کوچ ناگزیر یاران

در شماره ی پیشین در گفتاری با عنوان خیام انگلیسی و حکیم نیشابوری سخن به اینجا رسید که ادوارد فیتز جرالد در گزینش واژه ها و نقل مفاهیم رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری نوعی تسامح و بی تعصبی به خرج داده است و به نیازهای روحی –فرهنگی مردمش بیش از دفاع از مرز واژگان زبان انگلیسی توجه کرده است.

و در ادامه باید گفت ، گستره ی نگاه خیام و موضوع غالب رباعیات وی از دیگر عواملی است که این تساهل را دو چندان می کند.

فیتز جرالد به عنوان معرف اندیشه ی خیامی در غرب با تلفیق مفاهیم فرهنگ و ادبیات ایران و ادبیات اسپانیایی زبان و ادبیات یونان معجونی برای آزردگی های بشر غربی ارائه داده است و البته مایه ی اصلی آن را از خیام نیشابوری گرفته است و فضای ایرانی  -شرقی را برابر چشم انگلیسی زبانان زنده و مجسم کرده است .

وی در ترجمه ی خود از پند و اندرز مستقیم و شعار زدگی می پرهیزد و این اثر را که پیش از جنگ ارائه کرده بود، بیشتر به همنوایی با روح درد مند انسان پس از جنگ می پردازد؛ چیزی که نیاز اروپای بعد از جنگ جهانی اول است؛ و به همین دلیل با استقبال مردم رو به رو می شود. از دیگر سو در رباعیات خیام و به پیروی از آن در ترجمه ی آزاد فیتز جرالد سخنی از قدرت طلبی یا سود جویی نیست. و این ویژگی  ، رنگ و بوی بی نیازی و آزادگی را در میان مخاطبان می پراکند.

این آزادخویی حاصل نوعی کنش دو سویه است . یعنی هم محتوای رباعیات خیام از نوعی طبع بلند حکایت می کند و هم خوانندگان و مترجمان معمولا به روایت شفاف این آزادگی پرداخته اند  آنچنان که  مخاطب از دایره ی اهداف ، تمایلات و اغراض فردی و گروهی و حتی ملی بازتر می اندیشد و در حوزه ی باور ها و فرهنگ نیز دیگران را غریبه یا معاند لجوج نمی پندارد. و نوعی همنوایی ، همدردی ، هم اندیشی و هم سویی بشریت را در برابر آلام روحی انسان در طول تاریخ فریاد می کند.

اندیشه و آرمانی فراتر از دایره ی تنگ نیاز های مشترک انسان با حیوان .

اما حسرت واندوهی بی کرانه از سرنوشتی نا گزیر بی هیچ نشانی از ترس و بی نشانه ای از طلب آزمندانه ی زندگی جاوید در رباعیات خیام دیده می شود.  گویا وی مانند برخی از اهالی هنر و اندیشه جاودانگی بر گستره ی  خاک ،  مضمون غالب سخنش نیست ، و به آن نمی پردازد،  اما  ارزیابی  واقعیتها ی نا گزیرزندگی انسان او را از پرداختن به ارزش ها و خواسته هایی که مرتبط و معطوف به  زر و زور است باز می دارد .شاید ازاین رو است  که نام ونشانی از حاکمان در رباعیات خیام دیده نمی شود .و همین ویژگی ، سخن خیام را ازبسیاری  بزرگان فرهنگ وادبیات ممتاز می کند گویا همین رنگ و بواست که  سخن فیتز جرالد را هم  با اندک تفاوتی که حاصل جغرافیای فرهنگی آن است ، سر شار می سازد. برای نمونه یک رباعی خیام وبرگردان فیتز جرالد  را می آوریم ودر پایان متن وی  را به فارسی بر می گردانیم تا امکان نگاهی ازاین روزن را هم به دست داده باشیم .

یاران موافق همه از دست شدند                در پای اجل یکان یکان پست شدند

بودیم به یک شراب در مجلس عمر           دوری دو سه پیشتر زما مست شدند .

Lo! Some we loved, the loveliest and the best

That time and fate of all their vintage prest

Have drunk their Cup a round or two before

And one by one crept silently to Rest

بنگر! آنان که دوستشان می داشتیم، بهترین و دوست داشتنی ترینشان،

که زمان و سرنوشت همه ی میوه ی زندگی آنان را فشرد وافشره ی حیاتشان را گرفت؛

پیشتر از این، یاران یک دوجامشان را نوشیده و رفته اند،

و یکی یکی بی صدا و سینه خیز، زمین گیر مرگ شدند.

 

در گرد آوری این نوشته از مقاله های “فیتزجرالد، مترجم انگلیسی ترانه های خیام”، اثر استاد مسعود فرزاد؛ و “فیتزجرالد و حکیم عمرخیام”، اثر پیتر یوری، ترجمه ی هوشنگ پیرنظر؛ هر دو از کتاب می و مینا به کوشش علی دهباشی کمک گرفته ام. برگردان رباعی به قلم فیتزجرالد نیز از کتاب “رباعیات خیام، پنج زبانه” انتشارات پارمیس،۱۳۹۵ گرفته شده است.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.