چرا مردم به ادارات دولتیِ محلی اعتماد ندارند؟ ( چالش شفافیت سازمانی و مشارکت مردم )

 

امروزه بر هیچ کس پوشیده نیست که رسانه ها در تعمیق دموکراسی و بسط حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، نقش حیاتی دارند. تاثیر رسانه های جمعی در سه سطح فراملی، ملی و بومی صورت می گیرد. برخی رسانه های جمعی را به عنوان چهارمین رکن نظام های سیاسی مردم سالاری تعریف کرده و از آن به عنوان نگهبان یا چشم مردم یاد می کنند. ارتباط رسانه ها با سیاست متقابل بوده و این دو تاثیرات بسیاری بر هم دارند. به عنوان مثال رسانه ها در افزایش آگاهی و مشارکت سیاسی شهروندان موثرند و از طرف دیگر دولت ها و سیاستمداران قوانین و حدود آزادی رسانه ها را در یک جامعه تعیین می کنند. گفته می شود بدون وجود رسانه های آزاد، سخن از حکمرانی خوب بی معنا است. رسانه ها در سطح بومی نیز می توانند به حکمرانی خوب کمک کنند.

اگرچه تحقیقات گوناگون در سراسر دنیا تاثیر وجود رسانه های آزاد بر کاهش سوء استفاده از قدرت و فساد در یک جامعه را ثابت کرده اند اما مطالعات جدید نشان می دهد علاوه براین رسانه های آزاد می توانند بر بالا بردن سطح کیفی حکمرانی موثر باشند. اگر جامعه را به عنوان یک نظام منسجم در نظر بگیریم، ورود رسانه ای آزاد به سیستم جامعه، خروجی اش کاهش فساد و افزایش کیفیت حکمرانی است.

تایید قانون یک چیز است و اجازه ی اثر گذاری آن چیز دیگر. بیش از نیمی از دولت های عضو سازمان ملل در احترام به حق مردم برای دست یابی به اطلاعات که ذیل بند ۱۹ اعلامیه ی حقوق بشر آمده است شکست خورده  اند. خبرنگاران بر اساس معاهدات بین المللی در انجام وظایف خود باید آزاد باشند اما برخی دولت ها اجازه نمی دهند خبرنگاران اطلاعات را به آگاهی عموم برسانند. برعکس روزنامه نگاران تهدید می شوند، کتک می خورند، زندانی می شوند، تحت آزار و اذیت قرار گرفته و ترور می شوند. متاسفانه نیروهای تاریکی اجازه نمی دهند مردم به نور آگاهی دست یابند. زیرا حیات شان در نبود روشنایی و جهل مردم است و به همین دلیل به هر شکل و حیله ای راه نفوذ تشعشعات خورشید دانایی را می بندند.

سازگاری ادارات محلی با رسانه ها و تولید ارزش در استفاده از آن در ارتباط با مشکلات و چالش هایی که مردم هر منطقه با آن دست و پنجه نرم می کنند نیازمند دانش، فهم و بهترین عملکرد است. در حقیقت نگارش این یاد داشت در این برهه از زمان با این گرایش است که دانش و فهم فواید استفاده از رسانه های جمعی توسط مدیران محلی بر اساس تجربیات گوناگون، مورد پذیرش و عمل قرار گیرد.

البته بیان اهمیت و نقش رسانه های جمعی در حکومت های محلی دشوار است. زیرا هر روز شاهد افزایش تعداد و نوع ابزارهایی هستیم که مورد استفاده قرار گرفته و هر روز به نوعی سطح پوشش و نفوذ رسانه ها تغییر می کند. در بیشتر سازمان های محلی مهم، تحقیقات نشان می دهد شهروندانی که نسبت به سازمان  محلی و وظایف آن از طریق رسانه های جمعی آشنا هستند در مقایسه با شهروندانی که این آشنایی را ندارند، تعامل و ارتباط بهتری داشته اند.

مطالعات همچنین نشان می دهند استفاده دو جانبه از رسانه های جمعی، می تواند اعتماد مردم به نهادها را افزایش دهد. این یافته ها همچنین اثبات می کند رسانه ها ابزاری قدرتمند برای نمایندگان دولت هستند تا بتوانند شفافیت سازمانی خود را افزایش داده و به این طریق مردم را ترغیب کنند فعالیت های مشارکت جویانه ی شهروندی خود را بیشتر کنند.

رسانه ها می توانند بازدهی سازمان های محلی را در تمامی حوزه ها افزایش دهند. برای مثال آنها می توانند با کمک به ایجاد اجتماعات و تشویق شهروندان به پیوستن به کمپین های گوناگون، پذیرش خدمات دولتی را افزایش داده و امور مرتبط با ایمنی شهروندان را بهبود می بخشند.  در مقایسه با دولت ملی، نهادهای محلی در استفاده از ابزار رسانه ها می توانند نوآوری بیشتری داشته باشند. زیرا غالبا در یافتن مکانیسم های جایگزین محدودیت کمتری دارند. با این وجود در حالیکه سازمان های محلی با کمبود منابع مالی دست و پنجه نرم می کنند، مزیت داشتن اجتماع کوچک تر و قابل شناسایی تر، جبران می شود زیرا می توان به خوبی از ابزار رسانه ها برای خدمت رسانی و درگیر کردن شهروندان جهت دست یابی به اهداف سازمان بهره جست.

رسانه ها جمعی برای حکومت های محلی در ارتباط با چالش افزایش شفافیت سازمانی و ارتقای مشارکت شهروندان فرصت هایی ارائه می دهند. شفافیت سازمانی و بهبود مشارکت شهروند واقعا مهم هستند و موجب فشار برخی گروه ها بر سازمان های اداری  محلی می شوند. این گروه ها ماهی فرصت طلبانه ی غیر قانونی خود را وقتی می توانند بگیرند که آب گل آلود باشد.

برخی از مطالعات بیانگر انزجار و نبود اعتماد مردم به نمایندگان دولتی است. در این شرایط به منظور بازسازی اعتماد عمومی و افزایش تعداد انجمن های حامی، نیاز است ارائه ی خدمات بهبود یافته و قواعد تبعیض آمیز و عوامل ناکارآمدی از بین برود. این اقدام می تواند درک مردم را از سازمان بهبود بخشد. به ویژه به این خاطر که برخی از محققان اثبات کرده اند فرسایش اعتماد به نمایندگان حاکمیت به دلایل ناکارآمدی و تبعیض هایی است که به اکثریت آسیب می رساند.

در صورتی که چنانچه یک سازمان علی رغم باد های مخالف، در قرار دادها و صورت مالی خود شفافیت داشته باشد و از طرف دیگر، تبعیض و پارتی و رانت را به درون خود راه ندهد، مردم اعتماد خود را باز سازی کرده و با مشارکت خود کیفیت خدمات رسانی را تعالی می بخشند.

محققان معتقدند که ادارات دولتی با برابری در خدمت رسانی و اجراهای اثر بخش می توانند احساس اعتماد شهروندان را باز گردانند. راهبرد افزایش مشارکت شهروندان در حکمرانی محلی و ارتقای شفافیت در فعالیت های ادارات و سیاست مداران، می تواند انتظار مثبت اعتماد عمومی و سرمایه گذاری شهروندان را در کارهای حکومتی به دنبال داشته باشد. به همین شیوه، مشارکت بیشتر شهروندان در عملکرد حکومت ممکن است کارمندان محلی دولت را برای پذیرش بیشتر مشارکت شهروندان برانگیزاند و یک گفتگوی عملکرد گرا بین مدیران بخش خدمات عمومی و اجتماع شان به وجود آورده که سبب بهبود خدمات در  نظر و دیدگاه شهروندان می شود.

رسانه های جمعی توانایی افزایش سرمایه گذاری شخصی را در حکومت ارائه نموده و سطوح مشارکت بین شهروندان و بدنه ی حکومت را بهبود می بخشد. ابزار رسانه ها اجازه می دهد روابط حکومت و مردم از پارادایم «نگاه از بالا به پائین و یک طرفه بودن به پارادایم تعامل پایدار متقابل تغییر کند.»

به هر حال، استفاده ی بهینه از رسانه ها توسط مسئولین محلی در نیشابور نیازمند فهم و اگاهی از چگونگی استفاده از این ابزار و راهبردهایی است که شفافیت  را افزایش داده و موجب شکل گیری و رشد مشارکت شهروندان می شود. از این رو هر تلاشی برای رشد این آگاهی و استفاده از پتانسیل رسانه ها برای پیشرفت جامعه توسط مسئولین سازمان ها و ادارات دولتی قابل تقدیر است.

رسانه های جمعی در سطح ادارات محلی قادر هستند شهروندان را به مشارکت تشویق کرده و شفافیت ادارات دولتی را افزایش دهند. برای مثال ادارات دولتی می توانند با استفاده از رسانه ها تاثیر گذاری خود را در بین مردم افزایش دهند. برای تعیین بهترین عملکرد متقابل و درک منافع و خطرات استفاده از رسانه ها در حکومت های محلی، باید مطالعات عمیق تری صورت گرفته و تجربیات سایر سازمان ها و جوامع، از مدیریت رسانه ها گرفته تا عواملی که بر انگیزه ی سازمان ها در استفاده از رسانه ها تاثیرمی گذارد و همچنین نحوه ی انتخاب ابزار رسانه ای  مورد واکاوی قرار گیرند.

تحقیق و مطالعه درباره ی موضوع نقش رسانه ها در حکمرانی خوب در سطح بومی هم دارای اهمیت تئوریک و هم دارای اهمیت کاربردی و استراتژیک است. باید هدف از تحقیق تهیه و تدوین شواهد و اطلاعات موثقی باشد که به سازمان های محلی در یافتن بهترین شیوه ی افزایش مشارکت و رشد مشارکت مردم کمک کند. مطالعات می تواند در زمینه ی اطمینان بخشی به مردم در ارتباط با وجود پایگاه با ثبات و قوی برنامه ریزی و توسعه ی سیاست های اداری، فراهم ساختن توانایی ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد متقابل، بهبود کارآمدی سازمان و مقرون به صرفه بودن هزینه ی ارائه به خدمات و … باشد. بدون تردید مطالعات نشان خواهد داد که چگونه بهبود روابط سازمان ها با رسانه های محلی می تواند اعتماد متقابل و دسترسی به اهداف سازمانی را موجب شود. علاوه براین مطالعه ی رابطه ی سازمان ها با رسانه ها به مسئولین محلی اجازه می دهد تا به راحتی با ارزش های جدید شکل گرفته در عصر ارتباطات و روابط دو سویه ی نهادها و مردم کنار آمده و از آن نه به عنوان یک تهدید بلکه به عنوان یک فرصت بزرگ استفاده کنند.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.