کلبه کتاب

مهدی کاکلی

نوبهاراست وگل و خار غزل می خواند

درود! به کلبه کتاب خوش آمدید! در ماه بهشتیِ سال امیدوارم حال و هوای شما نیز رو به راه بوده و به دور از جار و جنجال های روزگار و گرفتاری های روزمره زندگی و کار، قدر طبیعت این روزهای نیشابور را بدانید و گاهی سری به دشت و صحرا بزنید و «دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورید» و اگر فرصتی هم دست داد چند صفحه ای کتاب بخوانید و یادتان باشد که: «گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفته اند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید» پس بهتر که کتاب بخوانید زیرا: «باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند»! با این مقدمه که یقین دارم حسابی دُز کتابخوانی خونتان بالا رفت و سرانه ی مطالعه ی کشوری نیز! برویم و با هم یکی دوتا کتاب تازه را ورق بزنیم.

3 (2)گُل رخسار

«گل رخسار»، شاعر بزرگ تاجیک این هفته مهمان ماست با دیوان کاملی که به کوشش انتشارات نگاه در ۷۵۲ صفحه منتشر شده است. خوشبختانه بر جلد کتاب تصویر بانوی شاعر آمده است و بازرسان محترم وزارت ارشاد گیر نداده اند که درج تصویر زنان بر روی جلد کتاب ممنوع است! البته از گلرخسار خانم، سن و سالی گذشته و ایشان زاده ی ۱۳۲۶ خورشیدی هستند و نزدیک به هفتاد سالی دارند. به گفته علیرضا رئیس دانایی: «آنانی که گل رخسار را از نزدیک می شناسند به نیکی می دانند که او چه عشق شورانگیزی به ایران و ادبیات پارسی دارد و با چه ارادتی از رودکی و فردوسی و حافظ و سعدی سخن می گوید.» ایشان در مقدمه کتاب همچنین می گوید: «کتاب حاضر یکی از کامل ترین و غنی ترین مجموعه هایی است که از اشعار گل رخسار در ایران چاپ و منتشر می گردد و مشتمل است بر کهن سروده ها اعم از غزل و قطعه و رباعی و چهارپاره و نوسروده هایی که بازتاب دهنده ی نوع نگاه و سرایش او در روزگار کنونی است.» سیمین بانوی خودمان خانم بهبهانی هم متنی را در سال ۱۳۸۹ برای گل رخسار نوشته است که در بخشی از آن می گوید: «آنچه مرا واداشت تا این مختصر را بنویسم احساس عمیق ایران دوستی و وطن پرستی این بانوست که حوادث خوب و بد چند قرن گذشته نتوانسته مرز احساس و علاقه او را به دیار نیاکانی اش در هم شکند و گرچه اکنون خطوط مرزی و قراردادی ایران و تاجیکستان از یکدیگر جداست لیک سینه خواهد شرحه شرحه از فراق، تا که گوید رنج و درد اشتیاق…»

مقدمه طولانی شد، چند شعر از گل رخسار را با هم بخوانیم:

نوبهار است و گل و خار غزل می خواند/ شرر و شرشره و نار غزل می خواند/ سردی جان و غم و غصه ی هجران! بدرود/ وصل از دولت دیدار غزل می خواند/ چشم نگشاده به روی عدم از طور حرم/ غنچه اندر بغل خار غزل می خواند/ باده را شور نهان است و شر خوان رزان/ باد از نکهت گلزار غزل می خواند/ عشق در شه رگ اعجاز مجازی دارد/ سور منصور سر دار غزل می خواند/ لال با پنجه و لب ساز طرب جور کند/ لاله در شعله ی اسرار غزل می خواند/ بندگی با همه بند و قفس اش آزاد است/ زندگی با گل رخسار غزل می خواند/.

***

شاه نامه داستان نام و ننگ است/ شاه نامه داستان اشک و خون است/ شاه بیت شاه نامه مرگ سهراب/ شاه مرد شاه نامه سرنگون است/ وای از شرم توان ناتوانی/ پرچم تنهای کاوه غرق خون است/ شاه خامه آه نامه می نویسد/ خیر اندر چنگ شر زار و زبون است/ جنگ با خود تا جهان باقی است باقی است/ صلح با خود درک احساس جنون است/ شاه نامه داستان صلح و جنگ است/ شاه نامه داستان اشک و خون است./

***

بیت گفتم/ ناله آمد/ لاله گفتم/ ژاله آمد/ ماه گفتم/ هاله آمد/ عشق گفتم/ از دل خاک/ حسرت صد ساله آمد…/ تار گفتم/ نور نامد/ غصه خوردم/ سور نامد/ ژاله گفتم/ سنگ بارید/ ناله کردم/ با صدایم هم دلی هم جور نامد…/ زندگانی دزد بوده ست/ زحمتش بی مزد بوده ست…/.

یک ذهن بالدار

3 (3)این هفته یک کتاب تازه ی نیشابوری به دستمان رسید از آقای سعید پرویزیان با عنوان «یک ذهن بالدار». به گفته مولف، «این کتاب یک سفر ذهنی، عرفانی و فلسفی است که مخاطب خاص خود را می طلبد» و البته در قالب داستان روایت شده است. بهتر است با هم، سطرهای آغازین کتاب را بخوانیم:

«در طول زندگی انسان، دیر یا زود زمانی فرا می رسد که بر حسب احتیاجی خاص، یک جهان بینی شخصی، درون خود را بکاود و بتراشد تا لایه های زیرینی وجودش را بررسی کند. من هم زمانش که می رسد خودم را بر پشتم می گذارم و به راه می افتم. مسیرهایی هست که مرا به اعماق وجودم هدایت می کند، به تالار آیینه ها، هاله ها، خاطره ها، خلوت ها، خوشی ها، افسردگی ها و عبوسی ها… تاریکخانه های کابوس و وحشت و البته رویاهای ماورایی!… رویاهای ماورایی!… هیچ چیز بدون درک این نیاز برایم معنا و مفهومی ندارد.

در زندگیم، همیشه لحظاتی وجود دارند که راست یا دروغشان را نمی دانم. نمی دانم چه قضاوت و عکس العملی نسبت به آنها داشته باشم، مثل تجربه کابوس، خواب و رویا که در وحله اول واقعی ولی پس از بیداری ماهیت گول زننده شان آشکار می شود. برایم، حیاتی ترین نکته این است که تشخیص درستی نسبت به خواب و بیداری، واقعیت و توهم داشته باشم. زیرا فقط در این صورت است که می توانم اعمالم را کنترل و زیر نظر بگیرم، اما به ندرت پیش می آید که در این مورد به نتیجه ای قاطع رسیده باشم. تشخیص واقعیت از توهم!… دنیاهایم عمیق تر از این حرف هاست، به این سادگی ها قابل تشخیص نیستند!»

«یک ذهن بالدار» را انتشارات شالان تهران در ۱۲۰ صفحه ی قطع رقعی منتشر کرده است. قیمتش هم ۵۰۰۰ تومان است و می توانید از کلبه کتاب کلیدر تهیه اش کنید.

میزبان: کتابخانه

هفته قبل سری به خانه آقای «حجت حسن ناظر» زدیم و از کتابخانه ی ایشان کلی عکس گرفتیم! کتابخانه پربار و زیبایی که هر قفسه اش حرف ها دارد. یکی دو قفسه کتاب های مولفین نیشابوری، یک قفسه دیوان اشعار، یک قفسه تاریخ تمدن، کتاب های دکتر زرین کوب، دکتر ندوشن، آثار دکتر شفیعی کدکنی، کتاب های هنری کمیاب و نایاب، شاهنامه شاه طهماسب و… در کنار این ها عکس ها و یادداشت های خاطره انگیز و تابلوهای نفیس که اگر از آقای ناظر می خواستیم درباره ی همه این ها یکی یکی توضیح دهد شاید لازم بود یک روز تمام مهمان ایشان باشیم. چون امکان درج تصاویر بیشتری در نشریه نیست فعلا یک عکس از این کتابخانه تقدیم شما می کنیم. شرح کامل دیدار و بقیه عکس ها را می توانید در کانال تلگرام ما به نشانی @teleklidar بخوانید و ببینید. راستی قرار است این ماجرا ادامه داشته باشد و به بازدید کتابخانه های دیگری هم برویم! چهره های فرهنگی، هنری، ادبی و سیاسی شهرستان گوش به زنگ باشند و کتابخانه شان را گردگیری کنند که ممکن است سرزده سر و کله مان پیدا شود! تا دیداری دیگر بدرود!

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.