گفتمان اصلاحات در میز گرد خیام نامه ; آسیب ها و راه های برون رفت

فروغ خراشادی/ در بطن جشن «خیام نامه»، میز گردی حول محور بررسی آسیب های گفتمان اصلاح طلبی شکل گرفت که برون داد آن، نقد جریان اصلاحات و ارایه ی راهکارهای علمی و عملی بود.

محمد جوادی حصار خبر نگار کهنه کار اصلاحا طلب که ساکن مشهد است و به دعوت «خیام نامه»، در جشن خانوادگی خیام نامه ای ها راهمراهی می کرد، سلسله جنبان گپ و گفت ۴ نفره ای بود که دیگر اعضایش حمید گرمابی (نماینده مجلس) هادی بکاییان (پژوهشگر تاریخ) و حمید حسامی بودند.

از نگاه جوادی حصار، مقوله ی «اصلاحات و آسیب شناسی آن از شروع ش در سال ۷۶ تا به امروز و دولت روحانی» بحثی نیست که به طور جامع و کامل در مجالی اندک بتوان به آن پرداخت .

جوادی حصار برای نزدیک شدن به ساحت گفت و گو به سراغ تعریف پروسه ی اصلاحات رفت: تعریف جامع و مانع اصلاحات بر اساس آن چه منظور نظر ماست، شاید هم به این تعریف نزدیک باشد و هم به آنچه در ذهن و زبان مجموعه ی اصلاح طلبان در کشور ساری و جاری است؛ «اصلاح طلبان می خواهند با اشراف به وضع موجود و تحلیل دقیق شرایط، امکانات و مقتضیات جامعه، وضع مطلوبی ترسیم کنند و از وضع موجود به وضع مطلوب برسند. پروسه ی رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب را می توانیم «پروسه ی اصلاحات» بنامیم.» پس می توانیم آنچه هست را با دقت و ملاحظه ی جوانب مورد بررسی قرار دهیم و کمبود ها را شناسایی کنیم  تا عبور از وضع موجود به گونه ای  باشد که با کمترین هزینه بیشترین استفاده را ببریم .

اصلاحات در مواجهه با واقعیتی به نام دولت روحانی

وی در ادامه گفت: یکی از کارهایی که در مقوله ی اصلاح طلبی رقم خورد، شکل و فرم مواجهه با واقعیتی به نام دولت آقای روحانی بود، دولتِ به گفته ی برخی، اعتدالی. جوادی حصار ضمن اشاره به این که به اعتدال نظری اعتقاد ندارد و اعتدال نظری را همان اصلاح طلبی برمی شمرد، تاکید کرد که اعتدال مرامی و مَنشی، دقیقا معنای دوم اصلاح طلبی است در حالی که در اعتدال غیر مرامی، آن چه آقای روحانی عنوان کرده اند و بر اساس آن، بخشی از نیروهای سیاسی چپ و راست را دور هم جمع کرده اند تا با کوتاه آمدن از مواضع سیاسی خود و برای پیشبرد اهداف تعیین شده، همکاری کنند، اعتدال روشی هست نه منشی!  وی ادامه داد: من به «خیر الامور اوسطها» معتقدم و یقین دارم اصلاحات همان خیر الامور است؛ به این اعتبار که در گفتمان اصلاحی، صلح به هنگام همچون نبرد به هنگام ارزش دارد.

در رو یا رویی با شرایط امروز، مناسب ترین شیوه ی رفتار اصلاح طلبانه، از خود کردن دولت روحانی و نزدیک شدن به آن است به گونه ای که خروجی رفتار دولت برآورنده ی آرمان اصلاح طلبی باشد.

مطالبات جریان اصلاحات

برای از خود کردن دولت، ببینیم منظور و مراد جریان اصلاح طلبی چیست؟ از شعارهای اصلاح طلبانه این است که نخست، قانون اجرا شود، در گام بعدی، حقوق افراد در همه ی ابعاد آن به رسمیت شناخته شود و در نهایت، شفافیت در گفتار و عمل سیاسی پدیدار شود.مجموعه ی این معانی، به دست هر کسی محقق شود، تحقق رفتار اصلاح طلبی است.

اما برای تعامل با اصلاح طلبی و بیان توقعات از دولت روحانی نیاز است جایگاه خودمان را به عنوان بدنه ی اصلاحات ببینیم و درک کنیم و بدانیم که توقع بستر سازی برای تشکیل دولت اصلاحات، برای ۴ سال دیگر، انتظار بی جایی است. خواست های ما از دولت روحانی باید برای امروز و احقاق وعده ها باشد. یعنی آنها موظف اند قانون و وعده هایشان را دنبال کنند که این امر خود بستری برای رشد و شکوفایی اصلاح طلبی خواهد شد و شرایط را برای حمایت دولت  از جریان مطلوب ما برای آینده مهیا می کند.

از دیگر سو، با نقد رفتار اصلاح طلبانه در صدد استحکام ریشه ها و ایجاد چشم انداز مطلوب بر آییم . نقد رفتار اصلاح طلبانه در شرایط کنونی این است که بدانیم در مسیرمان چقدر دچار بی راهه شده ایم و چگونه هدف را گم کرده ایم ؟ دید همه جانبه به مقوله ی اصلاحات  ما را به این آگاهی می رساند که گاهی میان ایده اصلاح طلبانه  و عمل اصلاح طلبانه  لزوما انطباق وجود ندارد.

و صرف پیروزی در انتخابات، عمل، فکر و رفتار در حوزه ی اصلاحت نیست بلکه باید توجه کرد از «کجا شروع کردیم، به کجا می خواهیم برسیم و اکنون کجاییم»

ضعف نظری و تشکیلاتی دامن گیر اصلاحات

حمید حسامی، کنش گر سیاسی اصلاح طلب، نیز ضمن تبریک سال های پرتلاش خیام نامه در پاسخ جوادی حصار گفت: آسیب شناسی اصلاح طلبی در دوران اعتدال با این فرصت کوتاه مقدور نیست و تشریح ابعاد قصه هم آسان نیست. به رغم اشارات آقای جوادی حصار، اصلاح طلبان و جریان اصلاح طلبی دو نقطه ی آسیب پذیر دارند: اول ضعف در مسایل نظری است و دیگر ضعف در ایجاد تشکیلات در بدنه ی حامی جریان اصلاحات  که از روشنفکران  تا سکولارها و از مذهبیون تا ملی گراها را شامل می شود، به لحاظ نظری آن ها باید ابعاد مختلف وجودی خود را تبیین کرده باشند.

ضعف سوم، ناتوانی در ایجاد انسجام است، نه به صورت لزوما کلاسیک، بلکه یک ارتباط وسیع همه جانبه ی فراگیر و استفاده از بدنه ی اصلاح طلبان؛ آن ها  از بدو تولد در سال ۷۶ تا امروز، دچاتر مشکل نظری و تشکیلاتی هستند. تا زمانی که این مشکل حل نشود، به جای تاثیرگذاری بر شرایط، تابع آنند که خود، موجب نگرانی همیشگی است .

حسامی از ارایه ی نقشه ی راه استراتژیک برای اصلاح طلبان سخن گفت و افزود بیش و پیش از هر چیز، باید بر سر یک چارچوب نظری تدوین شده به توافق برسیم ، فقدان این مساله مشخصا آزاردهنده است و در بزنگاه هایی، چون برنامه ی رای اعتماد آقای بی طرف، کاملا خودنمایی می کند. تا زمانی که هماهنگی و انسجام مشخص وجود نداشته باشد نمی توانیم دورنمایی از آینده برای مردم و بدنه ی حامی اصلاحات که تنها سرمایه ی آن است، داشته باشیم و این در حالی است که مردم هم چاره ای ندارند جز اینکه به اصلاحات دل ببندند. اگر چه حضور شخصیت های کاریزماتیکی چون خاتمی، کمک به اصلاحات است اما این جریان باید فراتر از نام ها باشد، ما از شهر خودمان، نیشابور، تا سطح ملی دچار این مشکل اساسی هستیم واین یک مطالبه ی وسیع و اولویت دار است . راست ش مردم پیش از تغییر وضع موجود خواهان تغییر اصلاح طلبان اند و این موجب حمایت و دلگرمی آنان هم می شود.

فرهنگ فراموشی و فراموشی فرهنگ

هادی بکاییان که دکترای تاریخ دارد و از آغاز در کنار خیام نامه بوده است، گفت: مهمترین نکات درباره ی آسیب اصلاحات به علاوه ی موضوعات مورد بحث دوستان، اضطرار و ساختار، که در طول تاریخ، از مشروطه تا به امروز، مردم ایران گرفتارش بوده اند، عدم شناخت از اصلاحات است که نه تنها اقشار مردم، بلکه تحصیل کرده های ما را هم در بر می گیرد. بخش نظری مساله را از دانشگاه باید آغاز کرد و بین دانشگاهیان و مردم، پیوند عمیق تری ایجاد نمود. گسست از مردم و بدنه ی جامعه آسیب بزرگی است؛  چقدربین مردم و قشر دانشگاهی  ارتباط برقرار شده است؟ سهم خواهی مدیران را هم باید از متن جریان اصلاحات زدود که خود عامل سرخوردگی مردم از این طیف می شود و پس از هر انتخابات نمایان تر! بکاییان درادامه گفت: شاه کلید موفقیت یا آسیب، کار فرهنگی است که معمولا فراموش می شود، در حالی که تنها چیزی که در این جامعه جواب می دهد، برای نسل جوان مان، کار فرهنگی است. برقراری ارتباط با کودکان و نوجوانان از طریق معلمان و واقف کردن نسل آینده ساز به آرمان های اصلاحات، کاری زمان بر اما پر ثمر است؛ کار فرهنگی درخت گردویی است که دیر ثمر می دهد اما پربارتر است.

دولت روحانی ایده آل ما نیست اما رای ما هست

حمید گرمابی، نماینده اصلاح طلب مجلس، به عنوان آخرین سخنران به مساله پرداخت: اگر چه دولت روحانی ایده آل ما نیست اما بازهم به او رای خواهیم داد چرا که انتخاب دیگری نداریم. ما با تمام توان از آن حمایت خواهیم کرد ضمن این که کارهای دولت او، به پای اصلاح طلبان نوشته می شود. وی ادامه داد: ما باید به سمت کار حزبی برویم، هر چند معضل فعلی، عدم تمایل افراد به عضویت در حزب و تیم است، حتی در مجلس، اما برای موفقیت و نتیجه ی مطلوب، چاره ای جز این نداریم . جوانان ما در انتخابات پرشور و انرژی هستند، پتانسیل کار تیمی و عضویت در احزاب را هم دارند و گلایه شان این است که فقط در زمان انتخابات به آن ها رجوع می شود و پس از آن، از یاد می روند، ما برای این مساله هم برنامه ریزی نداریم . نگرانی ازاین است که در انتخابات آینده مردم اعتماد نکنند. به خصوص اگر دولت، مطالبات مردم را فراهم نکند دیگر این معجزه شاید در انتخابات بعدی اتفاق نیفتد و لیست ها مورد توجه مردم قرار نگیرند؛ همچنان  که در نیشابور، به رغم ترکیب نسبی مناسب شورا؛ لیست اصلاحات خالی از اشکال نبود و مورد توجه  کافی از سوی مردم هم قرار نگرفت. گرمابی در پایان سخن ش از خانواده ی خیام نامه که در خلال تبلیغات انتخابی به تبیین گفتمان جریان اصلاح طلبی کمک شایانی کردند، تشکر کرد.

پارلمان و دولت در تناقض با ساختار حزبی

دور گفتگو به جوادی حصار رسید و او هم در جمع بندی عنوان کرد: آن چه در آغاز ذکر کردم، در ارتباط با دولت بود اما اگرآسیب شناسی رفتار اصلاح طلبانه در منظومه ی سیاسی کشور یا در مواجهه با مطالبات خودشان را بخواهیم بررسی کنیم، حاصلش می شود همان گفتگوی یکساعت و نیم من با محمد خاتمی که خدمت ایشان عرض کردم رفتار جبهه ای برای کوتاه مدت ممکن است، اما برای بلند مدت، نیاز به احزاب قدرتمند داریم. خوب است ۵۰ نفر از اعضای مشاوران شما در سه یا پنج حزب تقسیم شوند و در قالب احزاب قدرتمند، ماهانه به شما گزارش دهند. حضور این مشاوران در سامان بخشی و سازمان دهی احزاب موجب می شود اگر اتفاقی دور از انتظار برای شما بیفتد، مثال آن چه برای دیگر سران اصلاحات رخ داد، بدنه دچار سردرگمی نشود و اگر هر حزب، زنگ خود را در تهران به صدا در آورد تا زابل، اندیمشک و ارس، بدنه ی احزاب بدانند چه باید بکنند.

 

جوادی حصار سخنانش را با جملاتی به پایان برد که  خود می تواند موضوع چندین میز گرد و نشست تخصصی دیگرباشد؛ او مساله ی مهم در کشور را فقدان احزاب قدرتمند به معنای واقعی حزب برشمرد و دلیل ش را ساختار پارلمانی پارادوکسیکال (متناقض) بیان کرد. وی به این نکته اشاره کرد که ما نه پارلمان حزبی داریم، نه دولت پس از به قدرت رسیدن، خود را متعهد به حزب می داند؛ تا زمانی که این تناقض حل نشود و مادامی که احزاب توان تغییر در ساختار دولت را نداشته باشند، دور باطل اعتماد- بی اعتمادیِ مردم نسبت به اصلاح طلبان ادامه خواهد داشت.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.