گفت وگو با آخرین نماینده نیشابور درمجلس مشروطه

نعمت اله صادقی

کارشناس ارشد تاریخ

9– آقای خورشید چه شد که نماینده مجلس شورای ملی شدید ؟

در سال ۱۳۵۰ رییس دادگاه جنایی خراسان بودم وبنا به درخواست وزیر دادگستری، دادستان آذربایجان شرقی شدم . دراول خرداد۱۳۵۰ویک ماه مانده به انتخابات دوره ی ۲۳ ، بنا به درخواست و اصرار عده ای اشخاص سر شناس از نیشابورداوطلب وکالت  مردم نیشابورشدم .

در آن ایام درصحنه سیاسی ایران دو حزب ایران نوین و مردم وجود داشت ومعمولا نمایندگان مجلس از بین این دو حزب انتخاب می شدند وقتی همشهریانم، به من پیشنهاد کاندیدا شدن نمایندگی مجلس دادند ، نزد دکتر منوچهر کلالی رییس حزب ایران نوین، رفتم و گفتم مردم نیشابور از من چنین درخواستی دارند ومن چون قاضی هستم ،قانون مرا از ورود به احزاب منغ کرده وعضوهیچ حزبی نیستم ونمی توانم وکیل بشوم . ایشان گفت شما داوطلب شوید و اگر انتخاب شدید ، بیایید عضویت حزب ایران نوین را قبول کنید . اگر قبول شدید که می روید مجلس واگر نه که به سر پست قبلی تان بر می گردید مشروط به این مسئله داوطلب شدم . در آن ایام عده ای مامور به بررسی صلاحیت ها می شدند تا ببینند مردم طالبش هستند یا نه . شخصی که از سبزوار مامور بررسی برای صلاحیت من شده بود به نیشابور آمده بود و دیده بود که مردم به کاندیداتوری من راضی هستند صلاحیت مرا برای کاندیداتوری مجلس تایید کردند . وبه این گونه بود که وارد صحنه انتخابات مجلس دوره بیست وسوم شدم ورای آوردم وبه مجلس شورای ملی وارد شدم وپس ازآن وارد حزب ایران نوین شدم ومسئول بازرسی حزب شدم

9 (2)-آیا هر کسی با هر مدرکی می توانست نامزد مجلس شود ؟

بله ، درآن ایام مدرک تحصیلی اصولا شرط نبود.

– رقبای انتخاباتی شما در دوره ۲۳و۲۴ چه کسانی بودند

در دوره بیست وسوم مجلس،نیشابور صاحب دوکرسی نمایندگی شد وبرای تصاحب این دو کرسی، این جانب با افرادی چون تقوی که فرهنگی بود وخانم ساداتی، دکتر حبیب اللهی نماینده دوره قبل مجلس ورضا مجتهدی برادر ابوالقاسم مجتهدی به رقابت پرداختم.

وبا دکترحبیب اللهی که ایشان هم جزو حزب ایران نوین بودیم ائتلاف کردم ودرانتها با کسب ۳۴۹۲۹رای ازجمع۳۶۰۴۳رای ماخوذه به عنوان وکیل اول نیشابوروارد مجلس شدم ودکتر حبیب اللهی که نماینده دوره قبل نیشابوربود نیز به عنوان نفردوم به مجلس دوره ۲۳راه یافت ودر انتخابات دوره ۲۴(۱۳۵۷-۱۳۵۴)،که با میدان داری حزب رستاخیزانجام گرفت، با افرادی چون تقوی فرهنگی ورئیس دبیرستان،خانم ساداتی که رئیس پیشاهنگی بود وهمسر آقای اثنی عشری،خانم حکیم الهی (همسرآقای صالحی رئیس اداره پست وتلگراف نیشابور) که فرهنگی بودومحمد حسین کاشفی کارمند بانک ملی ورئیس حزب ایران نوین درنیشابوررقابت نمودم که درانتها با کسب ۱۵۶۰۷رای ازجمع ۳۱۸۶۶رای ماخوذه به عنوان نفر اول به همراه محمد حسین کاشفی  وارد مجلس شدم.

– در تبلیغات انتخاباتی روی چه مسایلی تمرکز می کردید؟

درایام تبلیغات به دهات می رفتیم و در مساجد برای مردم سخنرانی می کردیم ودرصحبت با مردم از مشکلاتشان می پرسیدیم که چی هست وچه کارهایی ما می توانیم انجام دهیم و…

– ستاد انتخاباتی هم داشتید ؟ محل آن کجا بود؟

ستاد شخصی از خودمان نداشتیم ،چون کاندیدای حزب ایران نوین بودیم به محل

این حزب که درحاشیه ی خیابان امام فعلی کنار مسجد جامع قرارداشت می رفتیم و در بالکن آن که مشرف به خیابان بود، برای مردم سخنرانی می کردیم.

-هزینه های تیلیغاتی شما چگونه بود؟ شام و ناهارهم می دادید ؟

زیاد هزینه نداشتیم ، شام وناهار هم که خبری نبود .در آن شرایط من چندان هزینه ای نکردم ، تنها کمی پوستر چاپ می کردیم و با ماشین خودمان به روستا ها می رفتیم .  بعد از انتخاب شدن از بودجه ی که در بانک کشاورزی در اختیار وکلا می گذاشتند و با خودیاری خود مردم برایشان راه حمام و… می ساختیم . و آب شرب می کشیدیم و…

-فعالیت احزاب ها آن دوره (۲۳ و ۲۴ )چگونه بود؟

در دوره ۲۳ فقط حزب ایران نوین و مردم بودند . حزب مردم البته در اقلیت بود و حزب ایران نوین  اکثریت را دردست داشت و وسیع بود .این احزاب جلسات و کمیسیون ها یی تشکیل می دادند و من که عضو حزب ایران نوین ورییس بازرسی آن بودم برای بازرسی به شهرهای مختلف می رفتم

مراکز قدرت در شهرستان ها همچون ملاک ها ، چقدربر نمایندگان سلطه داشتند ؟

درحوزه نیشابور چنین چیزی نداشتیم . باید گفت که بعد از اصلاحات ارضی ، به تدریج ازنفوذ ارباب ها وخان ها کاسته شد واحزابی چون حزب ایران نوین ومردم درایام انتخابات میدان دار بودند.

وقتی وارد مجلس شدید ،لابی گری در پارلمان چقدر موثر بود؟

چون احزاب ایران نوین ومردم درمجلس صاحب نفوذ بودند و نمایندگان مجلس نیز از اعضای این دوحزب به شمار می آمدند، لابی گری فردی وجود نداشت

تعداد زنان نماینده در مجلس چقدر بود ؟

تعداد نمایندگان خانم درمجلس زیاد نبود، ولی تعدادی بودند . یادم هست آن زمان خانم های بعضی از امرای لشگر وکیل شده بودند .

آیا نمایندگان وازجمله جنابعالی در عزل و نصب های شهرستان نقشی داشتید؟

برخی نقش داشتند، ولی من نداشتم . تنها در یک مورد که در تظاهرات نیشابوردر زمان نخست وزیری ارتشبد ازهاریدر سال ۵۷ ، وقتی ماموران نیروی انتظامی نیشابوربا فشنگ های مشقی به روی مردم آتش گشودند ودرنتیجه عده ای از مردم مجروح شدند، در مجلس نطق پیش از دستور انجام دادم وبه این رفتار نیروی انتظامی اعتراض کردم که منجربه تعویض رییس شهربانی نیشابورشد

ارتباط شما به عنوان نماینده مجلس ، با شهردار و انجمن شهر چگونه بود ؟

رابطه ی خوبی داشتم ، باید گفت که در آن زمان شهردار از طرف حزب ایران نوین انتخاب می شد و اعضای انجمن شهرستان بیشتر از طرف حزب مردم بودند . ازجمله دایی من ابوالحسن امین اسلامی هم رئیس انجمن شهر نیشابور بود.

یک بار یادم هست که درجلسه انجمن شهرستان ، فرماندار نیشابورکه غیر بومی بودف آمده بود بر روی صندلی رئیس انجمن شهرستان نشسته بود که به وی اعتراض کردم وگفتم که این صندلی مخصوص جایگاه رئیس انجمن است وجایگاه شما نیست ودرنتیجه فرمانداراز صندلی ریاست انجمن کنار زدم و درکنار خود نشاندم

مشکلات حوزه ی انتخابیه خود راچگونه پیگیری می کردید ؟

اگر مشکلاتی داشتند با وزارتخانه مربوطه صحبت می کردیم و آنها اقدام می کردند مثلا برای سد بار من خیلی پیگیری کردم که سد را درست کنند ، و آخرین جوابی که  درمورد سد بار به من دادند این بود که این طرح توجیه اقتصادی ندارد.درمورد دیگر سرهنگ امیری که از افراد با نفوذ نیشابور و وابسته به دربار بود وصاحب املاکی درمنطقه  روستای «درخت جوز»بود تلاش می کرد از بودجه مصوب انجمن شهرستان راه منتهی به روستا ی خود را اسفالت کند که من اولویت را در انجام وتکمیل راه «یام» که مشکلات عبور ومرور زیادی داشتند،می دانستم و با فشار زیاد توانستم مصوبه انجمن را دراین مورد به اجرا در آورم ،هرچند مسئولینی چون مقصود نیا رئیس برنامه وبودجه پشت سرهنگ امیری قرار داشتند

میزان استقلال عمل نمایندگان مجلس آن دوره چگونه بود ؟

تا حد زیادی استقلال عمل داشتیم .یادم هست زمانی که من عضو کمیسیون دادگستری بودم یک خانمی معاون وزارت علوم بود و آمده بود و در بررسی لایحه ای مربوط به وزارت علوم می گفت اعلیحضرت و شورای اقتصاد گفته اند این لایحه باید به همین صورت تصویب شود که من گفتم چرا همچین حرفی می زنی و گفتم نکنید این کا را .

خودتان در استیضاح وزرا و اعضای کابینه شرکت داشتید ؟

من در استیضاحی شرکت نداشتم و اصلا یادم نمی آید که درمجالس دوره بیست وسوم وبیست وچهارم کسی استیضاح شده باشد. بیشتر تذکر بود تا استیضاح و باید گفت استیضاح مثل امروز نبود . البته همانگونه که بیان کردم پیرامون اقدامات خشونت باردولت نظامی ارتشبد ازهاری نطق پیش از دستور درمجلس داشتم که منجر به تعویض رئیس شهربانی گردید

چه تفاوتی بین ادوار مجلس پیش از انقلاب  بامجالس بعد از انقلاب می بینید ؟ میزان رقابت و میزان مشارکت چه تفاوتی باحالا داشت؟

در آن زمان نسبت به نمایندگی مجلس مردم یک دید دیگری داشتند و به نمایندگان چندان اعتنایی نمی کردند ومی گفتند اینها انتخاب دیگران هستند . خودم در اتخابات مجلس بعد ازانقلاب شرکت می کردم  بعد از انقلاب توجه به مسئله نمایندگی خیلی بیشتر شدومیزان مشارکت هم بالا بود . باید اذعان نمود که مجالس بعد از انقلاب به خصوص تا مجلس ششم خیلی خوب کار می کردند

تقابل مجلس ۲۴ با روند و انقلاب چگونه بود؟

چندان تقابلی نداشتند و حتی سخنرانی هایی به نفع مردم و انقلاب در مجلس انجام می شد و نمایندگانی هم که با روند انقلاب مخالفت می کردند فراری شدند و من نیز با فرمانی که امام خمینی دادند که گفتند وکلا به مجلس نروند هم دیگر نرفتم و استعفا کردم که در روزنامه ها هم منعکس شد و به همین دلیل پولهایی را که از نمایندگان گرفتند شامل حال من نشد و ممنوع الخروج از کشور هم نشدم و کسی هم مزاحم من نشد

شما در سال ۵۰ ۱۳( مجلس دوره بیست وسوم ) رای بیشتری از سال ۵۴ ۱۳( مجلس دوره ۲۴) داشتید،علت چیست ؟

در دوره بیست وچهارم تعداد کاندیداها زیاد شد ودرنتیجه رای ها شکسته شد

در دوره نمایندگی خود چه اقداماتی برای نیشابور انجام دادید؟

من در دوره اول نمایندگی ام حدود۱۱۰ روستا را بازدید کردم و با همه روستاییان و انجمن هایشان ونیز نمایندگان انجمن ها در شهر صحبت کردم مشکلاتشان را بر رسی کردم  و حتی به گرماب رفتیم ودرآن جا آب بدی به ما دادند و شش ماه بیمار شدم.

در مجلس شورای ملی  چه سمتی داشتید؟

مخبر کمیسیون دادگستری بودم و نیزعضو هیئت رییسه مجلس  ومنشی بودم

حقوق شما در مجلس چقدر بود ؟ آیا درنیشابور برای ارباب رجوع دفتری هم داشتید؟

درمجلس دوره ۲۴ من ۱۲هزار تومان حقوق می گرفتم ویک ماه هم عیدی وچون مستاجر بودم ، خانه ای با مبلغ ۳۵۰۰ در زعفرانیه اجاره کرده بودم که اجاره آن را خودم می پرداختم .باید این را اضافه نمایم که نمایندگان مجلس دوره ی قبل از انقلاب مثل امروز در شهرستان صاحب دفتر ومنشی ومسئول دفتر نبودند وخانه نماینده ومحل دفتر حزب ، محل رجوع همشهریان بودند

چه خاطره ای از دوره نمایندگی خود دارید؟

در زمان نمایندگی دوره ۲۴، زمانی که خانواده شاه به قدمگاه آمده بودند  شریف محسنی شهردارنیشابور ازجیب شهرداری  وبه سفرش سرهنگ امیری که از متنفذین نیشابور واز وابستگان دربار بود ، ازآنها پذیرایی خوبی نموده بود ومن به خاطر اینکه از جیب شهرداری از آنها پذیرایی شده  بود، وی را تعویض کردم .در آن زمان ولیان استاندار خراسان بود .درجلسه ای که در شیر وخورشید با ایشان داشتیم پس از اتمام جلسه از طرف استاندار به رستوران کوچکی دعوت شدیم . من داشتم با ماشین خود می رفتم که به درخواست استاندار با ایشان همراه شدم وسرمیز ایشان پوشه ای  را به  من نشان داد و دیدم که به دفتر ویژه شهربانی گزارش شده که این آقا (خورشید ) مخالف دربار است وبا پذیرایی کردن از خانواده سلطنتی مخالفت کرده و شهردار نیشابوررا ،عوض کرده .گفتم اینها دروغ است و به ما چسبندگی ندارد .گفتند شما به نیشابور برو و شهرداربر کنار شده را سرجایش بگذار، گفتم من در این مورد وظیفه ای ندارم در حالی که این کار را کرده بودم ، خودم را کنار کشیدم ولی بقیه ترسیدند و شریف محسنی  را برگرداندند

-چه زمانی از مجلس شورای ملی استعفا دادید؟

زمانی که اعلامیه ای ازطرف امام خمینی در مورد درخواست استعفای نمایندگان مجلس صادر شد استعفای روزنامه ای دادم و بعد روی رییس مجلس  فشار آوردم چون استعفای من را نمی خواندند و بالاخره استعفای من به صورت رسمی خوانده شد

وبعد از استعفا از نمایندگی چه کردید؟

به دادگستری ومحل کار سابقم رفتم و گفتم من برگشته ام . قرار شد شروع به کار کنم ولی بعد با کارم توسط  برادر بنی صدر(رئیس جمهور) مخالفت شد و بعد هم از دادگستری تقاضای بازنشستگی کردم.آن زمان آقای سعید جلالی نایینی رییس کانون وکلا بود و به من پرونده وکالت داد ومن در سال ۱۳۵۹به مشهد رفتم و شروع به کار وکالت کردم.

پس از استعفا از نمایندگی مجلس ،دادگاه انقلاب شما را احضار نکرد ؟

چرا ، دادگاه انقلاب مرا خواست و پرسشنامه هایی جلو من گذاشتند و همه را پر کردم .در زمانی که در بازپرسی شهر بودم یک اسلحه کمری داشتم که جوازش را از ستاد ارتش گرفته بودم که آن را تحویل بازپرس دادم .در بازپرسی گفتند چه قدر از حزب ایران نوین پول گرفته ام که بیان کردم حتی یک دینار هم نگرفته ام وحتی پول بنزین ماشینم را هم خودم می دادم وبه آنها گفتم اگر شما مدرکی پیدا کردید که من یک دینار از حزب ایران نوین به عنوان رییس حزب گرفته باشم .پس از بررسی صحت گفته هایم تایید شد و تبریه شدم وپروانه وکالت برایم صادر شد . البته زمانی که به مشهد آمدم آقای عمرانی رییس دادگستری گفتند نمی توانید کار کنید و ممنوع کار هستید که گفتم من تبریه شده ام و تمام دارایی های من آزاد شده و حتی می توانم روزنامه داشته باشم. گفتند برو به شهر دیگر.گفتم شما مکتوب به ما ابلاغ کنید تا بروم این مسایل تمام شد ومن درشهر مشهد ماندم . گفتنی است که در زمان اسعفا از نمایندگی مجلس ، ۲۰۰هزار تومان در حساب بانک ملی مجلس از بابت درآمد چغندر کاری که در ملک موروثی آقای مهندس سجادی رییس کارخانه قند داشتم ،که آن  را از حسابم برداشتند والبته بعدا که تبرئه شدم معاون آقای دادستان انقلاب ازمن خواست که بروم  آن پول را بگیرم ولی نرفتم .

چند فرزند دارید ؟

۵ فرزند که۲پسرم مهندس می باشند و ۳ دختردارم که یکی  رادیولوژیست می باشدویکی پرستاراست ودیگری  فرهنگی بازنشسته

هم اکنون چه می کنید ؟

اگر چه پروانه وکالت دارم ودارای دفتر در محل کانون وکلا می باشم، ولی مدتی است که به دلیل مریضی وکهولت ، کار قبول نمی کنم .

 

به اشتراک بگذارید:


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.