خیام نامه در گفت و گو با فعالان دانشجویی بررسی می کند: فقدان جنبش دانشجویی در شهری با ۱۷ هزار دانشجو

 

4آزاده مهدیار– جنبش دانشجویی در ایران از دیرباز خاستگاه اعتراضات و تحرکات اجتماعی و سیاسی چشم گیر و در مواردی هم مسائل صنفی بوده است. گفته می شود که تفاوت حرکت های دانشجویی با فعالیت های سایر گروه ها، در این است که دانشجویان بنا به خصیصه آرمان خواهی جوانان، به دنبال کسب منافع گروهی خاص و طالب قدرت نیستند بلکه با نگاه به شرایط حاکم بر جامعه و دانشگاه، آرمان هایی را پی می جویند که برخاسته از دغدغه های انسانی، فرهنگی و سیاسی آنان است و فعالین دانشجویی نیروهایی متعهد، تحول خواه و تغییرساز اند که با هدف اصلاح گری، حرکت می کنند. نگاهی به تاریخچه این جنبش در ایران حاکی از نوسانات، فراز و فرودها و حتی در برهه هایی نهفتگی و انفعال آن پیدا است که قاعدتا متأثر از فضای حاکم بر جامعه و دانشگاه است.

اما ۱۶ آذر به عنوان نماد این جنبش تحول خواه، نمودی از پویایی جنش دانشجویی است که هر سال در دانشگاه های کشور، گرامی داشته می شود و بنا بر فضای هر دانشگاه، تریبونی برای بیان دغدغه های دانشجویان است که برگزاری انواع مناظرات، سخنرانی ها و کرسی های آزاد اندیشی به آن حال و هوای خاصی می بخشد.

گمان می رود دانشگاه های نیشابور نیز با داشتن حدود ۱۷ هزار دانشجو، می توانند در زنده و شاداب نگه داشتن جنبش دانشجویی در شهرستان سهم داشته باشند. از این رو  بررسی مراسم ۱۶ آذر امسال می تواند فرصتی برای نگاه دقیق تر به وضعیت جنبش دانشجویی در شهرستان باشد.

اما تنها مراسم امسال ۱۶ آذر در نیشابور، مراسمی «دانشجویی»، به آن معنا که ابتکار و برنامه ریزی آن توسط تشکل های دانشجویی صورت گرفته باشد، نبود. روز دانشجو، امسال در نیشابور بر خلاف شهرهایی که در آن ها جنبش دانشجویی دارای صبغه و عقبه پررنگی است، تنها یک مراسم قابل ذکر داشت که آن هم از سوی «مسئولان» رسمی و اداری  دانشگاه های شهر، با عنوان «بزرگداشت شهدای دانشجو» در دانشگاه آزاد و با مشارکت دیگر دانشگاه های شهرستان برگزار شد.

این پرسش شایسته پرداختن است که چرا اصولا در روز  دانشجو، نه تنها امسال بلکه اغلب سال های گذشته نیز، از مناظرات، تریبون های دانشجویی و سخنرانی های متناسب با فضای دانشجویی در نیشابور اثری نیست؟

در همین زمینه گفت و گویی با ۳ نفر از فعالان دانشجویی سال های گذشته نیشابور، داشتیم.

رسول بخشعلی دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه مفید قم و دانشجوی سابق کامپیوتر دانشگاه پیام نور نیشابور، ورودی ۸۱، از سال هایی می گوید که هنوز ساختمان دانشگاه پیام نور تأسیس نشده بود و کلاس های دانشجویان در یکی از دبیرستان ها برگزار می شد.

وی در ترسیم فضای جنبش دانشجویی آن دوران، که مصادف با دوره دوم دولت اصلاحات است، می گوید: ما در بدو ورود به دانشگاه، شاهد فضای خموده ای در دانشجویان و دانشگاه بودیم و سعی کردیم با تیمی چند نفره آغاز به فعالیت و در دانشجویان ایجاد انگیزه کنیم، از این رو و در غیاب تشکل های دانشجویی، «نشریاتی» را منتشر می کردیم که کانون جذب و فعالیت دانشجویان شد و نیز «شورای صنفی» را برای بیان دغدغه های صنفی دانشجویان تشکیل دادیم.

وی افزود: عمده فعالیت های ما صنفی بود، از جمله پیش روی کُند راه اندازی ساختمان دانشگاه در جاده باغرود بود که با تجمع دانشجویان به نتیجه رسید و یا اعتراض به عدم امنیت دانشجویان در مسیر رفت و آمد به دانشگاه واقع در جاده باغرود بود که منجر به ورود و حفاظت نیروی انتظامی در مسیر تردد دانشجویان شد و پس از آن با جذب اعتماد مسئولین دانشگاه عمده درخواست های دانشجویان که صنفی هم بود با اقبال مسئولین همراه شد و ما تلاش کردیم که در هر کاری صدای مستقلی از دانشجو برخیزد.

وی درباره چندین نشریه دانشجویی که به گفته او برخاسته از بدنه دانشجویی بوده و به همین دلیل هزینه آن نیز از خود دانشجویان تأمین می شده، می گوید: بعدها با درج آگهی در آن توانستیم از عهده هزینه ها بر آییم. از دیگر فعالیت های ما برگزاری کنفرانس های خبری، نقد فیلم، نشست های شعر و موسیقی و جلسات بحث و تبادل نظر در دانشگاه بود و حتی همراهی بسیج دانشجویی در برخی فعالیت های صنفی قابل توجه بود.

بخشعلی ایجاد روحیه مسئولیت پذیری و حق طلبی در دانشجویانی که در این فعالیت ها شرکت داشتند را حاصل همان کارهای گروهی می داند و اضافه می کند: انسان دوستی و روحیه کار جمعی و قبول مسئولیت اجتماعی از صفات آشکار افرادی است که در این فعالیت ها مشارکت می کردند.

این فعال پیشین دانشجویی درباره راه برون رفت جنبش دانشجویی شهرستان از رخوت، معتقد است: دانشجویی که در دوران دانشجویی خود حتی یک حرکت صنفی نداشته و روحیه مطالبه گری ندارد، مسئول بار نخواهد آمد. هم اکنون فضای دانشجویی نیاز به امید دارد و باید تعدادی از دانشجویان علاقه مند دوباره همان فضاها را تشکیل دهند و مطالبات جمعی دانشجویان را مطرح کنند تا جنبش دانشجویی زنده شود و نتایج مثبت آن را نیز دانشجو و دانشگاه و جامعه خواهند دید.

پیمان صادقی، نیز دانشجوی تربیت معلم ورودی ۸۵ و دانشگاه آزاد نیشابور ورودی ۸۷ است، او فضای دانشگاه آزاد آن سال ها را همچون الان، بسته توصیف می کند و عامل آن را نه تنها دانشجو و دانشگاه بلکه فضای سیاسی حاکم بر جامعه و اتفاقات پس از انتخابات ۸۸ می داند.

وی می گوید: تشکل های دانشجویی تنها شامل بسیج و جامعه اسلامی با رویکردهایی مشخص بود. در ابتدای ورود به دانشگاه گروهی را به نام «گروه ندا» راه اندازی کردیم که فعالیت هایی به صورت جسته گریخته انجام می شد اما پس از انتخابات ۸۸ و فشارهایی که بر فعالیت های دانشجویی وارد شد این گروه منحل شد و فعالیت های صنفی نیز به صورت پراکنده انجام می شد و  قالب منسجمی به نام «شورای صنفی» نداشت.

صادقی درباره چاپ نشریه دانشجویی نیز اظهار کرد: من شخصا برای گرفتن مجوز نشریه مستقل دانشجویی اقدام کردم اما این مجوز صادر نشد و به طور کلی نیروی محرکه و انگیزه هم در دانشجویان برای پیگیری بیشتر، از بین رفت.

وی در رابطه با پویایی دانشجویان حاضر نیز گفت: جنبش دانشجویی در اولویت باید با مطالبات صنفی آغاز به کار کند و بعد به دغدغه های ملی و سیاسی بپردازد. البته انتظار می رود بعد از انتخابات ۹۲ دانشگاه های نیشابور هم بتوانند از فضای متفاوت تری که به وجود آمده، استفاده کنند.

مرتضی فارسی، دانشجوی اتاق عمل ورودی بهمن ۸۹، است که به فعالیت های دانشجویی، بیشتر نگاهی علمی-تحقیقاتی دارد و از فعالان دانشجویی نیشابور بوده، همکاری مسئولین دانشگاه را مثبت توصیف می کند و سستی و رخوت در فعالیت دانشجویی را عدم دغدغه مندی خود دانشجویان می داند.

فارسی عنوان کرد: فضا برای ایجاد تشکلی به نام انجمن اسلامی مناسب نبود و حتی مسئولین پس از این که مطمئن شدند فعالیت های ما صرفا علمی است مجوز انجمن را صادر کردند ولی درعین حال شورای صنفی راه اندازی شد و اعتراضات دانشجویان به کیفیت غذا، سرویس های رفت و آمد به دانشگاه و وضعیت خوابگاه ها محدود اما نتیجه بخش بود. کرسی های آزاد اندیشی هم برگزار می شد ولی خود دانشجویان چندان رغبتی بر طرح مسائل سیاسی و ملی نداشتند. معدود نشریات هم گاهی به مسائل غیر صنفی پرداخته می شد.

آن چه از مجموع بررسی های خیام نامه بر می آید این است که سطح بندی نشدن مطالبات، فقدان مسئولیت پذیری اجتماعی نزد خود دانشجویان و بی علاقگی و کاهش انگیزه های آنان، اعمال کنترل و محدودیت بر فعالیت های دانشجویی، فقدان تشکل های ریشه دار که محمل و بستر فعالیت باشند و عدم درک مسئولان از ضرورت و ارزش مشارکت اجتماعی و سیاسی دانشجویان در ساختن جامعه ای پویا و رو به پیشرفت را می توان به عنوان برخی علل اصلی فقدان جنبش دانشجویی «جدی» در شهرستان نیشابور نام برد.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.