گلایه ای از مکانیسم تبدیل موزیسن ها به “آدم مکانیکی”

فروغ خراشادی

«مرثیه ای برای یک رویا»؛ نوازنده شدن و ساز زدن در زادگاه

دعوت شدیم به رونمایی از آلبوم “آدم مکانیکی” ساخته امیررضا ایرجی؛ آهنگساز جوان نیشابوری!

سرمای هوا مانع نشد که عصر جمعه مان را جز به شنیدن قطعه ای “راک”، صرف چیز دیگری کنیم؛ امیر رضا را پیش از این و در کنار گروه موسیقی وِستا” به سرپرستی سعید یوسفیان در مراسم روز خبرنگار دیده بودم؛ همان موقع در گفتگو با خیام نامه از آدم مکانیکی صحبت کرده بود اما نگفته بود سعید پیلتن هم با او در این اثر به عنوان نوازنده همکاری می کند.

آن چه ازآدم مکانیکی می دانم این است که آلبومی از گروه آراکادرِس است و به سبک هِوی متال کار شده است؛ بی کلام و ساز مسلط آن، گیتار الکتریک است که خود ایرجی می نوازد. امیررضا علاوه بر نوازندگی گیتارالکتریک و بیس، آهنگسازی و تنظیم اثر را هم انجام داده است و نقشِ سعید پیلتن که نامی ست آشنا در نواختن “درامز” شاید این باشد که علاوه بر حس خوب شنیداری در لحظه ی گوش سپردن به اثر، به ما بگوید با یک اثر ویژه رو به رو هستیم.

به هر روی با کمی تاخیر می رسم ، اما امیدوارم بخش اصلی را که همان اجرای موسیقی ست، از دست ندهم!  اما به محض ورود، متوجه می شوم که خبری از اجرا نیست!
فیلمی کوتاه از رونمایی همین اثر در تهران پخش می شود که در آن،
فرشاد رمضانی”، یکی از آهنگسازان و گیتار الکتریک نوازان خبره کشور، به تمجید از قطعات ساخته شده پرداخته و می گوید، با جرات می گویم که بیش از ۹۰ درصد کار، اورجینال بود؛ به رغم آن که در “پرشین راک” تقلید زیاد است، اما امیررضا به خوبی از پس کار برآمده و اثری فاخر و غیر تکراری به بازار عرضه کرده است که بارها و بارها ارزش شنیدن دارد. 

پس از این کلیپ، سعید پیلتن و امیررضا ایرجی روی صحنه می آیند؛ بدون ساز ! پیلتن این گونه آغاز می کند: من اهل حرف زدن نیستم؛ کار من ساز زدن است اما حالا که ناچاریم حرف بزنیم، باید بگویم وجود کسانی مثل امیررضا در شهرستان ها، آدم را دل‌خوش می کند؛ کاری که امیر رضا در این آلبوم انجام داده است، یک آهنگساز درجه یک در خود تهران به سختی انجام می دهد و این مایه‌ی افتخار است که در این کار همراه امیررضا بوده ام.

امیررضا ایرجی در بخشی از حرف هایش به نحوه ی شکل گیری آلبوم و ساخت تک تک ترَک هایش می پردازد و می گوید: آلبوم هفت ترَک دارد  با نام‌هایی مانند خراش، رژه مکانیکی و آگنوسیا که همه بازتابی از حس و حال لحظه خودم بوده است؛ مثلا یکی از ترَک ها به نام آگنوسیا را در غم از دست دادن مادربزرگم ساختم.
مراسم رونمایی از آلبوم با حضور شمار زیادی از هنرمندان در روی صحنه، انجام می شود؛ هر یک از آنان هم در فرصتی کوتاه، از مهجوری و تنهایی موسیقی و اهالی آن سخنی ساز می کنند؛ با این حال نوبت به عکس یادگاری که می رسد، همدلی ها به اوج می رسد و به این ترتیب با لبخندی در تصویر، رونمایی به پایان می رسد.

ایرجی که مدتی شاگرد “نوریک میساکیان”، آهنگساز و نوازنده چیره دست ایرانی- ارمنی، بوده است پس از برنامه به خیام نامه می گوید: این آلبوم در واقع از سه سال پیش کلید خورد؛ و یک سال بعد از آشنایی من و سعید پیلتن بود که تصمیم به ضبط گرفتیم و حاصل کار این شد؛ در این آلبوم تمامی ساز ها به صورت زنده ضبط شده است.

وی درباره ی نام گروه آراکادرس می گوید: این نام، نام کوهی در نزدیکی کرمانشاه است.

می پرسیم: چرا اجرای موسیقی نداشتید؟ می گوید: اماکن از من تعهد گرفت که ساز نزنم!

و در ادامه با ناراحتی بیشتر می افزاید: مسئولان شهر هیچ گونه اهمیتی برای موزیسین ها قائل نیستند و متاسفانه همیشه به هر بهانه ای ما را سانسور کرده و می کنند.
وی نسبت به عملکرد علی‌پور، رئیس اداره ارشاد نیشابور، نیز ابراز نارضایتی می کند و می گوید:  بعد از دوره ریاست آقای کرخی و روی کار آمدن آقای علیپور موجی از سانسور را در زمینه موسیقی شاهدیم؛ این فشارها، مکانیسمی برای تبدیل ماست به آدم های مکانیکی و  چاره ای برای موزیسین ها جز کوچ، باقی نمی گذارد!

ایرجی درباره مجوز رونمایی آلبومش می گوید: راستش برای رونمایی این آلبوم ما چند روز درگیر بودیم تا توانستیم مجوز بگیریم البته به شرط نبود ساز؛  امیدوارم شرایط تغییر کند و کار دست کاردانان بیفتد؛ این همه جفا در حق نیشابور روا نیست!

چند روز پس از این برنامه، راهی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی می شوم؛ علی‌پور برای موضوع “گذرفرهنگی” در تهران است؛ و در غیاب وی با کارشناس بخش موسیقی و مجوزهای وابسته، گفتگو می کنم.  از کارشناس امور فرهنگی و هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیشابور می پرسم: رونمایی از یک آلبوم موسیقی، بدون نواختن موزیک، در شرایطی که بلیت فروشی در کار نبوده و اداره ارشاد می توانسته مجوز صادر کند، چه دلیلی دارد؟

یاری نژاد می گوید: پیش از این قرار بود که رونمایی در سالن همایش های جهاد دانشگاهی برگزار شود؛ بنابراین نیاز به مجوز اماکن داشت؛ گویا آقای ایرجی مراجعه کرده اند و همان جا از ایشان تعهد گرفته شده که به هیچ عنوان اجرای صحنه ای نداشته باشند!

با این که مراسم در تالار ادیب برگزار شد، اما آن تعهد به قوت خودش باقی بود و باقی ماجرا را خودتان می دانید!

امیدها برای یافتن راه کاری که اهالی موسیقی را از آچمز خارج کند، به بازگشت رئیس اداره از تهران گره می خورد؛ اگر بنا باشد گذرفرهنگی در نیشابور به بهره برداری برسد، بر اساس آنچه مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان در مراسم معارفه علی‌پور بیان کرد، این گذر، محلی خواهد بود برای همه ی هنرمندان؛ از جمله موزیسین ها! باید منتظر بود و دید که گفته اند

” الخیر فی ما وقع”!

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.