گفت وگو با خانم عصمت مظلوم، معلم پیشکسوت و مدیر عامل افتخاری شیر و خورشید سابق (هلال احمر کنونی) نیشابور

 

نعمت اله صادقی

کارشناس ارشد تاریخ

وقتی زن  فعال باشد، احساس احترام و شخصیت می کند    

10خانم مظلوم چرا نام خانوادگی تان مظلوم است؟

در سال ۱۳۱۲ در حالی که شش ماهه بودم چون پدرم به همراه پسرخاله ام قصد اجاره کردن معدن فیروزه و نمک نیشابور را داشتند به همراه خانواده ام از دامغان به نیشابور آمدم، پدربزرگ من شخصی عیاش و خوش گذران بوده و با رجال دامغان اختلافاتی داشته است و قبل از آن به داوری معروف بوده است و زمانی که با امیر اعظم به اختلاف می خورند  به رضا شاه نامه ای می نویسد و آخر نامه می نویسد از طرف حمید مظلوم و زمانی هم که به اداره آمارو ثبت احوال برای گرفتن شناسنامه می رود درجواب سئوال کارمند ثبت احوال که چه فامیلی می خواهی ، می گوید من آدم مظلومی هستم و همین مظلوم به عنوان فامیلی برایش ثبت می شود.

 

 

در کدام مدرسه ابتدایی نیشابور درس خوانده اید ؟

درمدرسه شاهدخت که روبروی منزل وکیلی قرار داشت ورئیس آن هم خانم خاوری بود و مدرک دیپلم از تهران داشت

آن زمان دختران مدارس ابتدایی لباس فرم هم داشتید؟

بله روپوش های آستین بلند یقه بسته با سردست و یقه سفید.

دربرخی عکس های به جای مانده ازیکی از مدارس ابتدایی آنها را با لباس فرم ودرحال ورزش صبحگاهی می بینیم ،درمدرسه شما هم مراسم صبحگاهی همراه با ورزش بود ؟

در مدرسه شاهدخت ابتدا مراسم صبحگاهی همراه با ورزش بود ولی بعد ازمدتی به جای آن نماز صبح را درمراسم صبجگاهی می خواندیم وتمرین می کردیم

از معلمین دوره ابتدایی کدام ها را به خاطر دارید؟

همه شان را به خاطر دارم ، معلم کلاس اولم خانم فرمان بر،  کلاس دوم خانم خطیب، معلم

سوم خانم بهروزی، کلاس چهارم خانم اثنی عشری، معلم کلاس پنجم خانم مستجابی و معلم کلاس ششم من خانم خسرو پناه بود

تصور می کنم شما جزو اولین گروه دخترانی بودید که در نیشابور وارد دبیرستان شدید ماجرای تاسیس دبیرستان دخترانه نیشابور چگونه بود؟

در آن زمان رادیو تازه آمده بود و در رادیو می شنیدیم که دختران در تهران به دبیرستان می روند و من خیلی افسوس می خوردم که با داشتن گواهینامه ششم ابتدایی که به آن تصدیق می گفتند ، به علت نبود دبیرستان دخترانه در نیشابور ، نمی توانستم ادامه تحصیل دهم، باید بگویم که در سال ۱۳۲۷ سه نفر لیسانسه به نیشابور آمدند که من با احترام از آنها یاد می کنم و دو نفر از آنها را خاطرم هست یکی از آنها آقای حسین طوسی بود که هم دبیر ریاضی بود وهم رییس اداره فرهنگ و و دیگری آقای ابراهیم  تاج بخش که زبان تدریس می کرد.شبی آقای طوسی به دعوت پدرم به منزل ما آمد و زمانی که من چشمم به ایشان افتاد گریه ام گرفت و گفتم ما چون دبیرستان دخترانه نداریم نمی توانیم ادامه تحصیل بدهیم. آقای طوسی که از گریه من متاثر شده بود گفت اگر ۲۰-۱۸ امضا برای تشکیل کلاس اول دبیرستان از کسانی که تصدیق ششم ابتدایی دارند جمع کنی ، من هم تمام تلاشم را می کنم  تا بتوانم برای دبیرستان اعتبار بگیرم. من هم نام کسانی را که می دانستم تصدیق ششم ابتدایی را دارند نوشتم و یک تومان هم درکف دست خدمتگذار مدرسه که به او ننه می گفتیم  گذاشتم تا برود و امضای بچه ها را برای ثبت نام درکلاس دبیرستان بگیرد که سرانجام هم موفق به این کار شدیم  و دبیرستان دخترانه در محل دبستان شاهدخت و در یک اتاق آن دایر شد وسال بعد اتاق دیگری برآن افزوده شد

چطور شد که معلم شدید؟

دبیران خوبی داشتییم وبه ما خوب درس می دادند و ما هم خوب درس می خواندیم، گروه ما اولین دوره ی محصلین دختر دبیرستان نیشابور بود وقتی سیکل گرفتیم انگار که الان دکتری گرفته باشی احتراممان می کردند و خودمان هم پُز می دادیم.بعد از آن با سلام و صلوات برای استخدام دنبال ما فرستادند و در سال ۳۰ ۱۳به صورت پیمانی به استخدام اداره فرهنگ درآمدیم و بعد از چند سال گذراندن کلاس های تابستانی ضمن خدمت ۱۰۰ ساعته   و دوره های سه ماهه دیپلم معادل دانشسرا به ما دادند که بعد از آن همه رسمی شدند و شدیم کمک آموزگار شش کلاس ها.و بعد از آن خودم به مدت سه سال درس ها را  به صورت متفرقه خواندم و ششم ادبی گرفتم و بعد از آن به مقطع به دبیرستان منتقل شدم وبه تدریس دروس ادبیات عربی و…پرداختم

روابط شما با شاگردانتان چگونه بود ؟شاگردان شاخص تان را به خاطر دارید؟

بسیار روابط صمیمانه وخوبی داشتم و بچه ها را خیلی دوستم داشتند و الان هم بچه ها را خیلی دوست دارم. وقتی الان در مجالس شرکت می کنم و شاگردانم را می بینم آنقدر خوشحال می شوم و روبوسی می کنم که حس می کنم به گذشته برگشته ام.

اکثر شاگردانم دکتر و وکیل و معلم شده اند واکثرشلن هم بازنشسته شده اند .ازبین شاگردانم کسانی را که خوب به خاطر دارم پری دخت بیات مختاری ، دکتر طیبه مهرآبادی که البته در ایران نیست ، خانم غفاریان،خانم دکتر ادیب که همه از شاگردان دبیرستانی من بودند.

از همکاران دوره دبیرستان چه کسانی را به خاطر دارید؟

تقریبا همه را که البته اکثرشان فوت کرده اند ، ولی جادارد یادی کنم از همکاران خوب همدوره ام خانم زهرا صدیقیانی که آن زمان فوق لیسانس بود و خانم میرعابدینی .

درآموزش وپرورش  پست مدیریتی هم داشته اید؟

خیر،البته درزمانی که آقای میر عابدینی رئیس فرهنگ نیشابور بودند ازمن درخواست کردند که کفیل دبیرستان دخترانه ای شوم که یکی از همکران مرد رئیس آن بود ولی نپذیرفتم چون از همکارم که رئیس ان مدرسه بود خجالت می کشیدم

اولین حقوقتان چه قدر بود؟

اولین حقوقم ۱۵۰ تومان بود و زمانی که رسمی شدم ۵۰۰تومان شد و من آنقدر با طمطراق استخدام شدم که حتی شناسنامه ام را نگاه نکردند و شش ماه طول کشید تا به سن قانونی برسم.

چیزی ازاعتصاب معلمین درسال ۱۳۴۰و اضافه شدن حقوق معلمین ، درخاطرتان هست؟

معلمین در دوره نخست وزیری شریف امامی اعتراض واعتصاب نمودند که در تهران یک معلم به نام خانعلی درزمان تجمع اعتراضی تیر خورد و کشته شد وبه دنبال آهمین اعتراضات گسترده بود که دولت شریف امامی سقوط کرد ودکتر امینی نخست وزیر شد ومحمد درخشش ازاعضای انجمن معلمین به وزارت فرهنگ رسید وتغییرات بسیار خوبی در حقوق معلمین حاصل شد .یادم هست روزی به همکاران فرهنگی گفتم قراره به حقوق ها ۲۰۰۰ تومان اضافه شود که باور نکردند و خندیدندد و اما یک باره ۲۰۰۰تومان حقوق ها اضافه شد که برخی همکاران حتی گوسفند کشتند، برخی هم چون ۵ماه را یکجا دادند با همان پول خانه خریدند . آن موقع پول خیلی ارزش داشت .اگر چه با یکباره ۵برابر شدن حقوق ،برخی هم فرهنگ خرج کردن این پول را چنان که باید نداشتند.

خاطره ای ازدوره ی آموزگاری خود به یاد دارید؟

زمانی که معلم ابتدایی بودم درس خیاطی هم به عهده معلم بود آن زمان کلمه ی مامان عمومیت نداشت، به یکی از شاگردان گفتم شما به خانم جانتان بگو این کاری که انجام داده ای اشتباه است و جلسه ی بعد هم دوباره همان اشتباه را انجام داد، گفتم مگر به خانم جانتان نگفتی که من گفته ام این کار اشتباه است؟ و آن دانش آموز هم رو به من کرد و گفت گفتم ولی خانم جانم گفت خانم معلمتان غلط کرده است!

10 (2)شما در کنار کار فرهنگی ، فعال اجتماعی هم بوده اید، در کدام سازمانها  فعالیت های اجتماعی داشته اید؟

من عضو سازمان زنان نیشابور و سخنگو ودبیر اول آن جمععیت بودم ورئیس آن خانم شمس الضحی اثنی عشری(امامی)بود علاوه برآن اولین زنی بودم که در نیشابور به جمعیت شیر و خورشید سرخ پیوستم و دو دوره مسئول خدمات اجتماعی و جزو هیئت اجرایی بودم که پیشنهاد مدیر عاملی شیر وخورشید نیشابور را به من دادند، ابتدا گفتم کار سنگینی است اما سرانجام به صورت افتخاری و بدون دریافت ریالی حقوق و در ساعت های غیر اداری و فقط با دریافت همان حقوق معلمی در آن جا مشغول به خدمت شدم .

 چه خدماتی در شیر وخورشید انجام می دادید؟

در سالی که مدیر عامل شیر وخورشید شدم ۱۸ سال از خدمات فرهنگی من گذشته بود ولی تمام وقت وبدون هیچ دریافتی در خدمت شیر و خورشید هم بودم. در آن ایام بیمارستان نیشابور تحت نظارت شیر وخورشید اداره می شد ، و بیمارستان نیشابورتنها یک آمبولانس داشت که اغلب در راه ها می ماند وخراب می شد ،من به عنوان مدیر عامل درخواست آمبولانس دادم و چون معتقدم نام افراد نیک باید بماند از دکتر ارباب زاده معاون خدمات درمانی یاد می کنم که دو آمبولانس به همراه پول دو راننده را دادند و تا زمان انقلاب توانستیم تعداد آمبولانس های بیمارستان رابه  ۹ عدد برسانیم. از دیگر کارهایی که کردم ساخت کلینیک، اتاق جراحی و بخش زایشگاه و ساخت بانک خون بود که خاطره ای هم از آن دوره که گروه خونی o منفی که گروه خونی نادری است، نقل می کنم : در بیمارستان راننده ای داشتم به نام نجمی که اهل دهنو هاشم آباد بود که این گروه خونی نادر را داشت وما به آن راننده از لحاظ تغذیه  رسیدگی می کردیم تا بتوانیم از خونش استفاده کنیم و آن موقع معروف شده بود که «مظلوم « خون راننده هایش را هم در شیشه می کند. و در حالی که اختیار تام داشتم و کمی هم سخت گیر بودم چون وقتی زنی جایی را اداره می کند باید  جسارت داشته باشد تا موفق شود ولی در عین حال از جوانمردی خارج نشدم و در آن ده سال کسی را اخراج و توبیخ نکردم . در زمان زلزله طبس گروهی به نمایندگی از نیشابور به آنجا رفتیم و امداد رسانی خوبی به زلزله زدگان انجام دادیم ونیز در زمان سیل دهنو هاشم آباد بلافاصله به آن جا برای خدمات رسانی رفتیم که در همه ی این خدمات رسانی ها آقای ارباب شوهرم نیز مرا را همراهی می کرد.

آیا دردوره فعالیت های اجتماعی، به صرافت کاندیداتوری مجلس هم افتادید؟

بله ، در دوره ی ۲۴ یعنی همان دوره ای که آقایان خورشید و کاشفی وکیل مجلس شدند من هم کاندید ای نمایندگی مجلس شدم ، اما لحظه ی آخر مانع شدند و اسمم را خط زدند و گفتند در شیر و خورشید بهتر زحمت می کشی وخدمت می کنی

آیا پیشنهاد مدیریتی دیگری هم درآن زمان به شما داده شد؟

ازبس می دویدم ومجانی کار می کردم بعد اززمانی که سنگچولی از شهرداری رفت و به جایش سرهنگی شهردار نیشابور شد اگرچه لیسانس داشت وفرهنگی بود ولی درمورد شهرداری تخصصی نداشت ودرنتیجه کارها چندان به سامان نبود درچنین زمانی از استانداری به من پیشنهاد شهرداری نیشابور را دادند ولی من به دلیل عشق وعلاقه ای که به خدمت درشیر وخورشید داشتم این پیشنهاد را نپذیرفتم.

چه زمانی بازنشسته شدید؟

شش ماه قبل از انقلاب بازنشسته شدم.

بعداز انقلاب پیشنهاد همکاری از سازمانی را داشتید؟

بله بعد از انقلاب زمانی که دکتر نور بالا رئیس هلال احمر بود ازمن تقاضای همکاری درهلال احمرنمود ولی به دلایلی چند ازجمله به دلیل کم بودن امکانات هلال احمروکار کردن با روسایی چون دکتر خطیبی در شیر وخورشید از پذیرش مسئولیت دراین سازمان عذرخواهی کردم

توصیه ی شما به عنوان یک زن که در جامعه حضوری فعال داشته اید به زنان امروز چیست ؟

وقتی زن فعال باشد احساس شخصیت و احترام می کند و زمانی که دستشان در جیب خودشان باشد اختلافات کمتری در خانواده به وجود می آید.اگر کارت را دوست داشته باشی و با عشق انجام دهی کار هرقدر هم مشکل باشد وقتی موفق می شوی لذت بخش است و باعث می شود همه ی جوانب زندگی را داشته باشی. بنا بر رسم هرساله درهفته ی معلم  به پاس قدردانی از قشر شریف وتاثیر گذار معلمین وبهره گیری ازتجربیات آنها، به سراغ یکی از معلم های پیشکسوت سالهای دور نیشابور رفتیم و با خانم معلم ۸۳ ساله ای ملاقات کردیم که همچون دوران جوانی خود پر انرژی و بسیار شاد و بود وبا حافظه ای قوی به مرور خاطرات  دوره کودکی وجوانی ودوران معلمی وفعالیت های اجتماعی خود پرداخت به گونه ای که دل اجازه برخاستن  از پای سخنان شیرینش را نمی داد ، شاید این جمله را شاگردان قدیمی این معلم دوست داشتنی بهتر درک کنند.خانم عصمت مظلوم ، معلم و مدیر عامل افتخاری شیر و خورشید نیشابور در قبل از سال ۵۷ ، زنی جسور و شجاع ودر عین حال مادری مهربان که علاوه بر تربیت شاگردان و فرزندانی شایسته ، در بخش درمانی هم خدمات شایانی به شهروندان نیشابوری انجام داده است .

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.