گرچه جز تلخی از ایام ندید ; با ذکر یادی از زنده رود پروین اعتصامی، حکیم خاتون شعر ایرانی ۱۲۸۵-۱۳۲۰

حجت حسن ناظر

 

«تنهایی» باجی است که دنیای ما از نبوغ می ستاند. «پروفسور آلبرت انیشتین»

کس در جهان مقیم به جز یک نفس نبود

کس بهره از زمانه به جز یک زمان نداشت

«آسوده خاطر، این ره بی اعتبار را

پروین .  کسی سپرد که بار گران نداشت»

« پروین شاعر تربیت و اخلاق است، مبتنی بر اندیشه های عرفانی.» «دکتر غلامحسین زرین کوب»

سرایشگر بیت الغزل های معرفت، ملکه ی زنان شاعر، منادی محبت، پاکی، مردم داری، حکیم خاتون شعر ایرانی، متواضع، پاک نیت، خوش خو، در طریق حقیقت پایدار. به گفته ی علامه قزوینی: «او رابعه ی دیگر دهر است.»

رسوخ در اشیا و واداری آنها به بازیگری، جان بخشی به اشیاء در کارگاه خیال، تامل در احوال انسان، گل و گیاه، در شیوه ی سرایش منحصر به خود و در شعر پارسی فنومن «پدیده»، بعضی ها او را با لافونتن «۱۶۹۵-۱۶۲۱» همانند می دانند.

او دادگری است که با شمشیر قلم ستم ستیزی را با قامتی ستوار و قدم هایی متین و قلمی موقر پی گرفت، صیادان جان شکار را نشانه رفت و به درد آمده ای از بدبختی ملت و آزرده  ای از زرپرستی و زمین خواری اصحاب قدرت بود، فلک کج مدار را به خوبی می شناخت و عقل پرستان را نقد می کرد، در گلستان هنر شعر ایرانی هر غزل پروین چمنی معطر، روح نواز و جان پرور است، تکاپوگر عدالت اجتماعی، بهر ه مند از سرچشمه ی افکار پیشینیان بی انکه در دام تقلید و تکرار فرو غلتد، ارائه گر عواطف بشر دوستانه، حامی فرودستان، فرو افتادگان و محرومان، لطیف و مادرانه در همان حال مالامال صداقت، اصالت و صمیمیت تا آنجا که ملک الشعرای بهار اشعار، آراء و افکار پروین را ترکیبی از سبک و شیوه ی معنوی و لفظی می داند همراه با استقلال خود و در جاهایی به شعرای خراسانی خاصه ناصر خسرو و در جایی دیگر شیوه ی شعرای عراقی به ویژه شیخ اجل سعدی نزدیک می بیند.

در اوج ناامیدی با پرو بال و هنر پرواز نمود و شارح حقیقت شد و دل خونین دانایان را تسلی گردید، سرمایه ی هستی را علم دانست نه زر و مال و باورمند بر اینکه تنها روح باید توانگر باشد.

«رهایی ات باید، رها کن جهان را

نگه دار ز آلودگی پاک جان را.»

مانند فلاسفه معتقد بود: «تا زنده ایم مرگ نیست، چون مرگ آمد ما نیستیم» پس هراسی نیست، کنایات، مجاز ها، استعارات و تلفیق اندیشه های عرفانی و مضامین اجتماعی در آثار پروین متموج است. آثار پروین تنها نظم نیست و او را نمی توان به ناظم بودن در شعر متهم ساخت، او روح شعر است، التهابات درون آدمی را می شناسد و بیرون می ریزد و از درام دردناک حیات حکایت می کند. آشیانه ی بی مادر را فهم کرده و در پاک نمودن اشک یتیم بیقرار است، به اصالت های ملی ایران دل بستگی های وافر دارد و در نهایت ، روح مجسم فرهنگ است ،  مسلط به ادبیات تازی و پارسی با پدری فاضل و اهل قلم «یوسف اعتصام الملک آشتیانی»، اشعار پروین ناظر به این بیان است که: «اگر متکبران تاریخ به سخن متفکران تاریخ گوش دل می سپردند ملک و ملت ها را بر باد نمی دادند.»

هر چند از ایام ناموافق جز تلخی ندید اما هر چه خواهی سخنش شیرین و موافق طبع اهل ادب است، بزرگ ترین خرمی را از آن می دانست که خاطری را سبب تسکین شود و خود چنین بود، پروین نمرد چرا که  « هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق. »

«گرچه جز تلخی از ایام ندید

هرچه خواهی سخنش شیرین است»

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.