یک هفتم (مروری بر خبرهای هفته )

اگر کسی می خواهد شعاری دهد باید از جیب خودش هزینه دهد نه از جیب ملت

ایرنا: رییس جمهور روحانی با بیان اینکه فکر نمی کنم کسی باشد که از خوشحالی مردم ناراحت باشد، گفت: فکر نمی کنم کسی در کشور باشد که از پیروزی ملت در مذاکرات هسته ای نگران باشد. من فکر نمی کنم کسی در کشور باشد که نسبت به خروج از رکود و رونق اقتصادی کشور نگران و ناراحت باشد. رییس جمهور در بخش دیگری از صحبت های خود با بیان اینکه مردم ایران صاحبان و ولی نعمتان کشورند و تمام مسئولان خادمان ملت هستند، با طرح این پرسش که آیا کسی اجازه دارد برای اینکه سخن درشت و شعاری تند و بی خاصیت بزند، دست در جیب مردم کند و اموال آنها را بردارد و زندگی شان را از هم بپاشاند، اظهار کرد: اگر کسی می خواهد شعاری دهد باید از جیب خودش هزینه دهد نه از جیب ملت.

ویژگی های دوم خرداد از دیدگاه سعید حجاریان

جماران: سعید حجاریان: دوم خرداد به لحاظ پاره ای ویژگی ها از سایر اتفاقات ملی پس از انقلاب متمایز می شود. دوم خرداد به لحاظ توسعه یافتگی ویژگی های منحصر به فردی دارد که ذکر آنها خالی از فایده نیست:

۱- رقابت: در دوم خرداد برای اولین بار بود که مساله رقابت مطرح شد چون تا قبل از آن ما در هیچ دوره ای رقابت جدی نداشتیم. معتقدم بعد از دوم خرداد بود که سنت رقابت در انتخابات ریاست جمهوری نهادینه شد.

۲- مشارکت: در دوم خرداد مشارکت بسیار بالا رفت به طوری که آن را حماسه نیز نامیدند. منظور از آن این است که در ایران نفس رقابت باعث افزایش مشارکت می شود. یعنی هرچه رقابت جدی تر، آزادانه تر و منصفانه تر باشد مشارکت نیز بالا می رود و همین موجب تضمین رابطه دولت و ملت می شود.

۳- گفتمان سازی: انباشت تلاش های تئوری در زمینه های دینی، سیاست داخلی و خارجی، اقتصادی و فرهنگی و اخلاقی پشتوانه ای را برای ایجاد گفتمان اصلاحات فراهم کرد که خود را در برنامه خاتمی نشان داد و حتی تا امروز نیز جاذبه آن برنامه باقی مانده است. به طوری که برخی تلاش می کنند تا عناصری از آن را مصادره کنند و بعضی دیگر می کوشند تا در آن تجدید نظر کنند. اما در برابر گفتمان اصلاحات که می توان آن را به یک نرم افزار تشبیه کرد گفتمان رقیبی وجود نداشت.

۴- مظلومیت: با این که گفتمان اصلاحات دل طبقه متخصص را ربوده بود تاثیری روی طبقات محروم نداشت و این طبقات بیشتر از زاویه سیادت و مظلومیت به خاتمی می نگریستند و در دوم خرداد احساس می کردند که انتخابات منصفانه نیست و به همین خاطر از خاتمی حمایت کردند.

اکنون پس از ذکر این ویژگی ها بد نیست به یک پرسش پاسخ بگوییم و آن اینکه آیا دوم خرداد استثنایی بر یک قاعده بود یا خیر؟ به نظر من به دلایلی که مجالش در اینجا نیست دوم خرداد یک استثنا بود، استثنایی که امکان دارد در آینده به اشکال نوینی خود را بروز دهد و همه را بار دیگر غافل گیر کند.

این چه بازی است که درآوردید و هر روز بهانه ای می تراشید، متوجه نیستید مملکت و اقتصاد این مملکت در چه شرایطی است

عصرایران: ابراهیم اصغرزاده در همایش «اصلاحات ناتمام» گفت: ما نمی گوییم دولت روحانی قطعا تمام اصلاح طلب است ولی دولتی است که اگر مشی اعتدالی دارد باید متوجه شود که پاشنه آشیل آن مدیرانی است که متعلق به دولت سابق هستند و یا تفکرشان نزدیک به احمدی نژاد و یا احمدی نژادی است. روحانی درمقابل این که تندروها و رادیکال ها را چگونه می تواند کنترل کند باید به بخش های دیگر جامعه میدان بدهد. مگر روحانی نگفته بود که فضای امنیتی را کم می کند و شرایط امنیتی را از تمام فضای فرهنگی و هنری برمی دارد بسیار خوب اولویت اول روحانی سیاست خارجی است مگر روحانی نمی داند سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است آیا می تواند یک دیپلمات قدرتمند از طرف کشوری برود پشت میز مذاکره از منافع ملی دفاع کند بدون اینکه پشتوانه قدرتمندی در درون جامعه داشته باشد. ظریف می تواند به مذاکره برود در حالی که نگران است که در درون کشور از فرودگاه تا کاخ ریاست جمهوری را باید با لنگه کفش روبه رو شود. روحانی اگر قرار بود کسی شبیه اصولگرایان باشد و شعارهایش مثل آنها باشد که رای نمی آورد، اصولگرایان همان هایی هستند که رای شان چهارمیلیون بود شما حدتان و اندازه تان چهار میلیون رای است.

وی با اشاره به سخنان رهبر انقلاب افزود: مگر رهبر انقلاب بر نرمش قهرمانانه تاکید نکردند و فضا را باز نکردند که دولت مذاکرات را جلو ببرد. وی سپس خطاب به افراد تندرو گفت: این چه بازی است که درآوردید و هر روز بهانه ای می تراشید، متوجه نیستید مملکت و اقتصاد این مملکت در چه شرایطی است.

آیا طرح چنین خواسته هایی واقع بینانه و خیرخواهانه است؟

ایران: این روزها برخی فعالان رسانه ای به جای کارشناسان هسته ای به دولت می گویند مذاکره کن اما مانند یک پیروز میدان جنگ، همه غنایم دشمن را به چنگ بیاور! حال آنکه خود، این راه را، پیش از این در دولت قبل رفته اند اما نه تنها هیچ غنیمتی نیاورده اند بلکه به قول خودشان کاغذ پاره هایی آورده اند که متأسفانه امروز اقتصاد کشور را دچار مخاطره اساسی کرده است. سؤال این است که طرح چنین خواسته هایی آیا واقع بینانه و خیرخواهانه است؟ آیا نمی توان گفت هدف اغلب این شعارپردازی ها این است که تحریم ها برطرف نشود. جالب است که مخالفان مذاکره و توافق برای تکمیل مغلطه خود به اظهارات برخی مقامات ناباب آمریکایی و حتی اسرائیلی ها استناد کرده و فاتحانه فریاد می زنند که دیدید دولت همه خطوط قرمز را نادیده گرفته است!

اسراف در همه چیز

اعتماد: عباس عبدی: در مقاله ای به گزارش بانک مرکزی استناد کرده که نشان می دهد در سال ۲۰۰۹، شدت مصرف انرژی در ایران به ازای هر هزار دلار تولید ناخالص داخلی، ۲/۴ بشکه نفت خام بوده، و این رقم در ترکیه برابر ۰/۱ ،در ژاپن ۸/۰ و در اتحادیه اروپا ۷/۱ و در کل جهان ۴/۱ بوده است. به عبارت دیگر ایران به ازای هر واحدی که تولید می کند، بیش از پنج برابر ژاپن انرژی می سوزاند. آیا مردم ایران به صورت تاریخی منابع خود را مسرفانه مصرف می کرده اند؟ پاسخ منفی است. در گذشته مردم ما با توجه به امکانات خود بهینه ترین شکل از بهره برداری را که به ذهنشان می رسید داشته اند، ولی چرا در چند دهه اخیر، و به طور مشخص در حدود یک قرن گذشته و البته به مرور دچار این بحران شده ایم؟

تلاقی دو علت موجب این وضع ناخرسندکننده است که معلوم هم نیست تا چه زمانی با آن درگیر خواهیم بود. علت اول ورود به دنیای جدید است. علت دیگر استفاده از درآمدهای نفتی بود که از قدرت تولیدی مردم و ساختار اقتصادی ناشی نمی شد، بلکه پول بادآورده و درآمد نفت نصیب مردم شد، بدون آنکه برای تولید آن کاری کرده باشند، مثل برندگان بلیت های بخت آزمایی، که پول های به دست آمده از این راه را به بدترین شیوه هزینه می کنند. ترکیب این دو علت به شکل گیری این وضع تاسف آور انجامیده است.

اعتراض به زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی در برنامه زنده تلویزیونی

ایسنا: آرمان ذاکری دانشجوی دکترا در دانشگاه تربیت مدرس در یک برنامه تلویزیونی که به مناسبت فرا رسیدن هشتادمین سالگرد تولد علوم اجتماعی در ایران، برگزار می شد، گفت: هشت دهه است که علوم اجتماعی متهم می شود. اما با استفاده از همین پژوهش های علوم اجتماعی، به دو نکته اشاره می کنم. اولین نکته اینکه در سال ۱۳۵۳ یک پژوهش در سطح ملی با عنوان گرایش های فرهنگی و نگرش های اجتماعی در ایران توسط مرحوم علی اسدی انجام شد. از جمله مواردی که سنجیده شد، اعتماد مردم بود که ۵۳ درصد از مردم در این پژوهش گفته بودند “مردم قابل اعتمادند”، یعنی مردم به هم اعتماد داشتند. وی افزود: این پیمایش در سال ۱۳۸۳ یعنی سی سال بعد توسط دکتر محسن گودرزی عینا تکرار شد، که نتایج تکان دهنده ای داشت: مشخص شد فقط ۲۴ درصد مردم به هم اعتماد دارند. این یعنی در طول سی سال گذشته، اعتماد اجتماعی مردم ما نصف شده است، مثل آمار طلاق که دو برابر شده، آمار زندانیان سیاسی و به طور کلی زندانیان که ۷٫۵ برابر شده، آن هم در حالی که جمعیت ۱٫۸ برابر شده.

ذاکری ادامه داد: همین جامعه شناسی که متهمش می کنند، می گوید ما در سیاستگذاری برای افزایش اعتماد جامعه شکست خورده ایم. همین جامعه شناسی متهم، در دو پیمایش سنجش سرمایه اجتماعی در سالهای ۱۳۸۱ و ۱۳۸۴ مشخص کرد که مردم میان اقشار مختلف، بیشترین اعتماد را به دانشگاهیان دارند. در جامعه ای که در سی سال گذشته، اعتماد اجتماعی در آن افت کرده، اخلاق جمعی دچار بحران شده و سیاستگذاری های ما در جهت ایجاد اخلاق جمعی شکست خورده، مردم به همین دانشگاه وارداتی بیشترین اعتماد را دارند. پس دانشگاه رسالت خود را در جهت ایجاد اعتماد اجتماعی در مردم به خوبی انجام داده و امروز مردم دانشگاه را به عنوان نهاد مرجع می شناسند.

وی سپس کتاب سعید مدنی با عنوان “گزارش وضعیت اجتماعی ایران در سالهای ۸۰ تا ۸۸ را به مخاطبان برنامه نشان داد و گفت: این کتاب حاوی یک سری مقاله با موضوعات جرایم، اعتیاد، خشونت خانوادگی، خودکشی، تن فروشی، فقر، نابرابری و است که سرپرست این پژوهش، سعید مدنی بوده. مدنی به طور خاص روی اعتیاد و روسپیگری کار کرده و مشخصا سراغ میدان پژوهش رفته. ذاکری با طرح این پرسش که “امروز سعید مدنی کجاست؟” ادامه داد: او در زندان است، چون به علوم اجتماعی اعتماد ندارند. علوم اجتماعی متهم می شود. وقتی صبح تا شب بگویید علوم اجتماعی سکولار است، غربی است، ملحد است، و بعد پژوهشگرانش به سیاه نمایی متهم شوند و به زندانی بروند، نباید از علوم اجتماعی متهم ناامن انتظار داشته باشیم مشکلی را حل کند.

وی با بیان اینکه “حرف سعید مدنی را حاکمیت باید بشنود”، ادامه داد: سعید مدنی که می گوید وضعیت فقر و روسپیگری در این مملکت بحرانی است و باید خدمات اجتماعی بدهیم. می گوید نباید بیاییم قراردادها را موقتی بکنیم، نباید بیاییم نیروی کار را تعدیل بکنیم، نباید بیاییم سرمایه های اجتماعی را از طریق موقتی سازی قراردادهای کار و خروج کارگاه های زیر ده نفر از شمول قانون کار تخریب کنیم.

ذاکری با بیان اینکه “این آسیب شناسی حکومت دینی است”، افزود: متاسفم که باید بگویم کسانی که ابراز می کنند ما داریم در راستای حکومت دینی کار می کنیم، اینها خواسته یا ناخواسته از رانت بهره مند می شوند. به سرعت و بدون در نظر گرفتن ضوابط علمی، امکانات و نهاد در اختیارشان قرار می گیرد.

اکثر ایثارگران دوران دفاع مقدس حالا بخاطر اصلاح طلب بودن، انگ ضد انقلابی و فتنه گری خورده اند

پویش: در پی اتفاقات رخ داده در دیدار رئیس جمهور با علماء، ایثارگران و برگزیدگان استان آذربایجان شرقی، خانم سمانه شاهدی دختر جانباز جنگ تحمیلی و سردار سپاه خطاب به رییس جمهور نامه نوشت. وی در این نامه آورده است: ما اصلاح طلب های تبریز، با امید بهبودی اوضاع و شرایط کشور و با توجه به قول های انتخاباتی شما که “حقوق دان” هستید به شما رای دادیم و امروز مسروریم از اینکه به شما اعتماد کردیم. در جلسه ی دیدار نخبگان تبریز با جنابعالی بغض فرو خورده یکی از ایثارگران دوران دفاع مقدس، جانباز جنگ تحمیلی، سردار سپاه، جناب آقای نصرت اله شاهدی، شکسته شد، بغضی که چند سال است همه ی ما آنرا به دوش می کشیم. بغض خسته شدن از دروغ، بغض از حذف یکی یکی سرداران دوران دفاع مقدس به بهانه های واهی. اکثر ایثارگران دوران دفاع مقدس که هم رزم باکری و یاغچیان و شفیع زاده بودند حالا بخاطر اصلاح طلب بودن، انگ ضد انقلابی و فتنه گری خورده اند.

جناب رییس جمهور اگر امروز سردار شاهدی در مقابل فحاشی های عده ای که متاسفانه معمم هم بودند و آبروی روحانیت را بردند، فریاد برآورد، این فریاد برای عدالت خواهی و به تنگ آمدن از سرکوب همیشگی طیف اصلاح طلب بود. و حرف آخر اینکه درست است که در سخنرانی تان همه ی گروه ها را تشویق به همبستگی و اعتدال کردید ولی ای کاش از این صداهای اعتراضی که از بین جمعیت به حمایت از دولت تدبیر و امید برخاست براحتی رد نمی شدید.

شکوری راد: در سال ۸۸ مردم فهمیدند که در کشور چه خبر است

آنا: علی شکوری راد، نماینده مجلس ششم شورای اسلامی، به مناسبت سالگرد دوم خرداد اظهار کرد: سال ۷۶ مردم با رأی خود کسی را بر سر کار آوردند که نه خودش و نه دیگران چنین انتظاری را نداشتند. بعد از آن تا مدت ها بحث بر سر این بود که پیام دوم خرداد چیست و همه در جست وجوی پاسخی برای این سؤال بودند. تعبیر من آن زمان این بود مردم به حاشیه رانده شده در این انتخابات اعلام موجودیت کردند و گفتند که ما هستیم و ما می توانیم تعیین کننده باشیم. در انتخابات دوم خرداد سال ۷۶ مسئولان پی بردند که در جامعه چه می گذرد و بعد از حوادث سال ۸۸ مردم فهمیدند که در کشور چه خبر است. روی کار آمدن دولت تدبیر و امید نتیجه کارکرد سیاسی اصلاح طلبان بوده است زیرا بدون رأی اصلاح طلبان این دولت نمی توانست سر کار بیاید.

ارزش واقعی یک نماینده، سلامت نفس، پاکی و صداقت است

اعتماد: حسین مرعشی: من نمی گویم فساد وجود ندارد بلکه منظور من این است که وقتی در کشور هر مقدار که بخواهید پول جابه جا می شود، مثلا وقتی ۳۰ میلیارد دلار حجم پول کالاهای قاچاق است، حالا ۲۰ میلیون دلار هزینه انتخابات را کجای دلتان می خواهید بگذارید؟! می خواهم بگویم وقتی آبکش، چنین سوراخ های گشادی دارد، چگونه می توانید چند سوراخ تنگ را ببندید، بالاخره از یک جای دیگر نشتی به وجود می آید. به هرحال نمایندگی مجلس قدرت است یا نیست؟ البته که قدرت است. شما باید کاری کنید که صاحبان صلاحیت به مجلس بروند. نماینده مجلس گاهی رو به روی وزیر می ایستد و از او سؤال می پرسد، اما به دلایل خاص سؤالش را پس می گیرد. این مسائل در گذشته نبود، ولی چرا الان وجود دارد؟ چون ارزش های واقعی کنار گذاشته شده اند. ارزش واقعی، سلامت نفس است، پاکی، صداقت و کم هزینه بودن است. ما این ارزش های واقعی را کنار گذاشتیم و فضا را به کسانی دادیم که آسیابشان همه چیز را آرد می کند!

اصلا نباید فکر شود که نمی گذارند؛ باید قوی به میدان آمد

شرق: محسن هاشمی پیرامون حضور نیروهای سیاسی در عرصه انتخابات ها گفت: اصلا نباید فکر شود که نمی گذارند. باید قوی به میدان بیایند. اصلا حضور آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری نشانه همین امر بود. باید قوی به میدان آمد. رهبر انقلاب هم همیشه از انتخابات حداکثری حمایت جدی کرده اند.

وی با اشاره ردصلاحیت آقای هاشمی گفت: همین باعث می شود که از همان رد صلاحیت استفاده شود. به من هم گفتند، در انتخابات شورا شرکت نکن. گفتند اگر حضور پیدا کنی رد صلاحیت می شوی و آبرویت می رود. به من گفتند شما مشکلاتی دارید که اگر حضور پیدا کنید، مجبور می شویم آنها را بازگو کنیم و چون فرد وجیهی هستی آبرویت می رود. مشورت کردم و آمدم. حرف هایی هم زدند. البته نمی دانم چقدر آبرویم رفته است. این صحبت و تهدید به خیلی ها گفته شد. ثبت نام کردم و گفتند بهتر است انصراف بدهی. گفتند به مجلس گزارش می دهیم و تعداد نمایندگان هم زیاد است و از میان همه مردم در آن حضور دارند و امکان دارد این حرف ها به بیرون درز کند. من مشورت کردم و به این نتیجه رسیده شد که لازم است بیایم و آمدم. اما خیلی ها که می توانستند بیایند با همین نوع تهدیدها و حرف و حدیث ها نیامدند.

سوال:کسی که حسابش پاک باشد بی تردید از این دعواهای سیاسی نمی ترسد. / نه این طور و به این راحتی که می گویید، نیست. هزینه دارد وقتی فردی را تخریب می کنند. مشکل جدی ایجاد می شود. مسائلی را درباره ات می گویند که وقتی پاسخ هم می دهی باز هم تخریب می شوی. مثلا در مورد بنده آقای رسایی در مجلس جمله ای گفت که در مترو قراردادهای غیرقانونی چهار هزار میلیارد تومانی بسته شده است. در صورتی که برای کل مترو چهار هزار میلیارد تومان هزینه نشده بود و در تاریخی که من مدیر بودم ، سه هزار میلیارد تومان خرج شده بود! اگر هم پاسخ بدهم که دادم باز او توانسته موجی را علیه رقیب بسازد.

مجلس هرچه قدیمی تر، کار آمدتر و سالم تر!

اعتماد: مرتضی الویری فعال اصلاح طلب: مطلوب من این است مجلسی تشکیل شود بتواند به وظایف مصرح در قانون اساسی عمل کند. باید مجلس استقلال خودش را حفظ کند و شجاعت لازم برای بیان دیدگاه و نظرات انتقادی خودش را داشته باشد. برای انجام چنین کاری باید انتخابات آزادی برگزار شود. نمایندگان برآمده از دیدگاه ها و نظرات مردم باشند. برای این مهم باید سازوکارهای لازمی در جامعه وجود داشته باشد. مردم سرشان کلاه نرود و بتوانند افراد پرتوان و پرقدرت و متفکری را به مجلس بفرستند نه شومن ها و آدم های با شعارهای عوامفریبانه. لازمه این کار قدرت گرفتن احزاب است و وجود فضای سالمی برای تبلیغاتی عادلانه. کاندیداهای واقعی مردم باید تایید صلاحیت شوند و بتوانند در حوزه رقابت حضور پیدا کنند. من مصداق حرف مقام رهبری در این زمینه که گفتند «رای مردم حق الناس است» را فقط در صندوق ها نمی بینم بلکه در تایید صلاحیت ها حتی با اولویت بیشتر می بینم. به عبارت دیگر اگر یک نامزد باصلاحیت و پرتوانی به ناحق از رقابت باز بماند و نتواند حضور پیدا کند در واقع حق الناس است که تضییع شده. با توجه به این ساز و کارها طبیعتا مجلس واقعی شکل خواهد گرفت. به نظر من ما مدت هاست از داشتن مجلس واقعی محروم مانده ایم و هر چه به عقب می رویم می بینیم مجلس ها کارآمدتر و سالم تر بودند. به عبارت دیگر منحنی نزولی مجلس، بعد از مجلس اول شروع شد و ادامه پیدا کرد تا رسیدیم به مجلس نهم.

فعال ترین تولیدی کشور چاپخانه بانک مرکزی بود!

ایسنا: طهماسب مظاهری رییس سابق بانک مرکزی می گوید: اشتباه استراتژیک دولت احمدی نژاد این بود که اصل محدودیت منابع را نادیده گرفت و فرض را بر این گذاشت که منابع تحت اختیارش نامحدود هستند. آقای احمدی نژاد به همین دلیل و با این پیش فرض، تصمیمات نامحدودی را اتخاذ می کرد و متاسفانه هر تصمیمی که به ذهن شان می رسید، می گرفتند. همین مسأله نیز باعث شد که عده ای آمدند، پیشنهاداتی را با منابعی ارائه دادند که آهسته آهسته فسادی هم از این ناحیه شکل گرفت. در یک دوره به بانک مرکزی دستور پرداخت های متعدد را دادند و تا زمانی که بنده در سمت ریاست این نهاد مشغول خدمت بودم، جلوی این مسئله گرفته شد اما بعد از من، چاپخانه اسکناس بانک مرکزی، فعال ترین واحد تولیدی کشور شد و رونق پیدا کرد! اما گفتنی است که هر زمان چاپخانه بانک مرکزی رونق پیدا کند، از آن سو، رونق اقتصادی کشور از بین می رود.

۶۰ لیتر بنزین ما و ۷میلیون متر مربع زمین خواری آن ها!

بهارنیوز: داوود حشمتی: ملت با سوز و حرارت به دنبال سهم شان از مملکت هستند. بدبختی اینجا که فکر می کنیم سهم مان همان ۶۰ لیتر بنزین کوفتی ماهیانه بود که به عنوان صدقه سر پرداخت می شد، و آن هم بنا به هزار دلیلی از مردم دریغ شد. (بدتر از همه اینکه حضرات دولتی هم به خودشان زحمت ندادند لااقل دو کلمه صادقانه به ملت توضیح بدهند).

سخنگوی قوه قضائیه در کنفرانس خبری به نکته ای اشاره کرد که مدام جلوی چشمم رژه می رود. ۷ میلیون متر مربع از زمین های اطراف تهران توسط آدم هایی که «ناشناس» هستند و معلوم نیست با آنها برخورد شده یا نشده پس گرفته شده و به نام دولت سند خورده است. ۷ میلیون متر مربع … یعنی ۷۰۰ هکتار زمین! آقا بیایید یک کمپین راه بیندازیم هر روز فریاد بزنیم بنزین ما کجاست؟ یارانه مان چه شد؟ چرا نرخ نان کش می آید؟ و در حالی که ما مشغول دعوا بر سر این موضوعات هستیم، زمین های مرغوب اطراف تهران، از لواسان گرفته تا منطقه های غرب و شمال و شرق و جنوب را بالا بکشند. هیچ کس هم سراغی نگیرد که این ها چه کسانی هستند؟ چه کسانی بودند؟ مگر می شود بدون هیچ پشتوانه ای این همه زمین را بالا کشید؟ حکایت غم انگیزی است روزگاری که در آن زندگی می کنیم. خانواده باکری سه پسرشان را تقدیم این کشور کردند اما هیچ کدام حتی یک «قبر» هم در این کشور ندارند. این ها چه کسانی هستند که به راحتی ۷ میلیون متر مربع زمین را در مرغوب ترین منطقه ایران بالا می کشند؟

سئوالی از آیت الله جنتی

پویش: اکبر منتجبی: آیت الله جنتی در آخرین اظهارات خودشان درباره احراز صلاحیت ها در انتخابات مجلس گفته اند : « صدها هزار نفر ناظر شورای نگهبان در سراسر کشور برای تأمین سلامت انتخابات وجود دارد. یک شبکه نظارتی قوی با دقت مسائل را رصد می کنند و آن چیزی که برای ما مهم است، قانون، اخلاق، دین، خلوص نیت و رضای خدا مطرح خواهد بود.» سئوالی که از حضرت ایشان مطرح می شود این است: حضرت عالی و آن صدها هزار نفری که از سوی شما مسایل را رصد می کنند، «خلوص نیت» کاندیداها و «رضای خداوند» از آنها را چگونه متوجه می شوند؟

کفشداری امام رضا به شیوه مسئولین!

تابناک: حجت الاسلام سعیدی گفت: ای کاش مسئولینی که برای خادم شدن در حرم امام رضا(ع) سر و دست می شکاندند، خادم قرآن و مسجد بودن را ترویج می دادند. حجت الاسلام قرائتی در سخنانشان گفته بودند که به حرم امام رضا(ع) رفتند و در آنجا دیدند که مسئولی کفشدار حرم مطهر است؛ لذا به آن مسئول گفتند امام رضا(ع) راضی نیست که تو کفشدار باشی، تو برو به خلق الله برس که ثوابش بیشتر است. یعنی چه مسئولی هفته ای یک بار هواپیما می گیرد و می رود که خادم امام رضا(ع) شود.

وقتی همه چیز در کشور فروشی است، چرا کتاب نویسی و پایان نامه نویسی فروشی نباشد!؟

شرق: تقی آزاد ارمکی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران با طرح این ادعا که دانشگاه ها به عمد تخریب شده، در پاسخ به این پرسش که «یعنی شما می گویید فروش پایان نامه و دادزدن مقاله فروش ها در خیابان انقلاب و در ملأعام، عامدانه است برای اینکه دانشگاه خراب شود؟» گفته: تا حد زیادی عامدانه است؛ چطور پلیس می تواند نویسنده یک شعار روی دیوار را بگیرد، اما نمی تواند فروشندگان مقاله و پایان نامه را بگیرد؟ مقداری از آن هم تجارت است و مقداری هم طبیعی است. وقتی همه چیز در کشور فروشی است، چرا کتاب فروشی نباشد؟ اگر ما صادق هستیم، باید به گام های دیگری برگردیم، اما معمولا هم این کار را نمی کنیم، چون این کار، یعنی خارج شدن بخش اعظمی از متخصصان از عرصه منافعی که در اختیارشان است. معلوم است که آنها از این وضعیت سود می برند. من کسانی را دیده ام که ده ها لقب دکتر و مهندس و… داشته اند و مدام هم مقاله می نویسند. من نمی توانم این موضوعات را درک کنم. من از روز اولی که به دانشگاه آمدم تا به امروز، در همین جا و همین رشته نشسته ام و خیلی هم آدم مدعی و درجه یکی در این رشته نیستم و تمام وقتم را برای این رشته گذاشته ام، به اندازه آن آدم هشت شغله ای که ۳۰۰ جا بوده است، نمی توانم مقاله بنویسم!

رونمایی از یک شاهکار دیگر در دولت دهم!

نامه نیوز: این سایت خبری مدعی شد که در ماه های پایانی دولت دهم، میلیون ها دلار پول بیت المال در حوزه صنعت نفت به سبب سوء مدیریت و بی توجهی مدیران مربوطه به باد رفت. در سال ۹۱، میلیون ها دلار از پول بیت المال برای خرید اقلام مورد نیاز صنعت نفت از سوی مدیران وقت شرکت «ن» به یک دلال پرداخت شده است که هیچگاه این اقلام تحویل کشورمان نشده است. در ماه های قبل از حضور دولت روحانی، شرکت «ن» که یکی از شرکت های وابسته به شرکت ملی نفت است، طی اقدامی از طریق یکی از دلالان و بدون انجام بررسی های لازم و صرفا براساس دستور مدیریتی، میلیون ها دلار را به اشتباه در اختیار واسطه ای در خارج از کشور قرار داده که اساسا هیچ ربطی به موضوع خرید نداشته و علیرغم پیگیری های به عمل آمده، تاکنون دریافت کننده وجه حاضر به بازگرداندن این مبلغ نشده است.

تسهیلات چند ده میلیونی به اعضای کابینه در روزهای پایانی

دولت احمدی نژاد

ایسنا: صندوق قرض الحسنه رجایی و باهنر به عنوان یک موسسه عمومی که در سال ۱۳۶۴ در نهاد ریاست جمهوری تشکیل شده بود بعد از گذشت ۲۳سال اوایل عمر دولت دهم از سوی مقامات وقت حاضر در هیات امنا، به «خصوصی» تغییر وضعیت داده شد. یک نمونه از تخلفات این صندوق را ایسنا اینگونه نوشت: «این صندوق در دولت دهم به تعدادی از اعضای کابینه تسهیلات چند ده میلیون تومانی پرداخت کرده بود که با ادعای وام گیرندگان مبنی بر عدم توان بازپرداخت اقساط آن! سبب شد که مدیرعامل وقت این صندوق از حمید بقایی، معاون وقت رئیسجمهور طلب استمداد کرده که در نتیجه در خرداد سال ۱۳۹۲ طی دستور کتبی از سوی بقایی خواسته می شود که از حساب نهاد ریاست جمهوری مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان از سوی بانک ملی شعبه نهاد به حساب صندوق واریز شود! نکته اینجاست که کمک فوق بنا به تصمیم مسئولان وقت صندوق صرف تسویه بازپرداخت اقساط وام های گرفته شده از سوی اعضای کابینه و مدیران ارشد نهاد شد.

۱۲ میلیون بیمار روانی در ایران!

خانه ملت: احمد آریایی نژاد، عضو کمیسیون بهداشت مجلس گفت: حدود ۱۲ میلیون بیمار اعصاب و روان در ایران وجود دارد. وی با بیان به این آمار اعلام کرد که در ازای این تعداد بیمار، تنها ۴۰ هزار تخت روانپزشکی در ایران موجود است.

 

 

 

مبارزه با مفاسد اقتصادی در مجالس و مهمانی ها

قانون: آیدین سیار سریع: با نقل جمله وزیر دادگستری که گفته مقابله با فساد مد شده است یک صحنه قبل از مراسم عروسی را تجسم کرده است: موسسه تشریفات و خدمات مجالس: باید بهتون بگم ما به روزترین خدمات رو بین همه موسسه ها ارائه می دیم. آتیش بازی، شمع آرایی، گل آرایی، فیلم برداری، عکاسی، رقص نور، سرگرم کردن کودکان با قرص خواب و یک غافلگیری بزرگ که این روزها خیلی مد شده.

عروس و داماد: اونوقت این غافل گیری چیه؟ / موسسه: مبارزه با مفاسد اقتصادی!

عروس و داماد: چه جوریه؟ / موسسه: این برنامه به این ترتیبه که بعد از شام و قبل از بریدن کیک یهو چند نفر از مفاسد اقتصادی میان تو سالن و سعی می کنن عروس رو بدزدن. داماد با شمشیری که توسط موسسه به صورت اشانتیون در اختیارش قرار داده شده باید با مفاسد اقتصادی مبارزه کنه و شکستشون بده.

عروس: وای چه جالب! الان خیلی مد شده این مبارزه با فساد. / داماد: من جسارتا سوالی داشتم.

موسسه: بفرمایید. / داماد: امکان داره داماد در این مبارزه شکست هم بخوره؟

موسسه: بله هر احتمالی وجود داره. / داماد: اگه شکست بخوره عروس رو می برن؟

موسسه: بله. شوخی که ندارن. می برن دیگه. / عروس (رو به داماد): وای چقدر هیجان انگیز. همین رو بگیریم.

گریه می کنی یا می خندی؟

شرق: پوریا عالمی: اعلام داشت که دیگر ستون طنز نمی نویسد و می خواهد آچارکشی کند، و خبر داده که از دیروز چند پیشنهاد شغل به او شده است: اول از همه یکی زنگ زد گفت می خواهی رئیس جمهور شوی؟ گفتم وا؟ من که هنوز شهردار تهران نشده ام. گفت جدی؟ پس هیچی و قطع کرد. بعد یکی زنگ زد گفت بیا بشو رئیس کل بانک های خصوصی و غیرخصوصی و عمومی و نمره. گفتم ولی بعد خودم می توانم ۵۰۰ هزار تومن وام تعمیرات بگیرم؟ گفت نه. وام گرفتن سخت است. ولی اگر بخواهی می توانی بروی بغل خاوری، همسایه اش شوی. بعد قطع کرد.

یکی دیگر زنگ زد گفت بیا بشو رئیس مدیرعامل های استقلال و پرسپولیس. گفتم این ها دوتا نیستند؟ گفت چقدر ساده ای تو؛ و با عصبانیت قطع کرد. بعد یکی زنگ زد گفت بیا ما چندتا کارخانه داریم مانده روی دستمان، چون دیگر آقازاده ای نمانده که بشود رئیسش کرد و این رانت ها مانده روی دستمان. بیا رانت مان را بخور. و سریع قطع کرد. خلاصه همین طوری نشسته بودم که یکی از کارگردانان تئاتر زنگ زد. گفت بیا یک نمایش بر اساس تو نوشتم. گفتم باباجان من نویسنده ام، بازیگر نیستم. گفت اتفاقا جالبی اش هم به همین است. تو اینکاره نیستی اگر این کار را بکنی، می ترکاند. گفتم ای بابا. آقای احمدی نژاد هم فکر کنم بهش تعارف زدند شد شهردار و تعارف دوم را زدند شد رئیس جمهور. اصلا هم بهش نمی آمد. اما با اینکه این کاره نبود، دیدید که این کار را کرد و به جای اینکه یک کاری کند و بترکاند، یک کاری کرد اقتصاد و جامعه و ورزش و منبع و هندوانه با هم ترکید.

تنظیم: رسول بخشعلی


 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.