کلبه کتاب

 مهدی کاکلی

برای گاو شدن باید بزرگ بود!

درود! به کلبه کتاب خوش آمدید! یادم است قدیم ترها که کتاب های ممنوعه کلا ممنوع بودند و اینترنتی هم در کار نبود که بتوان آن ها را دانلود کرد یک سری کتاب های کاغذکاهی دست به دست می چرخیدند و به مرور از گوشه ها کاغذهایشان شروع به ریختن می کرد و یواش یواش پودر می شدند! از آن جمله کتاب های ر.اعتمادی، پرویز قاضی سعید و امیر عشیری را می توان نام برد که اولی عاشقانه می نوشت و آن دو تای دیگر پلیسی و جنایی. نمی دانم اسامی لاوسون، سامسون و ریچارد برای شما هم نوستالوژیک هستند یا نه!؟ این ها قهرمان های داستان های پرویز قاضی سعید بودند. در کنار این ها چندتا شخصیت خارجی هم داشتیم مثل مایک هامر، شرلوک هلمز و آرسن لوپن که کتاب های این ها هم طرفداران ویژه ای داشت. در بین این ها شخصیت آرسن لوپن برایم خیلی جذاب بود! یک دزد بین المللی نجیب و باکلاس که انگار از سرقت های کلان و حیرت انگیزش لذت می برد و خوشش می آمد سربه سر کارآگاهان بگذارد! همه ی این ها را گفتم که خبر بدهم به تازگی یک انتشارت رفته به سراغ کتاب های جناب موریس لبلان که خالق شخصیت آرسن لوپن است و دارد یکی یکی کتاب هایش را منتشر می کند. بد نیست نگاه دقیق تری بیندازیم به این شخصیت در ویکی پدیای فارسی:

آرسن لوپن

آرسن لوپن شخصیتی داستانی است که نخستین بار در مجموعه رمانهای پلیسی- جنایی نوشته شده توسط موریس لبلان، نویسنده   ی فرانسوی پدید آمد، و چنان مورد استقبال قرار گرفت که بعدها بر مبنای این شخصیت تعداد زیادی داستان و فیلم و مجموعه تلویزیونی ساخته شد. در مجموع بیست جلد از کتابهای مجموعه آرسن لوپن نوشته شد، که از آن جمله می‌توان به داستان‌های: مجادله آرسن لوپن با شرلوک هلمز، سر تنگ بلور، خانه مرموز، دزد ظریف، دندان ببر، رقاص جوان، زنگ‌های ساعت و سنگ معجزه اشاره کرد. محمد علی جمال زاده، نویسنده و داستان پرداز شهیر ایرانی، این شخصیت را در بخشی از کتاب آسمان و ریسمان خود، این گونه معرفی کرده‌است: «از جمله متقدمین همین گروه نویسندگان (منظور نویسندگان داستان‌های پلیسی است)، یکی همین موریس لوبلان فرانسوی است که بهترین کتاب‌ها و داستان‌هایش شرح حال و کارهای عیّار طرّار زبر دستی به نام آرسن لوپن است که با سرکرده شبروان خودمان، نسیم عیار معروف، لاف همسری می‌زند و همچنان که رستم زابلی از مخلوقات طبع بلند فردوسی طوسی است، آرسن لوپن هم آفریده ذهن وقاد و هوش تیز و موشکاف همین نویسنده فرانسوی است… در حق او نیز می‌توان گفت: «دزدی که بدزدد ز شهان: افسر شاهی، و ز شب: رنگ سیاهی، و ز یک ذره: دو قنطار، و ز یک حبّه: دو دینار، و ز عصفور: پر مرغ…!»

در تاریخ اجتماعی ایران نیز شخصیت آرسن لوپن به صورت یک ضرب المثل درآمده و از جمله گاهی نزد عوام، افراد شارلاتان و چاچول باز با نام آرسن لوپن خوانده می‌شوند و مثلا در مورد چنین افرادی گفته می‌شود که: «فلانی خیلی آرسن لوپن است»، یا: «عجب آرسن لوپنی هست این فلانی! نام یا صفت آرسن لوپن، گاهی در مورد برخی افراد ایرانی به کار گرفته شده‌است. از جمله یکی از شاخصترین این افراد، می‌توان به فردی به نام سیدمهدی بلیغ اشاره کرد. وی یکی از باهوش ترین و زبده ترین و در عین حال جسور ترین، سارقین و کلاهبرداران ایرانی بود. در مورد دزدی‌ها و کلاهبرداری‌های عجیب و حساب شده  او، روایات و داستان‌های بسیار نقل می‌شود.

فعلا اما اگر علاقمند به خواندن داستان های آرسن لوپن شدید این کتاب ها هر سه با ترجمه متین ابراهیمی توسط نشر مصدق منتشر شده اند: «خانه مرموز»، «دندان ببر» و «حلقه ازدواج».

6 (1)روابط ایران و هند

در ویژه نامه ی نوروزی خیام نامه اشاره ای به کتاب های مولفین نیشابوری در سال ۱۳۹۴ داشتیم. چند روز پیش، دوستی کتابی را از یک مولف نیشابوری آورد که اگرچه تاریخ چاپش مربوط به سال ۱۳۹۳ است اما برای کامل شدن آرشیو کتاب های نیشابوری اشاره ای گذرا به آن می کنیم. این کتاب، «تاریخ روابط ایران و هند» نام دارد که مولف آن همشهری نیشابوری ما «اصغر دستمالچی» است. ایشان در مقدمه ی کتاب آورده اند: «در این کتاب پیشینه روابط ایران و هند و روند مناسبات مردم دو سرزمین از عهد باستان تا زمان استقلال هند به نحوی موجز توضیح داده شده است. نظر به اهمیت نهضت استقلال و آزادی خواهی هندوستان و اینکه اختلافات قومی، عقیدتی و سیاسی در این ایام توسط قدرت استعماری انگلیس تشدید شد لذا مناسب آمد که تصویری از پیدایش و رویش جنبش استقلال طلبی و رهایی از اسارت بیگانه ارائه شود.»

و این هم چند سطر از متن کتاب که اداره  ی نشر وزارت امور خارجه در ۲۷۶ صفحه ی قطع وزیری با قیمت ۱۰۵۰۰ تومان منتشر کرده است: «پیروزی ایران در دادگاه بین المللی لاهه مورد توجه مطبوعات هندی قرار گرفت و این که برای اولین بار یک دادگاه بیطرفانه پی به حقانیت ادعای یک ملت ستمدیده برد. گفتنی است که در دادگاه لاهه قاضی هندی به این دلیل که در شورای امنیت شرکت داشته است در رای گیری شرکت نکرد. مصدق، «مهاتما گاندی» ایران است عنوان مطلب روزنامه هند چاپ کلکته مورخ ۵ فوریه ۱۹۵۳ است. که در ادامه نوشته است ایران امروز به وجود دکتر مصدق می بالد و حاضر است در راه نیل به هدف مقدس خود همه نوع فداکاری کند. مصدق مثل گاندی رهبر آسیا محسوب می شود و مانند آن مرحوم سرسخت ترین دشمن امپریالیسم است. ما مردم هند همان احترام و تکریمی را که نسبت به گاندی داریم برای مصدق نیز دارا می باشیم.»

تِله کلیدر!

شما می توانید با پیوستن به کانال تلگرامی کلبه کتاب کلیدر همه روزه از تازه ترین خبرهای بازار کتاب باخبر شوید و هر روز معرفی اختصاصی یک کتاب را ببینید و چند سطری از آن را هم بخوانید. کافی است در بخش سرچ تلگرام عبارت @teleklidar  را جستجو کنید و یا به شماره ۰۹۳۶۲۰۰۲۱۲۰ پیام بدهید. این هم چند تا از آخرین کتاب هایی که همین هفته ی قبل منتشر شده اند: چگونه به اینجا رسیدم . باربارا دی آنجلیس با ترجمه اعظم عزیزی/  نقد عقل محض . ایمانوئل کانت با ترجمه بهروز نظری/  وقتی قوها پیر می شوند . خدیجه شریعتی/  مدیر باش رییس .   ساعد باقری/ نارنجستان ناخودآگاهی .  میرجلال الدین کزازی . / جمهوری خواهی . مایوریتسیو ویرولی با ترجمه حسن افشار/  اشراقها، اوراق مصور رمبو . بیژن الهی/ جودت بیک و پسرانش . اورهان پاموک  ترجمه ی علیرضا سیف الدینی/ سنگ و دایره.  پل سلان  برگردان ازسهراب مختاری.

 چند شعر گاوی!

هفته ی قبل خبر انتشار کتابی از اکبر اکسیر را دادیم با عنوان «شعرهای گاوی». در این کتاب، همراه با شعرهای تکراری آقای اکسیر که پیش تر منتشر شده اند، شعرهایی از ابوالقاسم تقوایی هم آمده است. این هم چند تا شعر از این کتاب:

بهزیستی نوشته بود:/ شیر مادر، مهر مادر، جانشین ندارد/ شیر مادر نخورده، مهر مادر پرداخت شد/ پدر یک گاو خرید/ و من بزرگ شدم/ اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت/ جز معلم ریاضی ام/ که همیشه می گفت:/ گوساله، بتمرگ!

***

چوپان چراگاه ارض موعودم/ گوسفندان زیادی در من می چرند/ گرگ های زیادی از من می درند/ سگ های زیادی با من می دوند/ چیزی به موسی شدنم نمانده است/ این گوساله ها اگر بگذارند!

***

ساعدی/ مهرجویی/ انتظامی/ برای «گاو» شدن/ باید بزرگ بود.

***

جنون گاوی؟/ یعنی آقای دامپزشک!/ گاوها هم عاشق می شوند؟

***

گاو به دنیا آمدیم/ گاو زندگی کردیم/ گاو مردیم/ گناه بزرگ ما/ پیشانی سفید ما بود.

 

6 (2) 6 (3) 6 (4) 6 (5)

 

 

 

 

 

 

 

6 (8)

6 (9) 6 (10)

 

 

 

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.