گفتگو با علی قربانی دوچرخه سوار ایرانگرد: فرهنگ دوچرخه سواری نیشابور را ضعیف دیدم

 من قبلا موتور سوار بودم. حدود شش سال پیش به دلیل تصادفی که داشتم به سختی مصدوم شده و مدت چند روز هم در حالت اغما بودم. پس از به هوش آمدن و به دست آوردن سلامتی ام موتورسواری را به کناری نهاده و دوچرخه را به عنوان وسیله ی نقلیه به کار گرفتم. در طول زمان کم کم به این نتیجه رسیدم که دوچرخه مناسب ترین جایگزین خودرو و موتورسیکلت می باشد.

 

در مسیری دورافتاده و بدون خودرو – سرسبز یا بیابانی برمرکبی راهوار نشسته اید و با آرامش در جاده ها و در دل طبیعت بکر به پیش می رانید. در این حال صدای آواز برندگان، خش خش برگ درختان، نسیم روح افزای باد، زمزمه ی  آرامبخش جویباران، صدای امواج دریا یا سکوت وهم انگیز کویر و سرانجام  صدای نفس نفس زدن هایتان شما را همراهی می کند. گاهی هم ترنم باران و رایحه ی سرمست کننده ی گل ها و گیاهان آمیخته به  بوی نمناک خاک، عطر طراوت و تازگی زندگی، شما رابه وجد و هیجان می آورد.

شما در این حالت گرفتار تجربه ای غریب و ضمنا  لذت بخش شده اید  که تنها در  «سایکل توریسم» (سفر با دوچرخه) می توان آن را تجربه کرد. این سفری رویایی و پر احساس است و در ضمن ورزش و تفریحی  است که اخیرا به دلیل جذابیت زیاد  مورد استقبال عموم مردم و به خصوص جوانان قرار گرفته است.

چندی بیش در شهرمان با «سایکل توریستی» آشنا شدیم  که هشت ماه است با دوچرخه سراسر ایرا ن را در نوردیده است. این دیدار بسیارجالب  بود و گفتگوی انجام شده با ایشان هم  جالب تر. «ابوالفضل قربانی» مدت پنج سال است که گردشگری با دوچرخه رابه زندگی روزمره ی خود تبدیل کرده است. و بسیار هم  از این کار راضی است. خالی از لطف نیست تجارب تلخ و شیرین سفرهای او را در سطور ذیل مرور کنیم.

ضمن خوش آمد گویی به مناسبت ورود تان  به نیشابور، لطفا بفرمایید هدف شما از گردشگری با دوچرخه چه بوده است؟

من قبلا موتور سوار بودم. حدود شش سال پیش به دلیل تصادفی که داشتم بسختی مصدوم شده و مدت چند روز هم در حالت اغما بودم. پس از به هوش آمدن و به دست آوردن سلامتی ام موتورسواری را به کناری نهاده و دوچرخه را به عنوان وسیله ی نقلیه به کار گرفتم. در طول زمان کم کم به این نتیجه رسیدم که دوچرخه مناسب ترین جایگزین خودرو و موتورسیکلت می باشد.

 پس از مدتی سفر با دوچرخه به این وسیله علاقه مند شده و سعی کرده ام این تجربه را به دیگران هم منتقل کنم. لذا به هر شهر و دیاری که می رسم لزوم استفاده از دوچرخه را به مردم یاد آوری می کنم. ضمنا از آنان می خواهم سفر با دوچرخه را تجربه کنند. شعار من نیز در طول این سال ها همواره این بوده است که «سفر با دوچرخه، سفر با رویاهاست.»

اولین سفر با دوچرخه را کی شروع کردید؟

اولین سفر من در سال ۹۲ و با همراهی دوست و همشهری ام رضا میرزایی بود. ما در آن زمان مسیر اردبیل–رشت را انتخاب کردیم. در آن سفر  ابتدا از ساوه (زادگاه مان) با اتوبوس به اردبیل رفتیم و از آنجا سفر با دوچرخه را آغاز کردیم. ما در این مسیر از شهرهای آب گرم گیوی، خلخال،رضوان شهر، ماسال، قلعه ی رودخان، ماسوله  و در نهایت از رشت عبور کردیم. اولین تجربه ی گردشگری من با آفتاب سوختگی شدید پوست همراه بود و این سفر مدت پنج روز طول کشید.

پس از آن چکار کردید؟

من در آن سالها در یک شرکت تولید کیک و بیسکویت  کار می کردم و در زمان تعطیلات کارخانه با دوستم تصمیم گرفتیم اولین سفر خارجی را تجربه کنیم. ابتدا قرار بود به گرجستان برویم اما به دلایلی این کار میسر نشد لذا سفر به ترکیه را در برنامه ی خود جای دادیم. در کشور  ترکیه موفق شدیم مسیر پانصد کیلومتری ترابوزان–آنکارا را رکاب بزنیم. این سفر مدت نه روز به طول انجامید و با مهمان نوازی شخصی به نام «مرات» به ما بسیار خوش گذشت. من در آنجا از پرچم ایران و ترکیه روی دوچرخه استفاده می کردم.

خاطره جالب برای من این بود که روزی در مسیر شهر سامسون چند تریلر ما را متوقف کردند و از ما درباره ی پرچم ها پرسیدند و زمانی که فهمیدند ما ایرانی هستیم بسیار خوشحال شدند و از ما به گرمی پذیرایی کردند. مشکل اصلی ما در این سفر این بود که پاسپورت های مان گم شد و این برای ما در برگشت مشکل ساز شد.

مسیرهای دیگری که رکاب زده اید کدام ها شهرها  بوده است؟

ما در مهر ماه سال  ۹۳ مسیر ساوه– دلیجان– کاشان و برگشت را تجربه کردیم. در نوروز ۹۴مسیر ساوه– سلفچگان– اصفهان را دور زدیم. سپس مسیر یزد– شیراز– بوشهر– بندر عباس را رکاب زدیم. پس از آن  مسیر میناب-جاسک- چاه بهار را تجربه کردیم یک سفر هم مسیرهای  بند ر عباس-هنگام-هرمز- جزیره قشم را رکاب زدیم

آخرین سفر با دوچرخه ی شما که هم اکنون هم ادامه دارد از کدام مسیر شروع شد؟

من در ادامه ی سفر آخرم که مسیر برازجان به عسلویه و بندر بوشهر بود  خط ساحلی را به طرف شرق  ادامه دادم و از مسیر بندر عباس و جاسک و  بندر چابهار به سمت استان بلوچستان و نوار مرزی حرکت کردم. پس از طی روستاهای مسیر بلوچستان و سیستان وارد استان خراسان جنوبی شدم. من مدت ۶۵ روز دراستان  خراسان جنوبی رکاب می زدم و سر انجام از راه طبس به بیرجند و قاین رفتم و در نهایت وارد مشهد شدم و حدود یک ماه در مشهد اقامت کردم.

نیشابور را چگونه دیدید؟

از مشهد به سمت ملک آباد حرکت کرده و شب را در آنجا خوابیدم. روز بعد هم از مسیر قدمگاه وارد شهر شما شدم. نیشابور شهری است با قدمت دیرینه و تمدنی کهن و مشاهیر ی بزرگ و مردمی مهمان نواز. اما در این جا فرهنگ دوچرخه سواری را ضعیف دیده ام. شهری  با داشتن ییلاق های زیبا و پتانسیل گردشگری بالا و تبلیغات بسیار کم. به نظر من این شهر خیلی بیش از اینها باید به هموطنان عزیز معرفی شود. فرهنگ دوچرخه سواری در اینجا ضعیف است واز طرفی تردد  زیاد موتورسیکلت ها در سطح شهر ریسک تصادفات را بسیار بالا می برد.

من امیدوارم مسولین و مردم شهر به اهمیت دوچرخه به عنوان پاک ترین ومفید ترین وسیله ی نقلیه مخصوصا در داخل شهر پی ببرند و تسهیلاتی برای شهروندان برای تردد با دوچرخه فراهم کنند. ضمن اقامت در اینجا سعی کرده ام با آشنایی با مردم و دوستداران دوچرخه تماس داشته باشم و لزوم استفاده ی بیشتر از دوچرخه را به عنوان پاک ترین وسیله ی نقلیه به عموم مردم و مسئولین یاد آوری کنم.

سفر با دوچرخه چه دست آوردی برای شما داشته است؟

من با سفر با دوچرخه به تمامی رویاهایم جامه ی عمل پوشانده ام و فعل خواستن توانستن است را بارها تحربه کرده ام. از طرف دیگر  من در سفر هایم با آلام و دردهای مردم از نزدیک آشنا می شوم و سعی می کنم در حد وسع خودم به آنان کمک کنم. تفاوت  من با سایکل توریست های دیگر این است که آنها برای بازدید از  نقاط دیدنی به سفر می روند اما من با سفر به روستاهای دور افتاده به دیدار مردم سرزمین ام می روم و از نزدیک با زندگی آنان آشنا می شوم. این کار به من شناخت بیشتر و مستندی از زندگی  مردم کشورم می دهد. در  سفر با دوچرخه من با طبیعت، مردم و جاهای دیدنی به طور ملموس تری آشنامی شوم. و ضمنا گذر عمر و زندگی را بهتر حس می کنم.

اگر بخواهید مردم را به دوچرخه سواری برای تشویق کنید، چه می گویید؟

با سپاس و تشکر از مهمان نوازی  مسئولین و مردم نیشابور، شعارم را دوباره تکرار می کنم « با دوچرخه، رویاهایمان را تحقق ببخشیم.» فقط کافی است اراده کنیم. دوچرخه به راحتی قابل حمل است. آلودگی محیط زیستی بسیار کمی دارد. در گردشگری با دوچرخه انسان احساس آزادی و خود مختاری بیشتری دارد و امکان سفر به مناطق صعب العبور برای او فراهم است. در نهایت سفربا دوچرخه ی اقتصادی تر  است. دوچرخه هم وسیله ی جابه جایی و سواری است و هم ورزش و تفریح. در نتیجه با یک تیر دو نشان می توان زد. پیام من این است که همگی دست به دست هم دهیم و برای ساختن آینده ای با آلودگی کمتر برای نسل بعدی دوچرخه ها را دوباره به کار بگیریم.

 

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.