گفت و گو با آرش کامور; اسب و آتش به نیشابور می آید

 

5راوی، آخرین اثر منتشر شده از آرش کامور، نوازنده چیره دست و نیشابوری کمانچه است که متشکل از ۱۱ قطعه است؛ این آهنگساز و نوازنده، آلبوم ‹‹اسب و آتش›› را که مدت هاست روی آن کار کرده در اسفندماه سال جاری رونمایی خواهد کرد؛ قطعاتی از آلبوم ‹‹اسب و آتش›› پیش از این در مراسم بزرگداشت اتو پینه، هنرمند برجسته آلمانی در موزه هنرهای معاصر اجرا شد.

کامور نوازنده و آهنگساز توانمندی است که تحصیلات آکادمیک خود را در رشته موسیقی در دانشگاه هنر گذرانده و رساله مقطع کارشناسی ارشد  خود را با عنوان ‹‹نقش اسطوره در موسیقی دستگاهی ایران›› نگاشته است. ساز کمانچه به عنوان ساز تخصصی اوست؛ کامور در زمینه موسیقی در محضر اساتیدی همچون اردشیر کامکار، محمدعلی کیانی نژاد، محمدرضا درویشی و پرویز مشکاتیان و… بوده است.

کامور در کارنامه خود فعالیت با اساتیدی همچون پرویز مشکاتیان را در گروه عارف، محمدرضا لطفی در گروه شیدا را نیز دارد. دو آلبوم ‹‹سبوی تشنه›› به خوانندگی سالار عقیلی و همچنین ‹‹سراسر مه›› به خوانندگی محمد معتمدی را نیز آهنگسازی کرده است. وی گروه سروشان را در سال ۱۳۸۴ به سرپرستی خود تاسیس کرد.

گرچه هنردوستان و مخاطبان علاقمند به موسیقی، در جریان فعالیت ها و آثار این هنرمند نام آشنا هستند اما این مقدمه ای کوتاه بود، برای گفت و گویی که با آرش کامور راویِ شوکران، داشتم که در ادامه خواهد آمد.

  • قطعاتی از ‹‹اسب و آتش›› را پیش از این در جمع های خاص اجرا کرده اید و نام این آلبوم برای هنردوستانی که پیگیر آثارتان هستند، غریبه نیست. رونمایی و انتشار آلبوم دقیقا چه زمانی خواهد بود؟

روی آلبوم ‹‹اسب و آتش›› سال هاست که وقت گذاشته ام و زمان زیادی را به آن اختصاص داده ام؛ این آلبوم بالاخره در ۱۰ اسفندماه در موزه هنرهای معاصر تهران رونمایی خواهد شد که متشکل از ۹ قطعه است و قطعه چهارم آلبوم که ‹‹شهر خاموش›› نام دارد بر روی شعری از  استاد شفیعی کدکنی آهنگسازی کرده ام، این شعر همیشه ترجمه ای از نیشابور را برایم داشته که این قطعه را به استاد کدکنی گرانمایه و نیشابور و مردم عزیزش تقدیم می کنم.

  • آیا مراسم رونمایی در نیشابور هم خواهید داشت؟

بله، در فکر رونمایی در شهر نیشابور نیز هستیم که به زودی انجام خواهیم داد.

  • حضور افرادی که در هنر و رشته خود تجربه و تحصیلات دارند، می تواند کمک شایانی به هنرجویان و علاقه مندان آن هنر کند؛ در این مورد ما در نیشابور چه توانمندی هایی داریم و شما در این زمینه چه پیشنهادی دارید و فکر می کنید چه گامی می توان برداشت؛ کمبودها و فرصت ها در این رابطه چیست؟

علاقه مندان به فرهنگ و هنر در نیشابور کم نیستند و برای خود من جای خوشحالی است که هنرجویان و شیفتگان به موسیقی در این شهر هر سال بیشتر از سال گذشته می شوند و این توجه به دلیل رشد و تعالی جایگاه و قدرتی است که هنر در جهان امروز دارد و البته شناختی که خانواده ها در رابطه با این موضوع پیدا کرده اند. بسیاری از پدران و مادران به این نتیجه رسیده اند که اگر فرزندشان به دنبال فراگیری رشته ای از هنر برود، آن رشته هنری هم در هوش و بلوغ اجتماعی و هم در حس زیبایی شناسی فرزندشان کمک چشم گیری خواهد کرد و به واسطه این بلوغ، درک و دریافتی عمیق تر از زندگی و معنای آن پیدا خواهند کرد، حال که موج علاقه مندان به هنر به خصوص موسیقی قابل توجه شده، رسالت مدرسان هنر و اساتید فن نیز باید موشکافانه تر و آگاهانه تر شود، از طرفی شناخت فرهنگ سازان هنری از فرهنگ و ریشه های این سرزمین کمک می کند که هنرجو با هنر ناب و فرهنگ غنی ایرانی بیشتر آشنا شود؛ البته من و خیلی از دوستان دست اندرکار در حیطه موسیقی به وضوح شاهد عدم شناخت مراکز فرهنگی و همچنین عدم توجه فرهنگ تلاشان در شهر نیشابور به هنر و هنرمند این رشته هستیم.

  • یکی از دلایلی که موجب رکود موسیقی یا هر هنر دیگری در شهرستان ها می شود، علاوه بر کمبود امکانات، نگاه های سلیقه ای و غیرحرفه ای است، شاید یکی از پیامدهایش مهاجرت نوابغ و یا کسانی است که در رشته خود به جایگاه خوبی دست یافته اند؛ البته می توان به صورت هوشمندانه ای از این هنرمندان که در کشور جایگاه پیدا کرده اند، استفاده کرد و از توانایی آن ها برای رشد هنرجویان بهره برد؛ در این رابطه چه پیشنهاد و نظری دارید؟

آبی که برآسود زمینش بخورد، زود

دریا شود آن رود که پیوسته روان است

نیشابور برای من و زندگی در آن از جایگاه ویژه برخوردار بوده و هست اما گاهی برای اتفاقات بزرگ تر نیاز به محیط ها و ارتباطات بزرگ تر هست، حداقل برای من این گونه بوده که اگر در کنار بزرگانی چون مشکاتیان، لطفی، کامکار و … قرار گرفتم لازمه اش این بود که ابتدا باید ترکِ محیط نیشابور می کردم، البته این را هم می گویم که در این ترکِ دیار، هیچ گاه نیشابور را فراموش نکردم و همچنان ارتباط من با جغرافیای نیشابور و همچنین علاقه مندان برقرار است.

  • به عنوان سوال آخر، شما تورها و کنسرت های زیادی در داخل و خارج از کشور داشته اید، علاوه بر آن سال هاست مدرس موسیقی هستید، به نظر شما اهمیت اجراهای صحنه ای، کارهای پژوهشی و آموزشی در چیست و در حال حاضر وضعیت اجراها در نیشابور چگونه است؟

امروز ما با اجراهای صحنه ای روبرو هستیم که بخش اعظم آن به در خواست مردم نیست و در حقیقت باید چنین گفت که برای مخاطب نیشابوری تصمیم گرفته می شود که چه باید بشنود و چه نباید بشنود؛ در حقیقت مخاطب چاره و در واقع انتخابِ دیگری ندارد.

وجود کلاس ها و اجرای کنسرت هایی با نگاه معرفی موسیقی و تربیت فرهنگ شنیداری کاری دور از دست نیست اما فرهنگ سازان این دیار باید همتی بر این موضوع داشته باشند تا بتوانند کمک چشم گیری به آیین شنیداری مردم کنند البته باز هم تاکید می کنم کنسرت گذاشتن و فعالیت صحنه ای مقوله ایست و معرفی موسیقی علمی و شناساندن فرهنگ، مقوله ی دیگری است و این دو با یکدیگر متفاوت هستند.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.