گفتگوباخانم دکترفهیمه بقراط نوه دکترمهدی بقراط

به بهانه ی اول شهریور، روز پزشک

گفتگوباخانم دکترفهیمه بقراط نوه دکترمهدی بقراط ؛

دکترمهدی بقراط الحکما، پدرفرهنگ وبهداشت نیشابور

الهام صادقی/ دکتر مهدی بقراط الحکما، اولین پزشـــک طب جدید نیشابور بود که خدمات شایانی در امر بهداشت و تعلیم و تربیت به شهر نیشابور نمود . به دلیل شاگرد ممتاز بودن، وی را که از خانواده «ملک افضلی» اردکان یزد بود «بقراط الحکما» نامیدند و او این لقب را نام خانوادگی خود ساخت و با همین نام برای ریاست اداره «صحیه» به نیشابورآمد و تا پایان عمر ۹۳ ساله خود در سال ۱۳۴۴ دراین شهر ماند. او شعرنیز می گفت و در نشریه محلی «دبستان» مطالب پزشکی می نوشت. نیشابوری ها دکتر مهدی بقراط را پدر فرهنگ و بهداشت این شهر می دانند. نخستین دبستان دخترانه را در نیشابور گشود واینک نیم قرن پس از فوت این مرد نیکوکار ونیک سرشت ودر آستانه روز پزشک، پای صحبت نوه ی اودکتر فهیمه بقراط، نشستیم تا ازمرد فرهنگ وبهداشت نیشابور بیشتر برایمان بگوید .

چه خاطره ای ازپدربزرگ دارید؟

زمانی که یکسالم بود،پدربزرگم دکتر بقراط از دنیا رفت ؛ به همین خاطر خودم خاطره ی خاصی از ایشان ندارم اما شیفتگی پدرم نظام الدین بقراط به پدرش مهدی؛ در حدی بود که بعد از مرگ پدربزرگ ؛ حضورش را همیشه حس می کردیم و انگار من هم با او زندگی کرده ام.

پدربزرگ متولد کجا بودند ؟تحصیلاتشان چه بود؟

ایشان در سال ۱۲۹۶ هجری قمری(۱۲۵۷ شمسی) در اردکان یزد و در خانواده ای روحانی متولد شد.

ودر شش سالگی،پس ازآموختن دروس مقدماتی ، راهی اصفهان شد.مدت دو سال که در اصفهان بود، فقه و اصول و طب قدیم یونان را به زبان عربی پیش اساتید وقت فرا گرفت و به درجه ی استادی رسید.وازجمله استادانش باید از حضرت آیت ا.. بروجردی نام برد . وی بعد از دو سال راهی تهران شد..در تهران از طریق طب قدیم امرار معاش می کردند و طب جدید را به زبان فرانسه می آموخت و بعد هم موفق به کسب درجه ی دکترا شدند .گفتنی است که ایشان دو برادر داشتند که هردو به تبعیت ازوی که برادر بزرگترآنها به شمار می آمدند، به تهران آمدند و درس پزشکی خواندند.

چرا نام خانوادگی بقراط را برگزیدند؟

در زمان تحصیل ، به رسم آن زمان که به شاگردان ممتاز لقبی می دادند، به ایشان لقب بقراط الحکما دادند. فامیل اولیه دکتر بقراط، ملک افضلی بود که از حاج ملک افضل اردکانی که جد ایشان بوده، گرفته شده است و در زمان گرفتن شناسنامه این لقب را به عنوان فامیل برگزیدند.در حالی که برادرانش ازهمان لقب ملک افضلی استفاده نمودند.

و داستان آمدنشان به نیشابور ؟

بعد از اتمام تحصیلات چون از اوضاع آن روز تهران(زمان قاجاریه) ناهنجارو آزرده بود در ۱۳۲۶ ه.ق (۱۲۸۷شمسی)ودرسن ۳۰سالگی راهی دیار خراسان شد و چون در شهرستان نیشابور پزشکی وجود نداشت و رجال نیشابور از والی خراسان درخواست طبیب کرده بودند حکم ریاست اداره ی صحیه(بهداری) نیشابور به مرحوم بقراط داده شد.پدربزرگ پس ازاسکان درنیشابوردرهمین حدود سن سی سالگی با دختری نیشابوری ازدواج می کند که ثمره ی این ازدواج ۷پسر و ۲دختر بود.

از اقدامات و فعالیتهای دکتر بقراط در نیشابور بگویید:

دکتر بقراط اولین پزشک تحصیلکرده ی نیشابور بودکه مدتی ریاست اداره صحیه(بهداری) نیشابور را دردست داشت و از سال ۱۳۱۵ مدیر عامل( بیمارستان) شیر و خورشید آن زمان بود. تاسیس یتیم خانه و نگه داری فقرا در دو مرکز در سطح شهر و ارایه خدمات به آنها و از آنجایی که برای تحصیلات دختران اهمیت ویژه ای قائل بود در سال ۱۳۱۱هجری شمسی و در حالیکه در نیشابور مدرسه ای برای تحصیل دختران وجود نداشت دبستان دخترانه ی شاه دخت را تاسیس کرد و در مراسم بازگشایی دبستان دخترانه (۱۳۱۱) شعری با این مضمون سرود:

تفکیک زن و مرد نه شرط مروت است           چون جفت مرد باشد، با هم برابرند

4

مختصری از ویژگی های دکتر بقراط بگویید؟

همان طور که گفتم تحصیل دختران برای ایشان مهم بود و این امر را واجب می دانست و چون مدرسه ی دخترانه ای نبود دختران دکتر بقراط از پدر آموزش مستقیم می گرفتند و به جرات می توانم بگویم که از خیلی ها در این زمان هم آگاه تر و روشنفکرتر بودند.همچنین در امر بهداشت برای شهر بسیار تلاش کردند درآن زمان بیماری تراخم (نوعی بیماری چشمی) و کچلی بسیار شیوع داشت دکتر این بیماران را یک جا جمع کرده و به مداوای آنها می پرداختند.

دکتر دیسیپلین و نظم و ترتیب خاصی داشتند از جمله اینکه در هر وعده غذایی فقط شش لقمه میل می کردند و از روی ساعت جویدن هر لقمه را ۴-۵دقیقه انجام می دادند.پدری مهربان و مسئول بودند و پسرهایی بسیار باهوش داشتند و آن طور که پدرم می گفت هرشب دور پدر جمع می شدند و حافظ می خواندند و احترام خاصی هم به پدر می گذاشتند.از نظر ظاهری تمیز و مرتب و به بهداشت اهمیت زیادی می دادندو لباسهایشان همیشه مرتب بوده است.

از فرزندان دکتر چند نفر در قید حیات هستند؟

تنها یک پسر به نام آقای عمادالدین بقراط در قید حیات هستند که ایشان نیز طبیبی شایسته و صادق و سراینده ی اشعار بسیار زیبا نیز می باشند که الان حدود ۹۰سال دارند و من به او بازمانده می گویم.

از نوه های دکتر بقراط غیر از شما چند نفر پزشک هستند؟

اکثر نوه های پدر بزرگ در خارج از کشور هستند و همه تحصیلکرده و بعضا پزشک هستند.

گویا مردم نیشابور دردوره سیزدهم ازایشان برای نمایندگی مجلس درخواست داشته اند ولی ایشان قبول نکرده اند.چرا؟

بله.یک بار عده ای ازمردم شهر در آن زمان به منزل ایشان می روند برای اینکه از دکتر خواهش کنند در مجلس شورای ملی کاندید شوند که دکتر ضمن تشکر از آنها برای پیشنهادشان ، این پاسخ را می دهد: “آن مجلسی را که شما می شناسید و

می خواهید من را به آن بفرستید آن مجلس برای من کوچک است و آن مجلسی را که من می شناسم ،برای آن مجلس من کوچک هستم” .

محل مطب دکتر بقراط در کدام محله ی نیشابور بود؟

محل مطب در ارگ شمالی روبروی نرجسیه که الان دبستان دکتر نورالدین بقراط (عموی من) هست و منزلشان هم در همان کوچه قرار داشت.

خانواده ی دکتر بقراط همه به تبعیت از پدر دستی در مدرسه سازی داشته اند،درست است؟

بله پدر من نظام الدین بقراط هم از آنجاییکه به امر پرورش فرزندان این شهر اهتمام و علاقه داشتند و مانند پدر برای تحصیل دختران اهمیت بیشتری قائل بودند و معتقد بودند دختران حتی اگر می خواهند یک خیاط و یا حتی یک ارایشگر باشند باید تحصیلکرده باشند به همین خاطر زمینی ۳۰۰۰متری برای برای احداث مدارس (دخترانه) اهدا می کنند و همچنین از آنجایی که جایزه را غذای روح دانش آموزان می دانستند جایزه ی بقراط را ابداع کردند که هرساله در ۱۳آبان به دانش آموزان ممتاز اهدا می کردند و وصیت کردند که بعد از مرگشان هم این کار مغفول نماند.

فوت دکتر مهدی بقراط در چه سالی بود؟ومدفن ایشان کجاست؟

در ۲۸مرداد ۱۳۴۴ دعوت حق را لبیک گفتند و در باغ آرامگاه شیخ عطار دفن شدند

شنیده ها حاکی از آن است که با خانواده ی خاتمی ها در اردکان یزد ،خویشاوند می باشید ، چه نسبتی با آنها دارید؟

پدر بزرگم دکتر مهدی بقراط ، دایی پدر محمد رضا خاتمی و رئیس جمهور قبل ازاحمدی نژاد بودوما به خاتمی ها پسر عمه می گوییم .خانواده خاتمی در دوران پدر بزرگ معمولا در تابستانها از گرمای اردکان به خنکای نیشابور پناه می آوردند و به دلیل وضعیت راهها در آن زمان ونیز آب و هوای بهتر نیشابور نزدیک یک ماه وگاه بیشترمی ماندند ومهمان ما می شدند و چون پدربزرگ علاقه زیادی به آنها داشتند به فرزندان خود می گفتند هرطور شده کاری کنید که یک شب هم شده بیشتر در اینجا بمانند.

فکر کنم پدر بزرگ در شعر هم دستی داشت؟

بله ایشان دستی در خطاطی و شاعری داشتند از جمله رباعیات ایشان:

پندیست مرا که نیکبختی با اوست                   با دشمن و با دوست، محبت نیکوست.

گر دوست بود، به دوستی افزاید                     ور دشمن تست، عاقبت گردد دوست

 

شما چرا رشته پزشکی را انتخاب کردید؟

علاوه بر اینکه خودم به پزشکی علاقه داشتم پدرم هم دوست داشتند راه پدرشان ادامه پیدا کند و من هم خواستم پدرم را خوشحال کنم و هم تمایل داشتم که نام ایشان را زنده نگه دارم و در نهایت پزشکی دانشگاه تهران قبول شدم و هم اکنون هم مشغول خدمت به مردم هستم.

سوتیتر:

پاسخ دکتر مهدی بقراط به درخواست تعدادی ازمردم نیشابور برای کانداتوری مجلس:

آن مجلسی را که شما می شناسیدو می خواهید من را به آن بفرستید آن مجلس برای من کوچک است و آن مجلسی را که من می شناسم ،من برای آن مجلس کوچک هستم .

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.