گفت و گو با جواد صالحی اصفهانی نام خیام و شیوه اندیشه اش از بین نمی رود

 

جواد صالحی اصفهانی: استاد تمام اقتصاد در دانشگاه ویرجینیاتِک، استاد مدعو در دانشگاه هاروارد، پژوهشگر ارشد در موسسه ی بروکینگز، و استاد مدعو دانشگاه پنسیلوانیا و دانشگاه آکسفورد

ز آوردن من نبود گردون را سود

وزبردن من جلال و جاه ش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوش م نشنود

کاوردن و بردن من از بهر چه بود

      هرکس از اهالی قلم یا صاحبان نظر به نیشابور می آید یا در جای دیگری سخن از شعر حکمت آمیز به میان می آید، یادی ازسر احترام از «خیام» می شود.

در غرفه ی خیام نامه در دیر گاه شب چهارشنبه در تاریکی خیال انگیزی که مارا به رفتن و دل کندن وادار می کرد، مهمانی دانشمند و جهان دیده مجلس را روشن کرد ه بود وبا همدمی های ش ودم گرم ش ما را به یاد این بیت انداخته بود که:

گو شمع میارید در این جمع  که امشب

در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است

همدم این هفته ی خیام و همراز شبانه ی «خیام نامه» می گفت «نام خیام و شیوه اندیشه اش از بین نمی رود.» همین که شما نام نشریه تان را خیام نامه می گذارید وانتشار بیش از یک دهه اقبال و استقبال مردم یعنی: اندیشه ی خیام پیوسته نو است و نوزایی می کند. می گفت جالب است که بدانید من یک دوست فلسطینی دارم، او در زمینه موسیقی جدید فعالیت می کند و بسیار خوب کار می کند. می گوید خیام منبع الهام من است. فارسی نمی داند، اما مثل این که ترجمه های عربی خیلی خوبی از رباعیات دارد و با خیام همدم شده است. می گوید: «ایده آل من خیام است، من برای کارهای راک و رپ خودم از خیام ایده و الهام می گیرم.» خلاصه این که ول نباید کرد، اسم نشریه را باید گذاشت خیام نامه.

مهرداد وارد شد و گفت: «خیام وار زیستن دشوار است و هزینه دارد.» دکتر صالحی ادامه داد: «هست دیگر، این را هم نباید فراموش کرد ما ملتی هستیم که با کمک همین مردان حکمت و اندیشه و ادب خیلی مشکلات را از سر گذرانده ایم. مشکلات امروزمان را هم پشت سر می گذاریم. ما مغول ها را متمدن کردیم. آن ها فکر می کردند کشور ما را گرفته اند؛ یک باره دیدند ما خودِ آن ها را گرفته ایم. تسخیر شان کرده ایم. این کار همیشه ی ما بوده است. هرکس به این جا آمده است یادش نمی آید از کجا آمده است. ماخیلی ها را وادار به تسلیم کرده ایم؛ آن ها در اندیشه وفرهنگ سرزمین ما آن چنان مضمحل شده اند که پیشینه و گذشته ی خودشان را از یاد برده اند. خیام، نقطه ی اوج این داستان افتخار آمیز است. مطبوعات هم همین مسائل را طرح می کنند. مباحثی که فضای جامعه را باز می کند تا مردم نظرشان را بگویند. خیام یک دوره نظرش را با صراحت گفته است وما این شانس بزرگ را داریم که یک چنین فکری در این جا روییده و بزرگ شده است. این یک نقطه اتکای محکم برای ماست. فرهنگ ایران فراز و فرود فرآوان داشته است. نخبه هایی در این جا پیدا شده اند و گنجینه ی عظیمی شده اند برای دنیا، برای خود ما. خلاصه رها نباید کرد، باید اسم نشریه را گذاشت خیام نامه.» و خنده بلند و شوق انگیز حاضران در صحن سرای سیمرغ.

صالحی دوباره به مبحث فرهنگ و اجتماع بر می گردد  ومی گوید: «بعضی ها هستند که می فهمند؛ خیلی خوش شان می آید از اندیشه ی خیام، اما نمی گویند. یک نور در این دیار هست که همیشه راه نمایی می کند. امروز هم مهدی اخوان ثالث و محمد رضا شفیعی کدکنی، فردوسی و خیام و عطار را زنده می کنند وادامه می دهند. این ها ادامه ی خیام و حافظ اند، ادامه ی آن گنجینه ی عظیم گران سنگ. شعاع تابش همین اندیشه به ما رسیده است. امروز فرهنگ ایران در جنبه هایی رشد کرده است که پیش از این رشد نکرده بود. سینمای ایران چه اندازه در جهان بسط پیدا کرده است! خیلی ها متوجه نیستند که این اساسش همین شعر فارسی است. اساس کار در شعر و فرهنگ ما بوده است، اما تجلی آن امروز در فیلم و سینما، در کار کارگردان های کتاب خوانده وشعر فهمیده ونویسنده های آگاه بروز می کند. مردم ایران را از بیرون که نگاه می کنی متوجه می شوی چگونه درهمه ی زمان ها جهان را به سوی تمدن فرا خوانده اند. مردمی با شوری وصف نشدنی که هم در داخل به شدت اثر می گذارند، هم درجهان اثر گذارند. کمی خیام بخوانید. رها نکنید. آن روی قضیه را هم ببینید. جنبه ی مثبت واقعیت را ببینید. همیشه یک عده هستند که کار فرهنگ را ول نمی کنند. نباید رها کرد، باید اسم نشریه را گذاشت خیام نامه و از این نام ایده و الهام گرفت.

من قول یک گفت و گو را گرفتم و عرض کردم؛

همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری بر مقام ما افتد.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.