چرا زلزله فاجعه می شود؟

حبیب اله قربانی

کارشناس ارشد مطالعات جهان

با زلزله رفاقت کنیم!

زلزله حیات می بخشد. فاجعه نیست. بلا و مصیبت یا حادثه و اتفاق نیست. همیشه بوده است. از اولین روز آفرینش و قبل از خلقت انسان وجود داشته و نتیجه ی خشم خدایان یا گناهان بشر نبوده است. همانگونه که سیل و طوفان و خشکسالی و …، نیز چنین نبوده اند. در واقع هر جزء و پدیده ای در جهان، با هستی پیوند خورده و بدون آن حیات بشر و بقای انواع موجودات در هاله ی از ابهام فرو می رود. زلزله با تخلیه ی تدریجی انرژی های نهفته در هسته ی کره ی زمین از انفجار و نابودی یکباره حیات جلوگیری می کند. بنابراین زلزله مرگ آفرین نیست. زلزله حیات بخش است.

فلات ایران از دیرباز بارها پدیده های طبیعی مختلفی چون سیل، زلزله و خشکسالی را تجربه کرده است. بسیاری از تمدن ها به وسیله ی آنها نابود شده و تمدن ایران نیز از دوران باستان همیشه با این تهدید مواجه بوده است. البته برخورد خردمندانه با مظاهر طبیعت نه تنها از آثار زیانبار شان می کاهد بلکه می تواند گامی بزرگ در جهت تکامل انسان و خلق تمدن های بزرگ باشد. می دانیم که بخش های وسیعی از دنیا از کم آبی و خشکسالی در رنجند. در مناطق کم آب تقریبا هیچ تمدن بزرگی شکل نگرفته است. لیکن ایرانیان با بهره گیری از عقل و دانش توانستند بر کم آبی به وسیله ی حفر قنات فائق آمده و یکی از بزرگترین تمدن های بشری را خلق کنند. در حقیقت عقل و دانش موهبتی است که به کمک آن انسان می تواند نسبت به پدیده های جهان شناخت پیدا کرده و از آنها در جهت رشد و تعالی خود سود ببرد.

در صد سال اخیر دانش و نگرش بشر نسبت به نماد های هستی از جمله زلزله، سیل و طوفان تغییر کرده است. گفته می شود در سال ۱۹۲۳ در ژاپن در منطقه ی کانتو زلزله ی ۷٫۲ ریشتری صد هزار نفر کشته گرفت. این باور که پیش بینی زلزله ممکن نیست اما می توان از آثار زیان بار آن با طراحی مناسب ساختمان ها، برنامه های امداد رسانی فوری، آموزش مردم و …کاست ، باعث شده که در سالیان اخیر مقاومت تاسیسات شهری، امداد رسانی فوری و برخوردهای انسان دوستانه ی مردم ژاپن هنگام وقوع زلزله، تحسین جهانیان را به همراه داشته باشد. معمولا بعد از هر زلزله و یا حادثه ای مردم ژاپن کشورشان را بزرگتر و بهتر از قبل باز سازی می کنند. فرهاد قنبری دانش آموخته ی جامعه شناسی معتقد است در زلزله و سونامی ۲۰۱۱،  مردم ژاپن با صبر و متانتی تحسین برانگیز و مثال زدنی شکل جدیدی از نوع دوستی و فداکاری در راه دفاع از جامعه خود را به نمایش گذاشتند.

خسارات سیل، زلزله، طوفان و خشکسالی زمانی کاهش پیدا می کند که شناخت و نگرش اعضای یک جامعه نسبت به آنها تغییر کند. تمدن هفت هزار ساله ی ایران زمین امروزه با تهدیدات طبیعی ویران گری مواجه است. زلزله و خشکسالی دو تهدید اساسی کشور هستند که مورد اول می تواند به یکباره و دیگری به تدریج این تمدن را نابود کند. گفته می شود زلزله ی احتمالی نیم میلیون تا یک و نیم میلیون کشته خواهد داشت. گمان نمی رود در چنین صورتی جامعه بتواند به راحتی خود را بازسازی کند. اما از این خطرناک تر کم آبی و خشک سالی است. عدم مدیریت منابع آب، مرگ تدریجی تمدن را به دنبال دارد. بسیاری از کارشناسان و مسئولین در این باره زنگ هشدار و خطر را به صدا درآورده اند. اما نگرش و عمل مردم نسبت به این موضوع هنوز تغییری چندانی نکرده است. علی رغم اینکه در ایران زلزله و سیل و کم آبی ؛ بارها آسیب های جدی به پیکره ی اجتماع وارد کرده اما تعامل ما با طبیعت تغییر نکرده است.

به نظر می رسد بین ما و کشورهایی که توانسته اند تا حدود زیادی از آثار زیان بار مظاهر طبیعت بکاهند خیلی تفاوت وجود دارد. تا با رخدادهایی مانند زلزله بم و کرمانشاه و …، به عقل خود رجوع نکنیم و تعامل عقلانی با طبیعت برقرار نکنیم هماره شاهد حوادث تلخ خواهیم بود. شرط نخست کاهش چنین خساراتی دست یابی به شناخت درست و منطقی از علل وقوع و تلاش برای کاهش خسارات احتمالی آن ها است. برای شناخت درست می توان از دستاوردهای دیگر کشورها در برابر زلزله و سایر پدیده ها سود جست.

به باور نگارنده رشد و توسعه در کشوری مانند ژاپن، که یکی از نشانه های آن خسارات کم وقوع مظاهر طبیعت است؛ نتیجه ی شایسته سالاری و پرهیز از تبعیض های ناعادلانه در اجتماع است. شایسته سالاری و نگاه به توانمندی های افراد در حوزه های گوناگون زندگی اجتماعی باعث می شود بهترین و توانا ترین افراد رشته ی امور را به دست بگیرند. معیارهای شایستگی افراد را نه آقازادگی تعیین می کند و نه انتساب به جریان های مختلف فکری. ناگزیر هستیم برترین ها را برای اداره ی امور نظام اجتماعی انتخاب کرده و فرایند تصمیم گیری را به آنها محول کنیم. نظام آموزشی، فرهنگی و سیاسی حاکم بر کشور ژاپن سال ها است در راستای تربیت انسان های اخلاق مدار و نوع دوست تلاش می کند.

تبعیض و معیارهای نادرست برای گزینش افرادی که درباره ی زندگی و سرنوشت مردم تصمیم گیری می کنند موجب می شود اعتماد اجتماعی کم شود. هر کس تلاش می کند گلیم خود را از آب بکشد و دیگران در زندگی ش اهمیتی ندارند. در زلزله ی کرمانشاه، اگر اعتماد مردم نسبت به نهادهای رسمی کم بود و همه می خواستند خود و یا توسط افراد مورد اعتماد شان به کمک زلزله زدگان بشتابند دلیلی جز نارضایتی و احساس بی عدالتی نسبت به نحوه ی انتخاب افراد تصمیم گیر نداشت. ویرانی ساختمان بیمارستان تازه ساز و مسکن های دولت ساز ثابت کرد که روند گزینش افراد برای چنین اموری مهم اشکال دارد. حتی بی اعتمادی نسبت به نحوه ی توزیع کمک های مردمی به این دلیل بود که امکان داشت در توزیع تبعیض روا داشته شود.

به هر حال هر تجربه تلخی می تواند دستاوردهای مفیدی هم داشته باشد. زلزله کرمانشاه از این قاعده مستثنی نیست. می دانیم شهر نیشابور نیز از مناطقی است که زلزله همیشه با آن دم خور بوده و خواهد بود. زلزله و البته کم آبی از جمله مظاهر طبیعت این منطقه ی جغرافیایی و در عین حال باستانی و فرهنگی است. زلزله باز هم سر وقت مردم این شهر خواهد آمد. برای همراهی با این نماد قدرت طبیعت باید آن را بشناسیم. با زلزله رفاقت کنیم. با نگاهی عقلانی، تا آنجا که می توانیم شایسته ترین ها را برای اتخاذ تصمیم گیری در امور شهر انتخاب کنیم. نگاه تبعیض آمیز به اداره جامعه سرانجامی جز شکاف طبقاتی، نابرابری، نا امیدی و خسارات جبران ناپذیر هنگام وقوع پدیده ها نخواهد داشت. برترین افراد برای اداره ی جامعه آنهایی هستند که با هر گونه تبعیض و رانتی در شهر مخالفت کرده و از افراد متخصص برای تصمیمات جمعی سود می جویند. امیدواریم زلزله در کرمانشاه سر آغازی برای زلزله در اداره ی کشور شده و شایسته ترین افراد تصمیم ساز و تصمیم گیر امور جمعی باشند. در چنین صورتی می توانیم مطمئن باشیم که خسارت های احتمالی زلزله کم و ناشی از قصور ما نبوده است. این خسارات هزینه ای است که برای تداوم حیات در کره ی خاک پرداخت کرده ایم

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.