کشتار با اره برقی در تگزاس

کشتار با اره برقی در تگزاس

تیتر زده ایم: «شب وحشت در بلوار فضل»! برخی دوستان هم می گویند اخبار قتل و جنایت را تیتر می کنید تا بفروشید! خب وقتی خبر نباشد خبرسازی و شایعه پراکنی رونق می گیرد. چه خوب است که در چنین حوادثی که ذهن بسیاری از همشهریان را درگیر می کند هرچه سریع تر از منابع رسمی، خبررسانی شود تا به کنجکاوی مردم پاسخ داده شود و شایعات بی اساس شکل نگیرد. خیام نامه هم سعی می کند در تیتر صفحه ی نخست به مهم ترین خبر هفته بپردازد و البته حتما توجه کرده اید که در کنار اخباری که از جرم و جنایت های اخیر در این نشریه منتشر شد، تحلیل ها و دیدگاه های افراد صاحب نظر هم آورده شد تا شاید تلنگری باشد برای مسئولانی که سعی دارند چنین وقایعی را به حاشیه ببرند و بر آن سرپوش بنهند. مسئولانی که باور ندارند حال و روز مردم ابرشهر فکر و فرهنگ و اندیشه این روزها خوب نیست. خیام نامه افتخار می کند که تیتر اولش خبر افتتاح بیمارستانی ۶۰۰ تخت خوابی در نیشابور باشد؛ یا کلنگ خوردن پروژه ی فرودگاه نیشابور، یا فراخوان دیدار با دکتر شفیعی کدکنی در فرهنگسرای سیمرغ، یا خبر حضور یک تیم فوتبال از نیشابور در لیگ برتر کشور، یا برگزاری کنسرت شب نیشابور با حضور استاد شجریان در کنار آرامگاه خیام، یا خبر تصویب اهدای مسکن با اقساط بلندمدتِ بدون بهره به عروس و داماد در شب عروسی شان یا…

امان از چاپ لوسی

نمی دانم کوروش بود داریوش بود کمبوجیه بود یا خشایارشاه که گفته بود خدایا کشور ما را از سه چیز در امان نگاه دار: خشکسالی، دشمن و دروغ! به تازگی محققین دانشگاه علمی کاربردی خیابان رازی، سند تازه ای را پیدا کرده اند که نشان می دهد آن پادشاه محترم، ۴ مورد را نام برده اند و اولی اش چاپلوسی بوده است. اما متاسفانه کسی که مسئول تایپ و تکثیر این بیانیه بوده چون خودش از چاپلوسان دربار بوده است چاپلوس را حذف کرده و به سه تای دیگر بسنده نموده است. این روزها دشمن که دور تا دور ما را گرفته است، خشکسالی هم که با این وضع بارندگی، محتمل است، دروغ هم که نگو! اما امان از چاپلوسی، وای از چاپلوسی فریاد از چاپلوسی. به جان خودم رسما برای چاپلوسی رای می گیرند و تصویب می کنند و تایپ نموده و تکثیر می کنند. آی امان!

فوتبال اون جوری

هفته ی گذشته آرزو کردیم تیم فوتبال مان حذف نشود که شد! حالا بی خیال، چهار سال دیگر انتقام می گیریم. اما به همین بهانه بد نیست اشاره ای بکنم به یک موضوعی. الان مسئولان محترم ما حسابی اصرار دارند که تیم های بانوان ایرانی در مسابقات جهانی با حجاب کامل حضور یابند و این را در راستای حفظ ارزش های اسلامی می دانند. بسیار خوب ما هم کاملا موافقیم حرفی نیست. اما مگر ارزش های اسلامی همه اش خلاصه می شود در حجاب بانوان و دست ندادن با فلان مسئول مذکر مسایقات؟ رعایت این سر جای خودش اما چرا برای آقایان توصیه نمی کنند که ارزش های اسلامی را حفظ کنند؟ چطور؟ مثلا چرا بازیکنان تیم فوتبال ما به دروغ خودشان را زمین می اندازند و قصد فریب داور را دارند؟ چرا خطای کارت قرمزدار می کنند؟ چرا برخلاف اصولِ بازی جوانمردانه، وقت کُشی می کنند؟ چرا با کارت پایان خدمت جعلی در تیم ملی یک کشور اسلامی حضور پیدا می کنند؟ اصلا وقتی که یک آقای روحانی را مسئول منشور اخلاقی بازیکنان فوتبال گذاشته ایم باید بازیکنان فوتبال ما خطا نکنند اگر هم کردند خودشان از داور معذرت خواهی کنند. اگر هم توپ به دستشان خورد خودشان بازی را متوقف کرده و توپ را روی نفطه ی پنالتی بکارند. حتی اگر با تیمی ملی سوریه، یمن یا فلسسطین هم گروه شدیم برای روحیه بخشی به ملت های دوست و برادر به آن ها شیش صفر ببازیم.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.