گفت وگو باکریم اسکندری ، نقاش و دیوارنگار ومدرّس دانشگاه: آثار خلق شده نقاش ایرانی ،باید شناسنامه ی ایرانی داشته باشد

نقاشی ایرانی قدمتی به اندازه ی تاریخ بشر دارد. نقاشی های بر جای مانده در غار لرستان (۱۲ هزار سال ) و سفالینه های کشف شده در  تپه های سیلک کاشان و شوش این ادعا را ثابت می کند .

از آغاز اسلام تا دوره ی سلجوقی نقاشی در انحصار دربار و خلفا بود و از رشد آن در بین مردم جلوگیری می شد .در سالهای نخست حکومت اسلامی از نقاشی و نگارگری بیشتر در کتاب آرایی استفاده می شد .از قرن دهم به بعد نقاشی به صورت مستقل مطرح شد .نخستین نقاشی های دوران اسلامی شهرت خود را از مکتب بغداد گرفته است .در این دوره تصاویر حیوانات و شرح داستان ها به صورت مصورآغاز  شد . (کلیله و دمنه).پس از حمله ی مغول نقاشی ایرانی تحت تاثیر هنر چینی قرا گرفت ودر دوران تیموری و صفویه و قاجار هم این هنر به رشد خود  ادامه داد تا دوران معاصر که پس از جنگ دوم جهانی جنبش نوگرایی به کشور ما هم رسید و هنر نقاشی دچار تحول بنیادی شد .

گفتگوی این شماره  که با کریم اسکندری ( نقاش و دیوارنگار ومدرس دانشگاه )انجام شده  سعی در تبیین همین مطلب دارد .

درنگ در نقاشی ایرانی و پیشینه ی تاریخی کشورمان مرا به این نتیجه رسانده که نقاش ونگارگر  ایرانی باید با شناخت فرهنگ و هنر و تاریخ خود ، هنر ایرانی را بازتاب دهد .و آثار خلق شده باید شناسنامه ی ایرانی داشته باشد تا بتواند در سطح جهان معرف فرهنگ و هنر ما باشد .

 

با تشکر از حضور شما در این گفتگو . چه گفتنی هایی در باره ی برپایی نمایشگاه نقاشی تن نامه در (گالری آتیه ) برایمان دارید ؟

ایده ی برپایی این نمایشگاه حدود پانزده سال پیش به ذهنم خطورکرد واتودهایی ازآن نیز آماده شد اما به دلیل مشغله ی کاری،  برپایی آن به تعویق افتاد .اخیرا فرصتی پیش آمد تا آن کار نیمه تمام را به اتمام رسانده و تصاویر،  به شکل کامل آن در معرض دید عموم و علاقه مندان قراردهم.این نقاشی ها ترکیبی از واقعیت و تخیل بوده که دغدغه های ذهنی من محسوب می شود وبا رنگ اکریلیک کار شده است .این آثار ترکیبی ازسبک های مختلف نقاشی است که در مجموع ارتباط ساختاری با هم دارند .در نهایت هدفم این بوده که دغدغه های ذهنی و جهان بینی ام را به تصویر بکشم .ضمنا قراراست برپایی این نمایشگاه در تهران هم تکرار شود .

اخیرا شما و دو نفر دیگر از هنرمندان نقاش شهرمان ،مونا هنرمند و خانم دلخوش نمایشگاهی در کشور فرانسه و شهر استراسبورگ داشته اید، بازتاب آن نمایشگاه چه بوده است ؟

در این نمایشگاه گروهی  ، سه نفر از نیشابور شرکت داشتیم و بقیه از سایر نقاط ایران بودند .این نمایشگاه به همت خانم الهام اعتمادی (دکترای هنر ) و پس از داوری در کشور فرانسه برگزار شد .چون این نمایشگاه چند روز پیش به پایان رسیده ما هم اکنون در انتظار بازخورد و جمع بندی نتایج آن هستیم .اما دیدن تصاویروعکس ها استقبال خوب مردم را نشان می دهد .

از چه زمانی وارد دنیای هنر و نقاشی شدید؟

من از سن ده سالگی ودرشیراز نقاشی را شروع کردم .آن زمان درآموزشگاه نقاشی و زیر نظر استادان نامی همچون شادروان اژدری و استاد پرواز آموزش می دیدم . پس طی دوران  تحصیلی ابتدایی وارد هنرستان شهید آوینی شیراز شدم و آنجا رشته ی نقاشی را به اتمام رساندم.

در سال ۸۱ و درمقطع کارشناسی وارد دانشگاه شاهد تهران شدم و تحصیلاتم  را ادامه دادم .و سپس کارشناسی ارشد راهم دردانشگاه تربیت مدرس به پایان رساندم .پس از آن به نیشابور آمده و دردانشگاه هنربه تدریس مشغول شدم.

اهم فعالیت های هنری شما در دوران دانشجویی چه بوده است ؟

من وقتی در تهران  وارد فضای هنری دانشگاه شدم با دیدن استادان مختلف و سبک ها وشیوه ها وسلیقه ها، دنیای فکری ام عوض شد و تجربه اندوزی ازمحضر اساتیدی همچون .حبیب صادقی ، مرتضی اسدی ،  محسن مراثی ، احمد نادعلیان ،  کاظم چلیپا ، و….دریچه ای جدید از هنر نقاشی در ذهنم گشوده شد .

از طرفی تجمّع هنرمندان بزرگ در تهران مرا از حالت انفعال درآورده وبه من تلنگرزد که اگر می خواهم در صحنه ی هنر بمانم باید  کوشش وفعالیت زیادی به خرج دهم تا بتوانم جایگاهی پیدا کنم .نکته ی دیگر، وجود موزه ها و نگارخانه های زیادی بود که بازدید از این مراکز، انرژی زیادی به من می داد .لذا در آن دوران در نمایشگاه های گروهی زیادی شرکت می کردم .و در مجموع دوران خود سازی و فعالیت هنری بسیارپرکاری را پشت سر گذاشتم .ضمنا رقابت بسیار خوبی بین همدوره های من برقرار بود و این در ارتقای کار هنری ام  بسیار موثر بود .

 از مهمترین نمایشگاه هایی که در آن شرکت داشتید برایمان بگویید؟

من در نمایشگاه هایی همچون هنر جوان ، نمایشگاه دانشجویان کشور ، دوسالانه ی نقاشی ، هنر مقاومت…و  ورکشاپ های مختلف هنری شرکت داشته ام .ضمنا همیشه علاقه مند به پژوهش و دیدن هنرگذشته و آثار تاریخی کشور بوده ام .زیرا ازاین مساله برای کارهنری ایده می گیرم .

در نقاشی وامدار و دل بسته   به چه سبک (ژانری) هستید؟

من علاقه مند به سبک های مختلف هنری هستم و در ژانرهای گوناگون هنری کار کرده ام اما علاقه ی خاصی به نگارگری ایرانی دارم .سعی کرده ام با تلفیق سبک ها ی گوناگون به تصاویر ذهنی و دغدعه هایم تجسّم ببخشم و تلفیقی از خیال  وواقعیت را درآثارم خلق کنم .درنگ در نقاشی ایرانی و پیشینه ی تاریخی کشورمان مرا به این نتیجه رسانده که نقاش ایرانی باید با شناخت فرهنگ و هنر و تاریخ خود ، هنر ایرانی را بازتاب دهد .و آثار خلق شده باید شناسنامه ی ایرانی داشته باشد تا بتواند در سطح جهان معرّف فرهنگ و هنر ما باشد .

از استادان نقاشی ایرانی به چه کسانی توجّه ونگاه ویژه دارید؟

نقاشی در ایران پیشینه ی بسیار کهنی دارد و نقاشی های برجای مانده  روی دیوار غاری در لرستان از قدیمی ترین نقاشی های جهان می باشد ،حدود چهل هزار سال، وپس از آن سفال نگاره های بسیار قدیمی و از همه مهمتر، مانی  پیامبر که پیام های مذهبی را با تصاویر و نقاشی نشان می دهد .در دوره ی اسلامی هم نامدارانی  همچون کمال الدین بهزاد و جنید بغدادی،  نگار گر دوران ایلخانی و آل جلایر  و… از شهرت زیادی برخوردارند .مشخصه ی اصلی در نقاشی ایرانی نماد پردازی و رویا و الهام است و ندای اصلی آن تصویر سازی عشق و مهر و محبت است .

 در نگاه شما ، تفاوت زندگی یک هنرمند با مردم عادی در چیست ؟

زندگی من با هنر عجین شده است و حتی در خواب هم به نقاشی فکر می کنم .هدف اصلی هنر هم همین است که نقش معنویت را درشخصیت  انسان پر رنگ تر کرده و روح و  روان آدمی را رشد و ارتقا دهد .مردم به مقوله ی هنر به دید اوقات فراغت و سرگرمی نگاه می کنند در صورتی که هنر و کار هنری برای هنرمند اصل زندگی و خلاقیت است  در عین حال فکر می کنم هنر نقاشی تاثیر ی کم رنگ اما طولانی مدت روی مردم عادی دارد .

در حال حاضر چه مشکلاتی سر راه هنرمند و فعالیت های هنری وجود دارد؟

اول به ایده پردازی  و خلاقیت بها داده نمی شود. هنر و نقاشی حالت کالا را پیدا کرده و جایگاه  هنرو هنرمند  مراعات نمی شود .نگاه سود جویانه به هنر و نقاشی آفتی است که هنر را به راهی مخرب می کشاند .من معتقدم باید فضایی به وجود بیاید که ایده پردازی و هنر متعالی بتوانند رشد یابند .

و مشکلات اقتصادی چه تاثیری دارد؟

اگر بپذیریم وظیفه ی اصلی هنر تولید فرهنگ است دغدغه های مالی سبب می شود هنرمند به سمت شهرت و مسایل مالی و کسب ثروت کشیده شود  که این نکته با ذات هنر در تناقض است .لذا باید برای اقتصاد هنر چاره ای اندیشید زیرا اگر راه چاره ای پیدا نشود هنر از جایگاه اصلی خود سقوط خواهد کرد و همزمان هنرمند را هم به زیر خواهد کشید .نکته ی دیگر این است که هنر سفارشی و عامه پسند هم آفتی خطرناک برای فعالیت های هنری می باشد .

شما دستی هم بر نقاشی دیواری دارید از آخرین فعالیت هایتان در این زمینه چه گفتنی هایی دارید؟

در نقاشی دیواری آنچه برای من مهم است، دیده شدن  این نقاشی ها ست . لذا آثاری ارایه می شود که مخاطب عام دارد. در صورتی که در گالری ها ، آثار ارایه شده برای مخاطب خاص است و ظرافت خاص خود را دارد .

اولین دیوار نگاره را در سال ۸۵ و در تهران اجرا کردم .آثاری هم در کرمانشاه ، مشهد و اخیرا در نیشابورکار شده که پرتره ی مشاهیر نیشابور مانند عطار ، کمال الملک ، مشکاتیان و یغما از آن جمله است .

و سخن آخر

من فکر می کنم اگر فعالیت ها و تولیدات فرهنگی و هنری در کشور  کم شود فرهنگ جامعه به روز رسانی نشده و لاجرم مصرف کننده ی تولیدات دیگران خواهیم شد و این مساله برای جامعه ی ایرانی که زمانی مهد تمدن و فرهنگ بوده قابل قبول نخواهد بود .از طرفی افول فعالیت های فرهنگی ، هنری جامعه را به سمت بی هویتی سوق خواهد داد که این نکته ما را از خیر دورمی کند  و  به سمت شر خواهد کشاند لذا برای اینکه جامعه به بی هویتی و گمراهی دچار نشود، لازم است به فعالیت های فرهنگی و هنر بهای لازم داده شود .

 

.

 

 

.

.

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.