گلوبند ( گزینه شعر فاطمه سوقندی  )

به بهانه ی رونمایی و جشن امضای کتاب ( نیشابور –فرهنگسرای سیمرغ)

حجت حسن ناظر

شاعر این منظومه، اقالیمی از امپراطوری شعر را طی طریق نموده است .در آستانه ی ورود به شعرآباد کتاب اثر، پیشکش شده به “بهنام کیانی” شاعر تامل انگیز شعر امروز نیشابور و همراه و همسفر زندگی شاعر . کتاب در روی جلد انسانی را نشانگر است که ذهنی سبز، شکوفا ، جوانه ریز و بالنده دارد هرچند مومیایی شده و گلوبند هم گردنبند است و هم این که گلویی به بند است که جوانه ها جوان به جوانه قامت نیفزاید . که اینجا باید از هادی موسوی گرافیست جلد ،سپاس ورزی ویژه ای نمود و طراحی و رنگ آمیزی روی جلد در فضایی گنگ ، کبود و نا روشن حضور کیهانی خود را به راز ابراز می نماید.

شاعر این گزینه شعر شاعری دانش آموخته ، آشنا با غمزه های ادبیات و صیقل خورده در کهکشان ادب پارسی ست . به شخصیت واژگان نزدیک شده و با جدیت و نیز قاطعیتی که در نگرش و سلوک خود دارد می رود تا زبانی ویژه با امضای شخصی خود بیابد و به فتح چکاد و کشف ستیغ فرهنگ دست یازیده و حرفی حرفستان در آبادی ادب ایران زمین برای اکنونیان و هم نیز تشنگان فرهنگ که فردا می آیند ارائه نماید.

(شما ، شما که از این باغ رد شدید هم اکنون                       ندیده اید بر آن سرو دیر سال پرنده)

سوقندی تمامی اعتبار آدمی را از دل می داند . یکی از اشعار دردمندانه ، انسانگرا و زمان شناسانه او به زنان افغان که گویی شاعر خود یکی از این تبار است پیشکش شده است، خواننده با خوانش این شعر احساس می ورزد که شاعر در (بامیان ) زیسته که ابر شدن مولانا و گریستن ابر را همزمان ناظر بوده است . شاعر “گلوبند” غرش ابرهای ترد را می فهمد هم از این روست که تکاپو می ورزد شمع شب افروز قلمش هماره و هماره محفل افروز و جمع آرا بوده باشد.

(جز پنجره چیزی از این دنیا نمی خواست                 می خواست با یک پنجره آزاد باشد)

شاعر این مجموعه شعر تفکر انگیز ،از سالیان دیر و دور که در مجامع، محافل ، انجمن ها و شب های شعر به خوانش اشعارش می پرداخت را تا امروز همچنان پویا ، جویا ، کارا و زایا به کار خلق و آفرینش آثار ادبی، قامت فراز کرده و می کوشد جان شیفته را در آیینه ی جان شیفتگی هر لحظه جلا بخشیده و با طراوت ، شاداب و شوق انگیز نگاه دارد .

سوقندی بی تردید در شمار شاعران دلاور ، سخن شناس و سخن آور امروز و هم نیز فرداست، و قابل ذکر این که در کنار خود شاعری موفق و ادب فهم که در قامت هم سرنوشتش به پیش می تازد یاور و یاری رسان اوست . زمانی نیز در آرامجای حکیم حکمت آور نیشابور خیام سترگ اندیش به نقد ، تحلیل و باز دریافت رباعیات آزاداندیشانه ی حکیم نیشابور همت ورزید و با جمعی از شاعران جوان و شعر دوستان نیشابور محفل افروختند و کوشیدند چراغ دانش را به سعی و توان خود روشن دارند و ان روزها بشارت تولد اثری ادبی با نام “گلوبند ” می رفت که جان گیرد و چنین شد و امروز در دستان علاقه مندان به شعر و دوست داران ادب پارسی این مجموعه دست به دست می رود تا سرنوشت نهایی خود را رقم زند و امید اینکه در کتابخانه ی دلها و هم در کتابخانه ی تاریخ فراز مند فرهنگ فزاینده مان چونان گرد سوزی بر میزی نور افشاند و جای حقیقی خود را بیابد .

شاعرانی آینده آور و دقیقه شناس همچون شاعر این گزینه شعر آثارشان می تواند برای جوانان ادب خواه تشنه چونان کوزه ی آبی که عطش آدمی را فرو می نشاند چنین نماید .مشتاقانه ، ادب جویانه و هم منتظرانه استاده ایم تا طلوع و تولد اثاری رخشان تر ، تابنده تر و ادب آذین تر از این شاعر کلمه شناس کلام اشنا .

روزگارانش سبز و کلام تاثیرگذارانه اش همیشه مجلس آرا بادا.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.