کاوه ای پیدا نخواهد شد

خودمان مانع اصلی شادی و لذت بردن از زندگی هستیم!

شادی یکی از مهمترین منابع قدرت و توانایی انسان است. انسان های شاد سالم و خوشبختند. آنها با خوش بینی بر داشته های خود تمرکز می کنند. وقتی عینک خوشبینی به چشم زده باشی، فرصت های بیشمار هستی برای بهتر شدن زندگی را دیده و حتی از ناکامی ها با خلاقیت برای پیشرفت و شادی بیشتر بهره می بری. تحقیقات دانشمندان ثابت کرده است که شادی، باعث سلامت جسمی، ذهنی و روحی انسان ها می شود. انسان های شاد، همچون آهنربا در مسیر زندگی فرصت ها خوب بودن و بهتر شدن را جذب می کنند. حتی تلخ ترین حوادث و موانع نیز نمی توانند این انسان ها را از شاه راه شادی منحرف کند. خوشبختانه شادی و غم ما به چرخ روزگار ربطی ندارد و هر انسانی می تواند با تغییر خود دست یابی به این منبع بی پایان قدرت، به سادگی مشکلات سخت زندگی را رفع کند.

اما بیشتر ایرانیان، هنگام مواجهه با طوفان ناکامی و موانع، انتظار دارند مردی به سرعت از راه برون آید و کاری بکند. آنها توقع دارند بدون زحمت و تلاش، طوفان آرام شده و آنها کامیاب شوند. اگر هم از کسی خبری نشد، آرزو می کنند سقف فلک شکافته شده و همه چیز ویران شود. استاد اخوان ثالث در شعر بی نظیرش کاوه یا اسکندر، وقتی از آمدن کاوه نا امید می شود، اسکندری را می جوید که همه چیز را ویران کند. بیشتر مردم در برابر مشکلات به دیگران چشم می دوزند و چون ابزار غلبه بر مشکلات را نمی شناسند، نا امیدی در پندار و گفتار و رفتار شان موج می زند. گفته می شود ایرانیان از نظر افسردگی جزو رتبه های برتر جهان هستند. افسردگی، پرخاشگری، تزلزل شخصیت و نفاق، زمانی شکل می گیرد که انسان ها راه درست شاد زیستن را نمی شناسند و یا در انتخاب آن تردید می کنند. نا امیدی سرآغاز ندیدن داشته ها  و نیستی است. بدون تردید برای اصلاح جامعه، هر فردی باید از خودش شروع کند و کاوه ی خودش باشد.. تا من های شاد و خوشبختی نباشند، مای جمعی شاد و جامعه ی خوشبختی نخواهیم داشت.  در این یاد داشت ترجمه ی نوشته ای از «استیو ریزو» تقدیم مخاطبین خیام نامه می شود. او راه شاد زیستن، قدر داشته ها را دانستن و موفقیت را به ما نشان می دهد.

پیش از روز برگزاری استند آپ کمدی ام، افراد طنز پرداز زیادی را می شناختم که شادی خود و ابراز آن را به تعویق می انداختند. آنها برای شاد شدن مشکل داشتند زیرا فکر می کردند تا زمانی کارشان مورد تایید داوران قرار نگیرد نمی توانند شاد باشند. من این موضوع را میدانم زیرا یکی از آنها بودم.

 در طول سال ها تجربه در کار خنداندن مردم، مشاهده کرده ام همکاران نزدیکم به افراد عبوس، حسود و رنجوری تبدیل شده اند که از خنداندن مردم لذت نمی برند. فارغ از اینکه به دنبال این باشیم چرا ایشان خود را به این روز انداخته اند، واقعیت این است که آنها می خواستند در تلاش و حرفه ی خود یک ستاره شوند. در ذهن آنها ستاره شدن، تنها چیزی بود که خوشحال شان می کرد. 

دنیای تجارت طنز و استند آپ کمدی، تنها شغل آنها شده بود. تمام هستی شان حول به دست آوردن اکتشافات تازه ی کنایه ها و نکات ظریف می چرخید. به این فکر نمی کردند چگونه خودشان دارند از دست می روند. مشاهده ی این موضوع که آنها به خود اجازه نمی دادند فرصتی یافته و از سایر ابعاد وجودی خود در زندگی شان استفاده کرده و شکر گذار باشند دلسرد کننده بود. هستی و بودن آنها ظاهری و سطحی بود. آنها کلوپ به کلوپ اجرا داشتند و از تعدادی مخاطب به سوی تعدادی دیگر نقل مکان می کردند. در حقیقت افسار زندگی را رها کرده و بی اختیار فقط کار می کردند و کار و کار. همزمان منتظر یک فرصت بزرگ بودند(ستاره شدن) که یک روزی در آینده رخ داده و آنها را خوشحال کند. به نظر می رسد برای برخی، انتظار خوشبختی و شادکامی، در زندگی و در تجارت(به ویژه هنگامی که سطح بالایی از برخورداری دارند)، یک فضیلت است. من جمله ای پند آموز را به یاد دارم که می گوید: «همه ی چیزهای خوب نصیب انسان هایی می شود که بردبار و شکیبا هستند.» بیایید در مورد این جمله پند آموز گفتگو کنیم. به باور من انتظار و شکیبایی بیشتر اوقات و البته نه همیشه، فضیلت است. من آن را درک می کنم. ما باید صبر کنیم تا میوه ی کار و زحمات مان برسد و به قول معروف، از سرکه حلوا ساخته شود. اما نه به قیمت سرخوشی و خوشبختی خودمان.

در حقیقت این روایت در ارتباط با صبر توصیه می کند برای خوشبختی منتظر بمانید، زیرا در مسیر زندگی، خوشبختی در آخرین مرحله و در منزلی، به نام صبر و شکیبایی اقامت دارد. به باور نگارنده گوینده ی جمله ی فوق چشمان خود را به کلی بر این  واقعیت که تجربه ی لذت و شادی می تواند در طول مسیر و در جریان حرکت به سوی آینده قرار داشته باشد، بسته است. «ای آقا/ خانم، طول می کشد که میوه ها برسد. چرا ضمن رسیدن به منزل آخر و درست شدن حلوا، از چیدن و خوردن چند خوشه انگور لذت نبریم؟»

مطالعات نشان داده است زمانی که مردم در طول فرایند تلاش برای رسیدن به چیزی یا هدفی، از زندگی لذت می برند، خلاق تر بوده و کارآیی بیشتری دارند. افراد با نشاط از چالش ها سریعتر نجات یافته و راه حل های بیشتری خلق می کنند. چرا منتظر لحظات و زمان های خوب باشیم؟ چرا همین الان لحظات شاد و خرمی ایجاد نکنیم؟ در واقع، اکنون تنها زمانی است که لحظات و ثانیه های خوش می تواند اتفاق بیافتد. به قول لئو تولستوی، تنها یک زمان مهم وجود دارد و آن زمان، همین لحظه است زیرا ما نسبت به آن برخلاف گذشته و آینده، قدرت ایجاد تغییر داریم.

من باور دارم شادی فقط می تواند در حال حاضر، در همین لحظه ای که برای رسیدن به یک هدف تلاش می کنید، تجربه شود. هیچ دلیلی وجود ندارد نتوانید برای آینده برنامه ریزی کنید، اهداف تعیین کنید، روال روزانه خود را انجام دهید، با وقایع غیر منتظره سر و کار داشته باشید و همزمان با لذت از زندگی، کارهای روزانه تان را انجام دهید.

چگونه؟ با تمرکز بر روی داشته ها، به جای خوردن حسرت نداشته ها. با قدر دانی و شکر گذاری از چیزهایی که زندگی به ما داده است به جای نفرین و لعنت به خاطر چیزهایی که در اختیار مان نیست. با انتخاب های روزانه ای که قدم به قدم ما را از موقعیت ها و لحظات اندوه بار و استرس زا دور می کند و در عوض ما را به فعالیت هایی وادار می کند که شادی و امید نتیجه ی آن است. انسان هایی که لذت بردن از جریان زندگی را شبیه حرکت با شور و نشاط یک قطره در رودخانه ای به سوی دریا تصور می کنند(و این یک انتخاب است)، نه تنها به هدفشان می رسند، بلکه شکر گذار هستی خواهند بود. به نظر من چنین موفقیتی بی پایان است.

خبر خوب این است که همیشه فرصت های تازه برای شادی وجود دارد. تصور کنید در ایستگاه راه آهن مرکزی بزرگی زندگی می کنید، جایی که قطارهای حامل لحظات شادی و اندوه درطول ساعات شبانه روز بدون انقطاع می آیند و می روند. بخت و اقبال با کسی است که به فرصت های شادی و خوشبختی به سرعت چنگ می زند. گاهی اوقات آنها درست در مقابل تان هستند. بدون تصمیم به شادمانه زیستن، ممکن است نتوانید بر قطار شادی تمرکز کرده و قدرش را بدانید.

با وجود اتفاقات تلخ و ناگوار، می توان با تمرکز بر تصمیم شاد زیستن،  شادی های فراوان محیط را جذب کرده در زندگی موفق باشیم. هنگامی که هدف تمرکز و شیوه ای که فکر می کنید را برای جذب شادی ها تغییر می دهید، نگرش شما تغییر می کند. وقتی تغییر در پندار شما اتفاق می افتد، گفتار و کردار تان نیز تغییر می کند. بنابراین هدف تمرکز و اندیشه ی خود را با هم تغییر دهید. به عبارت دیگر، از نظر اندیشه به دنبال کشف یا ابداع لحظات با نشاط باشید و از بعد تمرکز، بر «داشته هایی» که حقیقتا می توانند سرچشمه ی شادی های بیشتر باشند تمرکز کنید.

چه در خانه مشغول تمیز کردن پارکینک و یا نظافت باشید و چه سرگرم روابط شغلی در محیط کار یا در حال مقایسه ی دو برند از لباس های شب عید هنگام خرید یا در حال آماده شدن برای ورزش و حتی برنده شدن در یک مناقصه جهت شرکتی که کار می کنید، حق شما است که از زندگی تان لذت ببرید.

این جمله شاه کلید دست یابی به خوشبختی باشد: درک و اعتقاد به اینکه شادی حق شخصی شما است، درست همانند حق شما برای زندگی. باید قوانینی ایجاد کنیم تا اطمینان یابیم هیچکس نمی تواند حق ما را برای شاد بودن نادیده بگیرد.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.