تاریخچه احزاب (۷)

7جواد حسینی
احزاب ایران در دوره مشروطه
۱-حزب اجتماعیون عامیون
در دوره دوم مجلس شورای ملّی، که با سقوط و برکناری محمدعلیشاه و تبعید او و برگزاری انتخابات عمومی شکل گرفت، وکلا به دو دسته متمایز از هم تقسیم شدند: اعتدالی و دموکرات. این دو گروه در مقابل هم قرار گرفتند. میرزا محمدصادق طباطبایی رهبر اعتدالیون بود. واین حزب در اصل برای مقابله با عامیون (دموکراتها ) تشکیل شد و برنامه آنان بیشتر در حکم مقابله با برنامه دموکراتها بود تا برنامهای مستقل؛ لذا این حزب، هم از لحاظ کیفیت عضویت و هم از لحاظ ایدئولوژی، ظاهراً ضعیف بود و همین مسأله باعث شد که کابینهها ــ چه کابینه سپهدار، قهرمان جنگ علیه محمدعلیشاه، و چه کابینه مستوفیالممالک که از طرف عامیون(دموکراتها )حمایت میشد ــ هیچیک در مجلس دوم اکثریت نداشته باشند.اکثر وکلا جلو هرگونه اقدامی را میگرفتند.بالاخره با نیابت سلطنت ناصرالملک این وضع خاتمه پیدا کرد و هیأتی به نام هیأت مؤتلفه از اعتدالیون و سایر احزاب به استثنای عامیون(دموکراتها ) تشکیل شد تا از سپهدار حمایت کند.این تدبیر تا مدتی کارساز افتاد و سپهدار توانست مجلس را تحت کنترل آورد.
اجتماعیون عامیون(دموکرات ها)در مجلس دوم در اقلیت بودند و از بین ۱۲۰ نماینده مجلس، تنها ۲۷ نفر دموکرات بودند. علت این امر در این بود که حزب عامیون نه از حمایت و علاقه طبقه حاکمه برخوردار بود و نه رابطه ای با طبقه پایین اجتماع داشت. با وجود اینکه از منافع آن طبقه دفاع می کرد ولی خود اعضای حزب از آن طبقه نبودند. با وجود اینکه عامیون(دموکرات ها ) در اقلیت بودند، ولی دارای تشکیلات و ایدئولوژی محکمی بودند که به آنها قدرتی بیش از تعدادشان می داد. آنها از دو امتیاز مهم برخوردار بودند. اول اینکه اغلب اعضای این گروه صاحب قلم توانایی بودند و مقالات تند و تاثیرگذار در حمایت از اندیشه های خود می نوشتند و دوم آنکه از روزنامه های متعدد بهره می گرفتند.
مرامنامه حزب اجتماعیون عامیون(دموکرات ها) به اختصار بر این موارد تاکید داشت: «…. ایران باید به شکل مملکت قانونی در آید و حکومت مرکزی قوی شود …. در مورد حقوق مدنیه، همه افراد باید در مقابل قانون متساوی باشند از هر نژاد و مذهب و ملیت که باشند. آزادی های کلام، مطبوعات، اجتماعات، جمعیت ها و تعطیلات و اقامت و مسافرت را می خواهد. قانون انتخابات باید مساوی، عمومی، مخفی، مستقیم و متناسب باشد….قوه قضائیه از اجرائیه باید جدا باشد… قوه سیاسی باید از قوه روحانی جدا باشد… و تعلیم و تربیت مجانی و اجباری و توجه به تربیت زنان بشود. خدمت نظام نیز باید اجباری باشد.
ملک الشعرای بهار نیز در کتاب تاریخ احزاب خود درباره اهداف و مرامنامه حزب عامیون (دموکات ها) چنین می آورد: «دموکرات ها که یک بند مرامشان «انفکاک کامل قوه سیاسی از قوه روحانی» و بند دیگر «ایجاد نظام اجباری»، «تقسیم املاک بین رعایا»، «قانون منع احتکار»، «تعلیم اجباری»، «بانک فلاحتی»، «ترجیح مالیات غیرمستقیم بر مستقیم» و «مخالفت با مجلس اعیان»… بود، مورد هجوم علما و گروه انبوهی از رعایا و توده قرار گرفتند. اکثر افراد دموکرات افراد روشنفکر و صاحب قلم بودند. دموکرات ها خواستار تغییر در ساختار قدرت و اعلام جمهوری بودند.
به رغم وجود شعارهای تند و انقلابی که حزب عامیون می داد به دلیل ساختهای جامعه، منطبق نبودن در خواستها با واقعیات و عدم تقارن میان ویژگیهای حزب و جامعه ی ایران، حزب در جذب افراد کمتر موفق بود.
منابع و ماخذ:
ملک زاده، مهدی(بی تا) تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، انتشارات ابن سینا، ج اول.
مدیر شانه چی، محسن (۱۳۷۵) احزاب سیاسی ایران، تهران، رسا.
نوذری، عزت الله(۱۳۸۰) تاریخ احزاب سیاسی در ایران، شیراز، انتشارات نوید شیراز.
تبریزنیا، حسین (۱۳۷۱) علل ناپایداری احزاب سیاسی در ایران، تهران، نشر مرکز بین الملل

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.