چرایی رویگردانی مردم اروپا از دین رسمی و حکومتی

چرایی رویگردانی مردم اروپا از دین رسمی و حکومتی

چوب هر نخل که منبر نشود دار کنیم

بخش دوم

در شماره ی قبل علل رویگردانی مردم اروپا از دین حکومتی و رسمی را بدانجا رساندیم که؛ یکی از دلایل شروع جنگ های صلیبی را ارائه تئوری حق انگارانه از سوی مقام عالی پاپ، روحانیون و مبلغان رسمی کلیسا مبنی بر اینکه دینی که ما مبلغ آن هستیم بهترین، کاملترین و برحق ترین دین در جهان بوده و همگان باید از مقام عالی پاپ پیروی و تقلید نمایند؛ بیان نمودیم و همچین کلیسا و مبلغان رسمی آن یکی از علل بدبختی و عقب ماندگی مردم اروپا را در این دانستند که زادگاه پیامبرشان(مسیح)، در اختیار سلطه روحانیون و کلیسا نیست و کافران بر آن مسلط بوده، پس پاپ«اوربان دوم» طی فتوایی در شورای کلیسا، مسیحیان را بر علیه کافران(مسلمانان) تحریک کرده و دستور شروع جنگ های صلیبی(۱۲۹۸-۱۰۹۸ م ) را صادر کرد و با بیان اینکه «خدا نزد ماست و حقیقت با ماست پس پیروزی با ماست» مردم بی نوا را راهی جنگ کرده و خود و خانواده هایشان از نعمت ها و غنایم پشت جنگ بهره فراوان بردند و چون جنگ به نتایج مورد نظر کلیسا و مبلغان رسمی آن نرسید، این تفکر به تدریج در نزد مردم شکل گرفت که مبادا این» نمایندگان به اصطلاح خدا بر زمین» غیرواقعی و فریبکارند و حقیقت در اختیار روحانیون کلیسا نیست. از همین رو بدستور مقام پاپ و شورای کلیسا برای جلوگیری از فراگیرشدن این تفکر دو راه در پیش گرفتند:

۱-ایجاد مفاهیم نارسا در الهیات مسیحی و توجیهات جدید برای ادامه سلطه خود بر مردم

۲-ایجاد دستگاه تفتیش عقاید (انگیزیسیون) و خشونت های گسترده برای ترساندن مردم

بخشی از چگونگی عملکرد دستگاه تفتیش افکار(بازجویی عقاید) را در بخش قبل، مشروح به عرض خوانندگان آزاد اندبش رساندیم، اکنون ادامه را به گزارش جرج سارتون از کتاب «چکش ساحران» (ساحر و جادوگر اصطلاح و بهانه ای بود برای مقابله ی کلیسا و روحانیون با آزاداندیشان، متفکران، دگراندیشان و…، تا دست شان برای هر گونه جنایت ، آدم کشی و آدم سوزی باز باشد چرا که اینگونه مبلغان رسمی حکومت و کلیسا تبلیغ نموده بودند که ساحران و جادوگران چون از نیروهای شیطانی استفاده می نمایند پس از خدا و کتاب مقدس دور شده و تکفیر و کشته شدنشان واجب و ثواب دارد) تقدیم می نمایم:

«… هنگامی که بازرسان عقیده به ناحیه ای تازه ای در می آمدند، اعلان می کردند که هر کس نسبت به فردی مظنون است اطلاعات خود را بدهد.اگر کسی اطلاعات خود را مخفی می کرد، در معرض آن قرار می گرفت که وی را تبعید کنند و مبلغی به عنوان جریمه از وی بستانند. دادن اطلاع در این زمینه عنوان تکلیف و وظیفه داشت و کسانی که خبر می دادند نامشان افشا نمی شد. اشخاص متهم را که ممکن بود در میان آنان کسانی بوده باشند که دشمنان شخصی، بی جهت در حق ایشان سعایت کرده اند و از جرمی که به ایشان نسبت داده شده و از دلایل آن جرم، بی خبر می گذاشتند.چنان فرضی قبول می شد که این مردم، گناهکار و بزهکارند و بر ایشان بود که عدم گناهکاری خود را ثابت کنند.داوران هر گونه وسیله ی فکری و بدنی را برای وادارکردن ایشان به اعتراف به گناه و شناساندن همدستان خود به کار می بردند.برای تشویق متهمین به اعتراف، وعده ی بخشش یا تخفیف به ایشان می دادند.ولی آن داوران چنان می پنداشتند که برای وفاکردن به عهدی که با جادوگران و بددینان بسته اند، هیچ الزام اخلاقی ندارند و این وعده را برای مدت مختصری که در آن فاصله متهم آنچه گفتنی است بگوید، مراعات می کردند.هر عمل خارج از حدود انسانی و شرافتمندی را که نسبت به آن متهمان انجام می شد، چون برای حفظ دین، ارباب کلیسا و روحانیون بود جنبه ی مقدس می دانسته و روا می داشتند.هر چه بیشتر مردم را عذاب و شکنجه می دادند، این کار را ضروری تر تصور می کردند. اینها که گفتیم ممکن است به آسانی با مراجعه به کتاب «چکش ساحران» که چگونگی روند بازجویی از به اصطلاح بددینان، آزاداندیشان، دگراندیشان و… در آن به تفضیل آمده و کتابهای دیگر نیز بصورت منسجم تر با مظالعه ی صورت مجلس های محاکمان که عددشان فراوان است،تایید شود.»

این بخش بسیار اندکی از چگونگی رفتار روحانیون کلیسا و مبلغان رسمی آن با مردم زمانه ی خود بود. در اینگونه نظام ها و حکومتهای وابسته به آن ،از قبل همه ی مردم گناهکار بوده مگر عکس آن ثابت شود.در نظرگاه آنان، راه رستگاری آنست که از زبان مقام پاپ و مبلغان وابسته به او جاری شود و هر گرنه قرائت ، برداشت و تاویل از سوی دیگران را عین خسران، فتنه انگیزی و ناصواب دانسته و خود را در جایگاه حقیقت می دانند. با توجه به اینکه دستگاه رسمی روحانیون و کلیسا ، با قدرت های سیاسی زمانه ی خود همسو بود، انحصار طلبی و تمامیت خواهی شدیدی بر ثروت و قدرت زمانه ی خود داشتند و بیشتر منابر و رسانه های آن زمان در اختیار کلیسا و مبلغان رسمی و حکومتی بود و صدای مخالفان و منتقدان را برنمی تافتند؛ در یک کلام «چوب هر نخل که منبر نشود دار کنیم» را به روشی شایسته انجام می دادند.یا رستگاری در همراهی با کلیسا و مبلغان رسمی آن یا….

ادامه در بخش سوم

منابع:

تاریخ علم: جرج سارتون

علل گرایش به مادیگری :مرتضی مطهری

جواد حسینی

Gmail.@javadhoseini2009

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.