‍ قهرمانان ملی ایران

مازیار و تلاش نافرجام آزادی ایران

بخش نخست

منطقه تبرستان در اواخر دوره ساسانی اهمیت زیادی پیدا کرد. چرا که ساسانیان در شمال شرق دچار حملات ترکان بودند و جبهه جدیدی در گرگان باز شده بود که دیوار گرگان بازمانده همان روزگار است. اما در این میان تبرستان حکم یک پایگاه نظامی برای پشتیبانی از منطقه مرزی گرگان بود. از همین روی ساسانیان پایگاه ها و استحکامات نظامی فراوانی را در تبرستان ایجاد کردند و خاندان های قدرتمند که نیروی نظامی داشتند نیز در این سرزمین نیرو گرفتند از جمله خاندان اسپهبد در گرگان که خاندان مادری خسروپرویز و قدرتمند ترین خاندان سال های آخر دوره ساسانی بودند. خاندان دیگر خاندان اسپندیاد بود که در تبرستان و ری مستقر بودند. همچنین بخشی از خاندان ساسانی که از فرزندان گاماسب برادر قباد بودند نیز پس از نابودی ساسانیان در این سرزمین حکومت نیرومند گاوبارگان را ایجاد نمودند. در کنار ایشان بازماندگان خاندان کارن نیز به ایشان اضافه شدند و بالاخره خاندان باوند در این سرزمین شکل گرفت.

خاندان گاوبارگان به دو شعبه دابویگان و پادوسبانان تقسیم شدند و طی جنگ های بسیار با خلافت عرب تضعیف شده و بالاخره با خودکشی اسپهبد خورشید دابویه در زمان خلیفه منصور عباسی این خاندان نابود شده و این منطقه دچار از هم گسیختگی شد و سپاهیان خلیفه بر شهرها و جلگه تبرستان مسلط شدند و کوهستان برای خاندان ها باقی ماند.

در زمان خلافت هارون الرشید خاندان کارن به رهبری ونداد هرمزد و خاندان کارن به رهبری اسپهبد شروین متحد شده و سپاهیان خلافت را کشتار و اخراج نمودند و سپس با هارون صلح کردند.

پس از مرگ این دو فرزندانشان درگیر جنگ داخلی شدند. کارن فرزند ونداد هرمزد توسط شهریار فرزند شروین کشته شد و مازیار(معرب ماه ایزدیار) فرزند کارن به نزد (ونداد امید)حاکم همدان که از دوستان پدربزرگش بود گریخت.او نیز مازیار را به نزد خلیفه مأمون گسیل داشت. مازیار مورد توجه اخترشناس دربار خلیفه قرار گرفت و او هوش و فراست مازیار را به گوش مأمون رساند. مامون که که خود مردی دانشمند و روشنفکر بود مازیار را محمد نام نهاد و او را از سوی خویش حاکم تمام تبرستان کرد.

مازیار با ورود به تبرستان درصدد متحد کردن تبرستان برآمد و در آغاز شاپور باوند فرزند شهریار را به قتل رساند شهریار کوه پریم را تسخیر کرد و دیگر خاندان ها را نیز مطیع نمود و رستم کلاری را شکست داد و سپس (عمربن علاء) فرماندار عرب جلگه تبرستان را تحت فشار قرار داده و اخراج کرد و خود حاکم مطلق العنان تبرستان شد و خراج خویش را به خلیفه تحویل می‌داد.

از آنجایی که در شهرهای ساری و آمل و رویان بخشی از مردم مسلمان شده بودند برای این شهرها قاضی مسلمان تعیین شده بود. اولین کسانی که از بابت مازیار احساس خطر کردند قضات این شهرها و همچنین عبدالله بن طاهر امیر قلمرو شرقی خلافت بودند.

پس از مرگ خلیفه مأمون مازیار دیگر دِینی به او نداشت پس قیام خود را علنی کرد و به سوی غرب لشکر کشید تا با بابک خرمدین ارتباط پیدا کند.با روی کار آمدن خلیفه ترکزاد به نام معتصم، افشین اشروسنی که برخی او را ترک و برخی ایرانی می‌دانند حملات خود را علیه بابک از سر گرفت و شکست های بسیاری بر مردی وارد کرد که طی ۲۰ سال تمام لشکرهای خلافت را نابود کرده بود.

پیروزی های افشین در مصر و آناتولی و آذربایجان موجب محبوبیت زیاد و اقتدار بیش از پیش او شده بود و این موضوع سبب رشک عبدالله بن طاهر شده بود چراکه افشین همان طور که بعدها مشخص شد برای دستگاه خلافت و امارت طاهری خطرناک شده بود.عبدالله بن طاهر که برای جلب توجه خلیفه به پیروزی نیاز داشت اعمال اسپهبد ایران خواه تبرستان را زیر نظر گرفت و با قضات مسلمان تبرستان وارد رابطه شد.

عبدالله بن طاهر در زمان مأمون نیز بارها از مازیار شکایت کرده بود که مازیار باید خراج خود را به نیشابور بفرستد نه به بغداد چرا که قلمرو او جزو امارت طاهریان بود. اما مازیار که خود را از تبار اشرافی و عبدالله بن طاهر را دون پایه می‌دانست هربار محبت مأمون را جلب می‌کرد. این بار قضات آمل و ساری و رویان به بغداد احضار شدند تا گزارش کار مازیار را به خلیفه دهند. قضات گزارش عادی دادند و رفتند اما قاضی آمل شبانه به دربار خلیفه رفت و مازیار را متهم به کفر و الحاد کرد.

از این زمان فشارهای خلیفه بر مازیار افزایش یافت و همزمان بابک نیز شکست خورده و اسیر شد .مازیار راهی برای پنهان کاری نیافت. پس شروع کرد به تقویت استحکامات و جمع آوری خراج ناگهانی از زمین داران مسلمان. وی آنها را در هرمزآباد مقر خویش جمع کرده و خراج سه سال را از ایشان خواست و همه را زندانی کرد. خلیفه فرمان سرکوب مازیار را داد و تبرستان در عین حال از شرق و جنوب مورد حمله خلافت قرار گرفت و در داخل با خائنین تبرستانی و دیلمی مواجه شد.

سپاه (حسن بن حسین) عموی عبدالله بن طاهر از شرق راهی تمیشه شد …

همزمان در رویان شورشی علیه مازیار به رهبری (خلیل بن ونداسپان) بروز کرد اما توسط کوهیار برادر مازیار سرکوب شد.

مازیار (سرخ آستان) را راهی تمیشه کرد تا راه حسن بن حسین را سد کند اما سپاهیان او خیانت نموده و سر سرخ آستان را بریده و برای حسن بن حسین فرستادند.در جنوب نیز سردار ترک خلیفه که از ری می آمد با کوهیار همدستی نموده و از کوهستان بگذشت و در غرب فرزندان رستم کلاری شوریدند و سپهبد بزرگ گشنسب را به کمک سپاه عباسی شکست دادند و مازیار در هرمز آباد محاصره شد و در آخر با خیانت کوهیار توسط حسن بن حسین اسیر شد تحویل عبدالله بن طاهر گردید. او نیز مازیار را به بغداد برده و به دستور خلیفه مازیار را با ۴۰۰ ضربه تازیانه به قتل رساندند و اینچنین در پی خیانت های باوندیان و کلاریان و مسلمانان تبرستان این سرزمین دوباره به تصرف عباسیان در آمد.

کوهیار خیانتکار نیز که قصد تسخیر گنج های مازیار را داشت توسط محافظان دیلمی گنج خانه او به قتل رسید.

فرزندان رستم کلاری در آینده از ستم طاهریان به تنگ آمده و دست به دامان حسن بن زید شدند.

باوندیان نیز در آینده ضربات زیادی از علویان خوردند و بخش اعظم قلمرو خود را از دست دادند .

منابع:

تاریخ ایران تحقیق دانشگاه کمبریج

سرداران ملی ایران

روزگاران

دو قرن سکوت

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.