگیری کردند و ادامه ی جلسات به سال ۱۳۹۵ موکول شد.

ششم: ۲۵/۱۲/۱۳۹۴؛ در آخرین گام شهردار نیشابور؛ در آستانه ی استیضاح توسط شورای شهر؛ در اقدامی نادر، مشکوک، بحث برانگیز و بر خلاف قانون؛ پنجاه میلیون ریال به «بهانه» ی پاداش به حساب هر یک از اعضای شورای شهر واریز می کند. نمی دانم به لحاظ حقوقی می توان این اقدام را «رشوه» نامید؟ شاید او به مانند «نامحمود» معتقد است «آدم ها قابل خریدن هستند اما قیمت شان فرق می کند». هر چند گفته می شود همت آبادی، اقبالی،صادقی،کاشفی و پارسا این مبلغ را به حساب شهرداری برگرداندند.

دوم: ۱۸/۱/۱۳۹۵؛شهردار نیشابور از شورای شهر با ۷رای موافق! و ۵ رای مخالف ابقا شد. این در حالی است که در بهمن ۱۳۹۴ یازده نفر قاطعانه نامه ی استیضاح و برکناری وی را امضا کرده بودند.

حال این سوال جدی پیش می آید که:

وقتی سم مهلک؛ شیرین تر از عسل می شود:

چرا شهردار نیشابور ابقا شد؟

بررسی آن چه در اجتماع بشری رخ می نماید از یک منظر ناقص به نظر می رسد و برای نزدیک تر شدن به واقعیت و بلکه حقیقت؛ نیازمند واکاوی رخدادها از زوایای گوناگون هستیم. بر این اساس و با ادای احترام به شخصیت حقیقی همه ی قهرمانان این قصه و همه ی انسان های شریفی که به حق و حقوق خود پای بند و آشنا هستند به چرایی این ابقا می پردازیم.

الف: جامعه ی ضعیف:

شاید بتوان از منظر جامعه شناسی سیاسی؛ جامعه ی ضعیف را جامعه ای معرفی کرد که علاوه بر نهادینه نشدن علم، دانش و آگاهی؛ فاقد جامعه و نهادهای مدنی است، حوزه ی عمومی و خصوصی آن معین نیست؛ فاقد رسانه های مستقل است، احزاب شناسنامه دار و با برنامه فعال نیستند. چنین جامعه ای توسعه یافته نیست و نیازمند آموزش و تمرین دمکراسی است.

در جامعه ی ایران علی رغم تلاش های گسترده ای که در یکصد سال اخیر از جانب صاحبان اندیشه و برخی دولت مردان صورت گرفته و می گیرد به دلیل دیرپا بودن سنت ها؛ دوره ی گذار طولانی شده و هنوز نتوانسته ایم از پتانسیل های گوناگون خود از جمله در حوزه ی سیاسی و مدیریتی به درستی بهره ببریم. سقف مطالبات و خواسته ها در جامعه ی ما کوتاه است و به راحتی مقهور قدرتی می شویم که خودمان «خلقش» کرده ایم. هنوز رابطه ی وکیل و موکل در جامعه ی ما به درستی تعریف نشده و وکیلان برموکلان سروری می کنند. شبه دمکراسی ما تا پای صندوق و ابتر است و روحیه ی مطالبه گری ما ضعیف و اصولا ما مردمانی نجیبیم!  نتیجه ی چنین رفتارهایی را از جمله در«ترکیب» شورای شهر می بینیم. انجمن شهر به عنوان اولین گام تمرین دمکراسی هنوز گرفتار آسیب های جدی است که باید به آن پرداخته شود.

علاوه بر این در جامعه ی ضعیف ما، رقیب مردم در انتخابات نه محافظه کاران و طرفداران تثبیت وضع موجود که «خود» مردم هستند. عدم استقبال و توجه کافی مردم به برخی انتخابات سبب تثبیت حاکمیت و تسلط محافظه کاران شده است؛ نتیجه ی انتخابات گوناگون از جمله انتخابات شورای فعلی در نیشابور گواه این ادعاست.

ب: نظام انتخاباتی غیر شفاف و آسیب زا 

به نظر می رسد نظام انتخابات شورا از چند جهت آسیب پذیر است:

یکم: متاثر بودن از قوه ی مققننه؛ به این معنا که برگزاری انتخابات شورا در اختیار قوه ی مققنه و نوع نگاه، منافع و استفاده ی ابزاری نمایندگان مجلس از شوراها برای تضمین حیات سیاسی خود است. از سوی دیگر امروز نباید از پرداخت های مشکوک در شورا متعجب باشیم چرا که برخی پدران معنوی شورائیان در مجلس، قبلا تجارب ارزند ای در دریافت های مشکوک از دولت مردان داشته اند.

دوم: این که حذف چهره های توانمند و عدم حضور آنان در عرصه ی رقابت انتخابات شورا، زمینه ی حضور شایستگان در این عرصه را تضعیف نموده است و جامعه را از هوش و استعداد ایشان محروم نموده است.

سوم:فقدان احزاب غیر دولتی و رسانه های مستقل، شعار زدگی و عدم وجود برنامه های مدون انتخاباتی.

در چنین وضعیتی انتخابات نمی تواند برآیند درستی از انتخاب شایستگان باشد و به اداره ی بهتر امور منتهی شود.

ج:شورا

با توجه به توضیحات ارایه شده یکی دیگر از عوامل اصلی ابقای شهردار را باید در شورا و اعضای آن جستجو کرد البته با این توضیحات که:

-وقتی در جامعه ای آموزش و آگاهی نهادینه نشود.

– کارِ گروهی ، گذشت و اخلاق فردی عملا مورد توجه نباشد.

– منافع فردی و باندهای فاسد و غیر پاسخگو بر منافع جمعی و ملی برتری داشته باشد.

– افق دید، بینش و سطح اندیشه ی مردمان کوتاه باشد.

– جامعه ی مدنی، احزاب و رسانه های مستقل در محاق باشند.

– طبقه ی متوسط به عنوان موتور محرکه ی توسعه، پیشرفت و تغییر؛ ضعیف و منفعل باشد.

– برنامه ی معین و چشم اندازی در حوزه ی مورد نظر وجود نداشته باشد.

نباید انتظار داشت داشت همه ی شورائیان انسان های شایسته، فرهیخته، منصف، قانع، پای بند به اصول اخلاقی، منافع مردم و بری از سود جویی باشند.

شوراهای سوم در فضایی شکل گرفتند که گفتمان غالب عمدتا؛ گفتمان ریاکاری، ناراستی، فضیلت قدرت طلبی و دنیا گرایی و پرواز عقده های خفته و ناخفته ی جماعتی بود که بیشتر به دنبال رسیدن به آن عقده ها بودند تا خدمت به مردم.

اگر رفتارهای اقتصادی و مطالبات مادی و منزلتی برخی از اعضای شورا در شهرستان نیشابور را مورد مداقه قرار دهیم خواهیم دید که بسیاری ازانتصاب و استیضاح ها؛ قیام و قعودها؛ موافقت و مخالفت ها؛ فریادها و سکوت ها نه در جهت دفاع از حقوق موکلان که در جهت خواسته ها و مطالبات فردی و باندی وکیلانی بوده است که اتفاقا مدعیان پر هیاهویی هم بوده اند.

البته باید اذعان نمود در شورای فعلی و به ویژه در فقره ی اخیر، اگر برخی از اعضای شورا، این استعداد و تبحری را که در جهت منافع فردی، خرید زمان برای شکست استیضاح، ایجاد اختلاف بین طرفداران استیضاح  و حفظ وضع موجود به کار بستند، در جهت منافع همه ی شهروندان و آبادانی نیشابور به کار می بستند قطعا ما شاهد حضور شهرداری شایسته ی نیشابور و وضعیت به مراتب بهتری بودیم.

از چنین شورایی نباید انتظار بهتری در «چرخش» رای اکثریت اعضای آن در کمتر از یک ماه به نفع شهرداری پر مسئله داشت.

د:شهردار  

شاید شهردار امروز نیشابور را بتوان مصداق همان ضرب المثل معروف فارسی دانست که« از کوزه همان برون تراود که در اوست». آیا باید از شورای موجود انتظار داشت که برآیند انتخاب ش، شهرداری صداقت پیشه، مدیر، با برنامه و صاحب بینش، قابل اعتماد، دنیا گشته، آشنا به شهر و نیازهایش، معتقد به نیشابور و جایگاه فرهنگی اش در جهان؛ باشد؟

هنر این آقایان انتخاب شهرداری بوده است که : در دیگرشهرها آدم ها از ترسش پشت درخت ها پنهان می شده اند، جرات دارد که بر خلاف همه ی قوانین و مقررات؛ مطالبه ی حقوق بیست میلیون تومانی از جیب مردم بنماید و قبل از تصویب و صدور حکم آن را تصرف نماید،۳۵۰ میلیون وام دریافتی شهرداری را به خاطر بدهی شخصی او بلوکه نمایند، ۶۰میلیون اضافه کاری دریافت کند، بدون مصوبه شورا صد میلیون تومان پول مردم را به فلان شرکت پرداخت کند و با جرات در صدد پرداخت چهارصد میلیون تومان دیگر باشد که با افشای آن توسط خیام نامه و تلاش رییس شورا عملی نشود، مرتبا در حال جا به جای افراد باشد و حکم صادر و باطل کند، طرح های اصلی و اولویت دار (مثل بولوار ملاصدرا) را تعطیل اما با اجرای بولوار در املاک کشاورزی، علاوه بر ایجاد ارزش افزوده ی بالا برای خواص؛ در شورا به دلایل معلوم و نامعلوم حامی پروری کند(اگر خیابان دارایی و ۱۷ شهریور از ترافیک در حال انفجار است اشکالی ندارد) و…

البته این هم که یک شهردار بتواند در فاصله ی یک ماه، تعداد مخالفان قسم خورده اش را از عدد ۱۱ به ۵ برساند جالب است  و نمی دانیم که نتیجه ی نبوغ اوست یا به دلیل ضعف مفرط اعضای شورا؟

فاعتبرو یا اولی لابصار

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.