کرونولوژی یک رویداد تلخ

 

مروری بر آنچه گذشت:

نیشابور به تعبیر استاد شفیعی کدکنی این «فشرده ی ایران بزرگ»؛ چه در ابتدای قرن سوم هجری (انتخاب شدن به عنوان اولین پایتخت ایرانی پس از اسلام توسط طاهریان) چه در روزگار نو و انتخاب حسینی به عنوان شهردار! همواره کانون خبر بوده است. در ماه ها و به ویژه دو هفته ی اخیر؛ فقط به دلیل اخبار حوزه ی شهری و شهرداری، این  دیارکهن در کانون توجه اهالی رسانه قرار داشته است. مرور این اخبار و تحلیل آن خالی از لطف نیست:

shahrdarفروردین ۱۳۹۴: شورای شهر نیشابور در دومین گام استیضاح، به محمدحسن زرندی رای اعتماد نداد و در حیرت و بی اعتمادی شهروندان «بتویی» را به سرپرستی انتخاب کرد.

اردی بهشت۱۳۹۴: پس از فراخوان و دعوت گسترده ی شورا برای ارائه ی رزومه، افراد گوناگونی برای پذیرش مسئولیت شهرداری اعلام آمادگی کردند. اکثریت شورا با ادای سوگند(!) تصمیم به انتخاب فردی معین با تحصیلات مرتبط دانشگاهی برای شهرداری گرفتند، اما یک مقام نظامی  طی تماس تلفنی با بسیاری از طرفداران این فرد در شورا؛ آنان را از این انتخاب به دلایل واهی نهی کرد، و این اعضا هم سوگند خود را زیر پا گذاشتند.

اردی بهشت ۱۳۹۴: شورا با برگزاری جلسات متعدد برای شنیدن نظرات کاندیداهای شهرداری؛ سرانجام با هدایت و راهنمایی های یک مقام نظامی و تلاش های وافر یک عضو غیر نیشابوری مستعفی شورا! «عباس حسینی» بازنشسته را که به گفته ی خودش: «صاحب شرکت و درآمد میلیونی و بی نیاز مادی از شهرداری» و از نظر مدیریتی قاطع تا آن جا که در «شهرداری بجنورد شهرداری چی ها از ترس او پشت درخت ها پنهان می شدند»  را به این سمت مهم برگزید. و انتظار برای صدور حکم او از وزارت کشور آغاز می شود.

خرداد۱۳۹۴: شهرداری همچنان با سرپرستی ناپلئونی اداره می شود و هر روز اخبار جدیدی در باره ابلاغ شهردار می رسد.

تیرماه ۱۳۹۴: بالاخره از دومین شهردار شورای چهارم رونمایی می شود و در روزی گرم در فرهنگسرای وکیلی عده ای سرتا پا گوش می شوند تا از مهم ترین انتخاب شورای چهارم رونمایی شود! خیلی ها امیدوارند با حضور فرماندار و شهردار بومی نیشابور تکانی بخورد.

مرداد ماه ۱۳۹۴: اخباری به گوش می رسد که حسینی حقوقی بیش از «رییس جمهور» را برای اداره ی شهرداری نیشابور طلب کرده است.

شهریور و مهرماه ۱۳۹۴: اطلاعات موثق حکایت از صدور سه چک ۲۰ میلیون تومانی در سه ماه متوالی تحت عنوان علی الحساب حقوق، برای شهردار دارد.

مهرماه۱۳۹۴:خبرها حکایت از مسدود شدن ۳۵۰ میلیون تومان از وام بانک کشاورزی شهرداری به علت بدهی های شخصی شهردار! دارد و…

آبان ماه۱۳۹۴: افشاگری بزرگ خیام نامه از چندین مورد تخلفات و روند نامطلوب و غیر قانونی در شهرداری و برخی اعضای شورا؛ افکار عمومی شهر و برخی نهادهای امنیتی و نظارتی را نسبت به آن چه در شهرداری و شورا می گذرد؛ حساس می کند.

دی ماه۱۳۹۴:  بازرسی وزارت کشور برای آگاهی از کم و کیف قضایا مبادرت به اعزام دو بازرس به شهرداری نیشابور می نماید. شهردار برای بازرسان دستور تهیه ی سوغات نیشابور می دهد. دو عدد انگشترفیروزه به ارزش پانزده میلیون ریال تهیه و به بازرسان هدیه می شود، بازرسان این دو را هم ضمیمه ی پرونده می کنند!

بهمن ماه ۱۳۹۴: شهردار برای پاره ای از توضیحات عازم تهران می شود. گویا وضعیت برایش چندان مناسب نیست. اما حسینی و حامیان ش  به بازماندگان دوره ی قانون ستیزی «معجزه نژاد» سخت امیدوارند و تلاش می کنند با تکیه بر برخی ارتباطات و رایزنی های پشت پرده، ماجرا را حل و فصل کنند.

بهمن ۱۳۹۴: رییس شورای شهر ماندن حسینی به عنوان شهردار را حتی برای «یک دقیقه» به صلاح نمی بیند و استیضاح شهردار کلید می خورد.

اسفند ۱۳۹۴: استیضاح اعلام وصول می شود اما حامیان شهردار در شورا که در انتخابات مجلس از یک «شیخ محافظه کار» حمایت نموده و اتفاقا شکست خورده بودند؛ با زیرکی و با هدف خرید زمان؛ استیضاح را به بعد از عید نوروزموکول می کنند. محافظه کاران حیات و ممات سیاسی و اقتصادی جریان سیاسی خود را برای پیروزی در انتخابات سال ۱۳۹۶در حفظ  شورا وشهرداری  می دانند.

اسفند ۱۳۹۴: به دستور شهردار و از بودجه ی شهرداری، بر خلاف قانون مبلغ پنج میلیون تومان «پاداش» به حساب هر یک از اعضای شورا واریز می شود. پاداشی که همت آبادی، اقبالی، صادقی، کاشفی و  پارسا در همان روزهای اول پس دادند، اما هوشمند، سکاکی، حسینی قاضی، صالح آبادی، شریعتمدار، صائب نیا و بلالی هیچ گاه بازپس ندادند و شاملی پس از مدتی آن را به حساب شهرداری واریز کرد.

فروردین ۱۳۹۵: خیام نامه علاوه بر افشای عیدی پنج میلیونی؛ خبر از دریافتی های سرسام آور شهردار داد. بر این اساس شهردار بابت هشت ماه حضور در این سمت بیش از یکصد و شصت میلیون تومان حقوق و مزایا دریافت نموده بود.

اردی بهشت ماه ۱۳۹۵: گویا شهرداری آبستن حوادث جدیدی است. خبرهای تایید نشده حکایت از رفت و آمدهای مشکوک شهردار به تهران دارد. در همین میان، شهردار با تدبیر مشاوران خود در نشریات اجاره ای، سخنرانی قبل ازنماز جمعه و برخی مساجد؛   مستقیم و غیر مستقیم خیام نامه را نشریه ای سیاه و کثیف و خیام نامه ای ها را «فتنه گر» می خواند.

۱۱خرداد ماه ۱۳۹۵: بالاخره حکم «هیات رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان وزارت کشور» به حسینی ابلاغ شد.حسینی عزل شد.

۱۳خرداد : شورا در جلسه ای فوق العاده ضمن دریافت رسمی حکم عزل حسینی؛ مسلمی را به عنوان سرپرست انتخاب می کند.

۱۴خرداد  : حامیان شهردار در شورا و برخی «شبه فعالین سیاسی شهر» هجمه ی سنگینی را علیه حکم صادر شده به راه می اندازند و ضمن سیاسی خواندن آن؛ خبر از غیر قانونی بودن انتخاب مسلمی می دهند.

۱۶ خرداد  : شهردار و «جدی» عضو مستعفی شورا و کاندیدای شکست خورده ی انتخابات مجلس در حوزه ی شیروان که گویا نقش بازی گردان را برای شهردار، برخی از اعضای شورا و شهروندان نیشابوری «بازی» می کند، و خود را محق برای دخالت در امور نیشابور می داند؛ در تهران و دیوان عدالت اداری به دنبال لغو حکم هیات رسیدگی به تخلفات وزارت کشور هستند.

۱۹ خرداد: ناگهان در فضای مجازی تصویر ابلاغیه ای دست به دست می شود که حکایت از دستور یکی از شعب دیوان عدالت اداری مبنی بر توقف اجرای حکم برکناری حسینی دارد.

۲۰خرداد: حسینی که گویا تشنه ی خدمت است، قصد حضور در محل کار سابق خود را دارد. به گفته ی رییس شورا او با دادستان و فرمانده ی تیپ ۲۱ در این خصوص صحبت می کند و ظاهرا قضیه منتفی می شود.

۲۲خرداد:  اولین روز هفته،  ناگهان حسینی با بیست نفر از اعوان و انصار در شهرداری حاضر می شود، دفتر شهردار به تصرف در می آید و فتح الفتوحی توسط مدعیانی صورت می گیرد که پیش تر خود را «دلسوز» نامیدند. حسینی اکنون در مسند شهردار جعل «حکم» می کند! خبر به سرعت منتشر می شود. بزرگان شهر برای رسیدگی، «شورای تامین» عالی ترین نهاد مشورتی و امنیتی شهرستان را تشکیل می دهند. جلسه بدون نتیجه خاتمه می یابد.

۲۵خرداد:دوره ی دوم شهرداری حسینی به مانند دوران «استبداد صغیر» محمدعلی شاه قاجار کوتاه است. دستور توقف اجرای حکم شهردار از سوی شعبه ی دیوان عدالت اداری لغو می شود. حسینی و شرکای مدعی ارزش ها (مادی یا معنوی؟!) در شوک فرو  می روند. او باید برود. پیاده یا سواره فرقی نمی کند. او رفتنی است اما گویا رییس شورا و حراست اجازه می دهند او بر مرکب سیاه شهرداری برای آخرین بار سوار شود و از شهرداری خارج شود. حسینی باید به زودی ساختمان ماه و ستاره را هم تخلیه کند با دنیایی از سوالات بی پاسخ… و البته تکلیف بسیاری از مسایل مالی و اموال عمومی نیز که در تصرف شهردار است، باید معین شود.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.