گفتگو با استادیار رشته‌ی مهندسی پزشکی دانشگاه نیشابور و دانش آموخته ی دانشگاه های امریکا

فروغ خراشادی

چرا به نیشابور آمدم؟!

تفاوت دانشگاه های ما با پیشروهای جهان؛ آموزش محوری به جای پژوهش محوری

هدف من از آغاز، تحصیل بود نه اقامت؛ با رسیدن به نتایج دلخواه و کسب اطلاعات و یادگیری تکنولوژی، ترجیح دادم در کشور خودم از آموخته هایم و نتایجش استفاده کنم.

وقتی به آن ها گفتم که می توانند در پروژه هایی کار کنند که در هاروارد انجام می شود، با استقبال بی نظیر رو به رو شدم جوری که کلاس برای خیل دانشجویان جا نداشت؛ این در حالی ست که چنین پیشنهادی به دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه دوک ارائه شد اما تنها چند نفر استقبال کردند.

“مهندسی پزشکی” از اوایل قرن بیستم به صورت پُلی بین رشته های مهندسی و پزشکی سر برآورده است و اینک با پیشینه ای کمتر از یک سده، درختی بالنده شده و نه تنها در جهان که در ایران هم حرف هایی برای گفتن دارد؛ در رشته‌ی مهندسی پزشکی فرض بر این است که تن انسان به سان یک سیستم مهندسی هماهنگ عمل می کند و چنانچه اجزای این سیستم از ریتم و تنظیم خارج شوند، بیماری عارض می شود و از این رو مطالعه‌ی سیستماتیک ساختار بدن انسان، مبتنی بر اصول ریاضی و مشاهدات فیزیکی، شبیه سازی کار اجزای این سیستم و در نهایت شناخت روش های نوین پیشگیری، رصد و درمان بیماری، زیر مجموعه‌ی  تعریف مهندسی پزشکی قرار می گیرد.

اما رشته‌ی مهندسی پزشکی در دانشگاه نیشابور سابقه ای به قدمت تنها یک ترم دارد؛ رشته ای نوپا که از سوی دانشجویان با استقبال خوبی رو به رو شده و از لحاظ هیات علمی نیز با خوش اقبالی مواجه شده است و دانشمند جوان، روزبه عابدینی نسب، را جذب کرده است؛ این دانشمند ۳۹ ساله که دوره های کارشناسی و ارشد خود را در ایران و رشته‌ی برق سپری کرده است، مدرک دکتری مکاترونیک از دانشگاه “دوک ” و پسادکتری از دانشگاه”کرنل” در امریکا دریافت کرده و پیش از آن که استادیار دانشگاه نیشابور شود، سابقه‌ی تدریس در مراکز علمی یاد شده را هم در کارنامه دارد و  با پایان دوره ی پسادکتری، راهی ایران شده است.

خیام نامه گفتگویی با وی ترتیب داده است که فرارویتان می نهیم:

با سپاس از فرصت گفتگو، بفرمایید چرا بین زندگی در امریکا و بازگشت به وطن، دومی را برگزیدید و چرا در ایران، با این که می توانستید عضو هیات علمی دانشگاه های دیگری شوید، به نیشابور آمدید؟

هدف من از آغاز، تحصیل بود نه اقامت؛ با رسیدن به نتایج دلخواه و کسب اطلاعات و یادگیری تکنولوژی، ترجیح دادم در کشور خودم از آموخته هایم و نتایجش استفاده کنم؛ اگر چه امکان ماندن و کار کردن در امریکا برایم وجود داشت، اما انتخابم ایران بود و سرانجام راهی نیشابور شدم.

خودخواسته نیشابور را انتخاب کردید یا صرف عضویت در هیات علمی دانشگاه به این شهر آمدید؟

مایل بودم بین تهران و نیشابور، یکی را انتخاب کنم؛ اقامت در تهران و عضویت هیات علمی در آن جا فعلا میسر نبود. نیشابور را به دلیل علاقه ی شخصی برگزیدم؛ چون مادرم نیشابوری هستند، خودم را نیشابوری می دانم. (دکتر عابدینی نسب نوه دختری استاد آجرتراشی ایران، استاد محمد قاسم اخوی یان، است.)

برای شما که در دانشگاه های بزرگ و با سابقه تحصیل و تدریس کرده اید، حضور در دانشگاه تازه تاسیس نیشابور، راضی کننده است؟

در  مدت کوتاهی که این جا هستم، نتیجه ی انتخاب م را دیده ام؛ با دانشجویانی سروکار دارم که تا چند ماه پیش دانش آموز بوده اند؛ وقتی به آن ها گفتم که می توانند در پروژه هایی کار کنند که در هاروارد انجام می شود، این پیشنهاد با استقبال بی نظیر رو به رو شد جوری که کلاس برای خیل دانشجویان جا نداشت؛ این در حالی ست که چنین پیشنهادی به دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه دوک ارائه شد اما تنها چند نفر استقبال کردند.  چنان چه دانشی وجود داشته باشد که علاقمندی دانشجویان را در مسیر مناسب قرار دهد، نیاز به مهاجرت نیست و می توانیم شاهد رخدادهای زیبایی در داخل کشور باشیم.

آقای دکتر! چرا امروزه به رشته ی مهندسی پزشکی توجه ویژه ای می شود و  هر ساله بر شمار دانشگاه هایی که این رشته را ارائه می دهند، افزوده می شود؟

دو گرایش مختلف مهندسی و پزشکی- زیست شناسی(Bio) با هدف ارتقای سلامت با هم متحد شده اند تا اطلاعات به دست آمده درباره ی بدن انسان را برای مبارزه با بیماری های خاص به کار برند؛ این خصلت بینارشته ای منجر به تربیت افرادی می شود که هم مهندسی بدانند و هم بایو؛ بنابراین چنین رشته ای در دنیا مورد توجه است و کشور ما هم به آن نیاز دارد.

به اشتیاق دانشجویان برای مشارکت در پروژه ها اشاره کردید؛ سیستم آموزشی ما توانایی پشتیبانی از چنین پروژه هایی را دارد؟

سیستم دانشگاه های ما آموزش محور است و خارج از کشور، پژوهش محور؛ در دانشگاه های خارج، در زمینه های پژوهشی وقت زیادی صرف می شود و اصولا تفاوت سیستم ما با آن ها همین است؛  سعی من بر این بوده که در آموزشم بر پژوهش تمرکز کنم.

با این که به لحاظ آموزش تفاوتی با خارج از کشور نمی بینم، اما در زمینه ی پژوهشی کاستی هایی داریم؛ به همین دلیل توصیه ی من به دانشجویانم همیشه این است: در یک زمینه ی خاص، ببینید چه کارهایی انجام شده و سپس از خودتان بپرسید که من چه کارهایی می توانم انجام دهم؟

ببینید در هر رشته ای، علاقه و پشتکار حرف اول را می زند؛ علاقه نیرو محرکه ی تلاش است. در واقع آن چه تفاوت بین انسان ها ایجاد می کند، میزان پشتکار آن هاست. نظر به این که سطح IQ و بهره هوشی ایرانیان مثل جاهای دیگراست، یعنی بین دانشجویان ایران، چین و امریکا تفاوتی نمی بینم، پس تنها فاکتور تعیین کننده، را پشتکار می دانم. در دانشگاه دوک که بودم، گاهی ۸ شب به دانشگاه می رفتم و می دیدم بچه ها مشغول کارند؛ آیا در ایران هم چنین شرایطی مهیاست؟ برفرض که مهیا باشد، بچه ها این گونه کار می کنند؟

من گمان می کنم اگر علاقه و مطالبه باشد، دسترسی به فضای دانشگاه و شرایط پژوهش فراهم خواهد شد.

اما در پاسخ پرسشی که طرح کردید باید بگویم در مدتی که این جا بوده ام، فشاری برای انجام ندادن کار خوب ندیده ام چون همه دوست دارند کار بزرگ انجام دهند یا در کار بزرگ مشارکت کنند و همین کافی ست تا سیستم آموزش محور به سمت پژوهش محور شیفت کند.

در این یک ترم، پروژه هایی در دانشگاه نیشابور تعریف کرده اید؛ این پروژه ها بر ساخت پروتزها و ابزار متمرکزند یا شناخت بیماری ها و شیوه های درمان؟

در این مدت پروژه هایی تعریف شده است اما چون دانشجویان در مقطع کارشناسی اند، نیاز به اطلاعات پایه دارند و پس از آن که زمینه ی فکری مهیا شد، کار پژوهشی در دستور کار قرار می گیرد.

اما همانطور که اشاره کردید، پروژه های مهندسی پزشکی بر دو سیستم ایجاد و تولید محصولات زود بازده یا روی پروژه های شناختی- درمانی استوار است؛ بحث تحقیق و توسعه در شاخه ی اول کوتاه مدت است و در شاخه ی دوم، یعنی شناخت بیماری و درمان، دیر بازده و طولانی مدت است؛ هر دو شاخه هم برای کشور ضروری و مورد نیاز است اما علاقه ی شخصی من به پروژه های نوع دوم است. این پروژه های نوع دوم، با دوره ی تحقیق و توسعه ی طولانی مدت، با دیدگاه آینده نگری و کاهش نیازمندی به تکنولوژی سایر کشورها انجام می شود.

به عنوان پرسش پایانی؛ پروژه ی تحقیقی خود شما زود بازده بود یا آینده نگر؟

پروژه ی تحقیقاتی من در دوره ی پسادکتری R&D بلند مدت داشت؛ بر طراحی و ساخت تراشه ای جهت آنالیز سلول های درگیر HIV و سرطانی به صورت تکی متمرکز بود؛ چون رصد و بررسی سلول ها به صورت تکی در این بیماری ها به دلیل رفتار خاصی که از خود نشان می دهند، خیلی مهم است. این پروژه هم شناخت و درمان بیماری را شامل می شد و هم ساخت دستگاه را در پی داشت؛ نه تنها به چاپ چندین مقاله در ژورنال های معتبر و ثبت اختراع  انجامید که در نهایت به تجاری سازی دستگاه منتج شد و مهم تر این که موجب شد تا دوره هایی برای به دست آوردن اطلاعات ژنتیکی سلول ها و پردازش آن ها بگذرانم که حاصل آن دوره ها، اکنون در داخل کشور می تواند مورد استفاده قرار بگیرد.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.