گفتگو با هنرمند نقاش سید علی سیدانی ( هنر نوعی ریاضت است )

گفت و گو: سیدهاشم مداح

%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%adنقاشی یکی از رشته های اصلی هنرهای تجسمی است  که گویا  قدمت آن شش برابر زبان نوشتاری می باشد.نمونه های اولیه نقاشی در ایران و جهان نقاشی های دیواری و پس از آن سفالینه ها هستند که شامل اشکالی ساده از حیوانات و طبیعت است . دردوره ی  اشکانیان نقاشی ایرانی تحت تاثیر هنر یونانی رشد کرد و در دوران اسلامی آثار نقاشی محدود به مصور سازی از متون ادبی شد اما این هنر در زمان ایلخانان رشد زیادی کرد و در دوره ی  صفوی به اوج شکوفایی خود رسید .در دوران زندیه و قاجار نیز هنر نقاشی حال و هوای تازه ای یافت . اوج نگارگری ایرانی را می توان در آثار کمال الدین بهزاد مشاهده کرد . در دوره قاجار هنر نقاشی به سه شاخه نقاشی سنتی ٰ، نقاشی طبیعت گرا و نقاشی قهوه خانه ا ی تقسیم شد. لازم به ذکراست که نقش کمال الملک و شاگردان او دررشد و دگر گونی  هنر این دوره بسیارآشکار  است .

بالاخره در دوران معاصر هنرنقاشی ایرانی با ظهور نامدارانی همچون محمود فرشچیان، سهراب سپهری ، بهمن محصص  ،قوللر آغاسی  ،حسین بهزاد و ابوالحسن صدیقی مواجه بوده است که هرکدام سبک مخصوص به خود را داشتند.

گفتگوی این شماره ی  ما را  با سید علی سیدانی هنرمند نقاش ،کارشناس ارشد ،مدرس دانشگاه  و دانشجوی دکترای پژوهش هنر ملاحظه می کنید

ضمن تشکر از شماصحبت مان  را با یک پرسش شروع می کنیم .

مهمترین  فعالیتهای شما درزمینه ی هنر نقاشی چیست و شروع آن از کجا بوده است؟

فعالیت های من درزمینه ی هنر نقاشی به سه دسته تقسیم می شود

۱- تدریس هنر  در دانشگاه

۲ – خلق اثر ( نقاشی )  به صورت حرفه ای و شرکت در نمایشگاه های انفرادی و جمعی در سطح کشور و خارج از کشور

۳ – تحقیق و پژوهش درزمینه ی   نقاشی ایرانی و اروپایی که  ترجمه کتاب تکنیک های طراحی و نقاشی از یک نویسنده امریکایی ، مقاله  مقایسه تطبیقی تابلو شام آخراز داوینچی با آثارسالوادور دالی و تز دکترایم با نام بررسی ساختار نقاشی معاصر ایران در همین راستا بوده است

پیشینه ی  هنر نقاشی امروز ایران بیشتربه چه دوره ای بر می گردد؟

نقاشی کلاسیک ایران از زمانی شروع می شود که کمال الملک و صنیع الملک به اروپا رفتند و پس از بازگشت ، با راه اندازی مدرسه ی  صنایع مستظرفه مکتب نقاشی کمال الملک را پایه گذاری کردند . تا قبل از این دوره ما نگارگری ایرانی را داشتیم که به دور از پرسپکتیو و حجم پردازی بود .ما در نگارگری ایرانی با دو بعد طول و عرض سر و کار داریم اما در نقاشی کلاسیک اروپایی از یک زاویه دید خاص به سوژه نگاه می کنیم و آزادی عمل بیشتری داریم ؛ نمی توانیم دیدگاه خود را تغییر بدهیم .مثلا اگر از ارتفاع به سوژه نگاه می کنیم ملزم به رعایت قواعد آن هستیم لازم به ذکر است که شیوه ی نقاشی کمال الملک تا زمانی رایج بودکه ایشان در قید حیات بود ولی پس از آن نقاشی ایرانی راه دیگری را پیمود. نام هایی چون بیل آرام ، زنده رودی و مسعود عربشاهی به تلفیقی از نگارگری ایرانی و نقاشی اروپایی رسیدند .و سبک خاصی را پایه گذاری کردند .

آشنایی شما با هنر نقاشی به چه دوره ای بر می گردد ؟

در دوره ی کودکی وبا دیدن کارتون های تلویزیونی و تقلید از شخصیت های این کارتون ها به هنر نقاشی علاقمند شدم در ابتدا باطراحی  از شخصیت  کارتونی  تن تن به طور خود آموخته نقاشی را شروع کردم تا این که با استخدام در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سمت مربی، نقاشی  دغدغه ی  اصلی من شد . پس از آن با ادامه تحصیل در رشته ی  نقاشی تا مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تربیت مدرس  به کارم ادامه دادم .در دوره ی دانشجویی با شرکت در نمایشگاه های مختلف  کشوری به معرفی آثارم پرداختم . در نهایت با تدریس در دانشکده هنر شهرمان از بدو تاسیس تا کنون فعالیت هایم ادامه داشته است  .

هنر نقاشی چه تاثیر خاصی روی شخصیت انسانها و مردم جامعه دارد؟

من معتقد م هنرها از جمله هنر نقاشی در بزنگاه ها و پیچیدگی های روابط اجتماعی متولد می شوند و زبان حال مردم می باشند در طول زمان هنرها کارکرد های متفاوتی از خود بروز داده ا ند هنرمندانی بوده اند که با وضع موجود کنار آمده اند و هنرمندانی بوده اند که سر ناسازگاری با زمانه خود داشته اند و بالاخره هنرمندانی که فراتر از عصر و دوره ی خود بوده اند. بنابراین هنر و هنرمند می تواند رفتارهای گوناگونی از خود بروز دهد این بستگی به شرایط خاص دوره رندگی هنرمند دارد اما اثر هنر روی شخص بنده  ،آرامشی است که به روح و روانم داده است من در دوره ی  نوجوانی و جوانی شخصیت نا آرامی داشتم اما در طول زمان و آشنایی با هنر نقاشی به دنیای پر بار خلاقیت و ساحل آرامش  رسیدم .

مردم و مسئولین باید در مواجهه با هنر چه عکس العملی از خود نشان دهند ؟

از نظر من هنر یک جور ریاضت است و معتقدم برای به دست آوردن یک ایده و عمل متعالی باید برخی چیزها را از دست داد .از لذت های زود گذر باید گذشت تا به خلسه ی  جدا شدن از زمان و مکان دست یافت . لذا مردم باید با مقوله  هنر با ظرافت و تانی برخورد کنند به قول سهراب سپهری : به سراغ من اگر می آیید ، نرم و آهسته بیایید ،مبادا  که ترک بر دارد ،چینی نازک تنهایی من .

مدیریت و اقتصاد هنر را چگونه دیده اید ؟

مدیریت هنری و اقتصاد هنر  در جامعه ی ما در دوران نوزادی خود به سر می برد و بسیار مبتدی است و با وضعیت ایده آل فاصله زیادی دارد در زمان حیات سهراب سپهری نقاشی های او قیمت بالایی نداشت اما در حال حاضر و با ایجاد حراجی های جدید، آثار ایشان  به قیمت های میلیاردی رسیده است .این ، قدرت اقتصاد هنر را در عصر معاصر نشان می دهد . .مثالی برای شما بزنم تا متوجه شوید در دنیای امروز قدرت اقتصادی هنر تا کجا پیش رفته است .کشور فرانسه با نمایش و فروش آثار هنر ی به درآمدی چند برابر در آمد ما از فروش نفت دست یافته است و ما هنوز اند ر خم یک کوچه ایم .

برای اعتلای هنرها در شهرمان چه درخواستی از مسئولین و مردم دارید ؟

از مسئولین درخواستی ندارم اما خواسته ام از مردم  این است که هنرها را بشناسند و بدانند به وسیله ی  هنر می توان در خانواده زیبایی ایجاد کرد و آگاهی و آشنایی با رشته های هنری باعث استخکام روابط خانوادگی و ترمیم آن خواهد شد .هنرها خشونت وسبعیت راکنترل کرده و انسانه را نسبت به محیط اطرافش حساس تر می کند.هنرها کمک می کنند که مردم فرهنگ و گذشته خود را بهتر بشناسند و با دیدن نقاشی ها و آثار هنری به جا مانده از گذشته به فرهنگ غنی خود دست پیدا کنند و نهایتا از نظر من هنرها یک جور علم و آگاهی و شیوه ی  زندگی هستند که برای زندگی پرآشوب بشر امروزی مایه آرامش خواهند بود.

فضای ایده آل از نظر شما برای خلاقیت کار هنری چیست ؟

نکته ی  مهم در خلاقیت هنری ایجاد یک فضای آرام و به دور از خشونت از طرف مسئولین است همراه با اندکی رفاه اقتصادی و حمایت های لازم که در همه جای دنیا مرسوم است زیرا اگر هنرمندان در جامعه ی  ما شخصیت واقعی خود را پیدا کنند تاثیر گذار ترین طبقه در اجتماع خواهند بود و همگی از منافعی که هنرمند نصیب جامعه می کند بهره مند خواهند شد .باید به هنرمندان شخصیت داد همان گونه که کشور  فرانسه با اعطای یک کارت هنرمندی مزایای زیادی را نصیب هنرمند می کند .

 دل مشغولی اصلی این روزهای شما چیست؟

دغدغه اصلی من جوانان این مرز و بوم هستند از دختر و پسر متاسفانه بر خلاف شعارهای مرسوم کار چندانی برای این سرمایه های گرانبهای آینده نمی شود .از شما می پرسم ما در مملکت چند مرکز مخصوص جوانان داریم و چه امکاناتی را در اختیار این قشر پر انرژی و فعال قرار داده ایم من معتقدم نظام آموزشی ما بسیار قدیمی و از زمان عقب است و باید هر چه زودتر فکری برای این نظام آموزشی از رده خارج بشود تا جوانان ما امکان باروری و شکوفایی بیابند .مسلم است که با این نظام آموزشی توقع پرورش انسان های فرهیخته آرزوی محالی می باشد .

و سخن بایانی

مهتری گر به کام شیر در است

شو خطر کن زکام شیر بجوی

یا بزرگی و عز و نعمت و جاه

یا چو مردانت مرگ رویاروی

(حنظله باد غیسی).

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.