چرا رقیب شطرنج ناصرالدین شاه را«چُرتی می گفتند»

محمد ابراهیم خان محلاتی متخلص به خلوتی و ملقب به صدیق خلوت و معروف به چرتی فرزند میرزا احمد محلاتی بوده و این خانواده اصل خودشان را به خواجه نصیرالدین طوسی میرسانند.

میرزا احمد دخترزاده شاه خلیلالله مقتول در سال ۱۲۳۲ قمری و خواهرزاده آقا خان محلاتی آقا خان اول (متوفی ۱۲۹۸ قمری) بوده و به همراه او به هندوستان رفت و بعد آقا خان میرزا احمد را با تحف و هدایا از بمبئی به نزد شاه به تهران فرستاد و محمد ابراهیم خان به همراه پدر خویش به تهران آمد. نامبرده ابتدا در دستگاه سلطنتی غلام بچه بود بعد که به سن بلوغ رسید پیشخدمت شاه شد. چندی بعد از گوش کر گردید. نامبرده مردی شاعر و نویسنده بود و از تألیفات او کتاب آداب ناصری و دیوان اشعار است. محمد ابراهیم خان و پسرش حسین خان هر دو نفر به چرتی معروف بوده و از شطرنج بازان درجه یک ایران بودهاند لکن پدر از پسر بهتر بازی میکرده و کسی بوده که گاهی حریف عزیزخان افغان نابغه شطرنج بوده است.

 علت این که محمد ابراهیم خان صدیق خلوت به چرتی معروف شد برای این بود که ناصرالدینشاه گاهی با او شطرنج بازی میکرده است و پس از چند بازی شاه را مات میکرده و همیشه چند لحظه پیش از مات شدن چون میدانسته و حساب بازی را داشته است که شاه با یک حرکت مهره و یک بازی دیگر حتماً مات خواهد شد و بازی را خواهد باخت در این هنگام چشمها را هم میگذاشته و به چرت زدن مشغول میشده و هیچ حرف نمیزده و کاملاً سکوت اختیار میکرده و در حال چرت زدن بوده است. شاه هم به فکر فرو میرفته و پی چاره میگشته که در بازی مات نشود لکن راه را برای خود پیدا نمیکرده و عاجز میمانده بعد شاه سر را بلند میکرده و میدیده که صدیق خلوت مشغول به چرت زدن است شاه به او خطاب میکرده و میگفته است چرا تو همیشه چرت میزنی عجب آدم چرتی هستی تو! صدیق خلوت در این هنگام چشمهای خود را باز کرده میگفته است قربان آن مهره را حرکت بدهید آن وقت بنده عرض خواهم کرد و نتیجه بازی معلوم خواهد شد. چون شاه کلمه چرتی را در بازی شطرنج با وی، مکرر میگفت بعدها برای صدیق خلوت و پسرش حسین خان صدیق خلوت علم گردید و هر دو نفر به چرتی معروف گردیدند لکن اعقات محمد ابراهیم خان محلاتی در موقع گرفتن شناسنامه کلمه خلوتی را که تخلص شعری او بوده برای خود نام خانوادگی اختیار نمودند.

 منبع:

 

بامداد، مهدی، «شرح حال رجال ایران»، انتشارات زوار، چاپ پنجم، تهران، ۱۳۷۸ ش.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.